۱۱ پاسخ

از شما نیس تماس بگیری باید مادرتون تماس بگیرن قرار بزارن شما برادرتونو همراهی کنین

بنظرم مادرتون تماس بگیره بهتره بلخره مادر شماس بزرگترتونه

راستی برای جلسه اول اصلا شیرینی نبری ها...من این اشتباه رو کردم برای یکی شیرینی بردیم که دست خالی نرفته باشیم تا شیرینی رو دادم مادر دختر سریع دوباره بوسم کرد گفت ان شالله شیرینی عروسی دختر خوودت 🤩🤩😁 نهایت یه شکلات بسته بندی ها هستند از اونا ببر و خودت به مادر دختر بده وبگو که گفتیم دست خالی زشت نباشه

بنظر من مادرتون زنگ بزنه یه قرار اشنایی بذارن بهتره. مادرت و داداشت با هم برن خونه زندگیشونو ببینن با هم اشنا شن
حتی شما هم بری باهاشون خوبه یه اشنایی هست دیگه طوری نمیشه

ای جانم یاد پارسال خودم افتادم براخواستگاری دادشم واقعا پروسه خواستگاری هم سخته هم زمان بر

من و شوهرم واسطه ای اشنا شدیم.قرار اول با مادرش و خواهرش اومدن خونمون.من و مامانم بودیم.بعدش شماره ی همو گرفتیم و دوتایی با ام برنامه میچیدیم و هر روز هپو میدیدبم.چه روزای خوبی بود.دلم خواست😅

خودت و داداشت تنها کافیه تااگه پسند نشد دختره فشار نیاد بهش..بهشون تماس بگیر بگو با برادرم میام در حدی که همو ببینن و آشنا بشن تا ببینیم خدا چی میخواد..
من اونققققدر برای داداشم و برادر شوهرم خواستگاری و دختر دیدن رفتم خیلی حرفه ای شدم😅😅

برای آشنایی اول خودت و برادرت کافیه اگه همو پسنذیدن جلسه بعدی با مامانتون برید برای آشنایی بیشتر دو سه جلسه دختر پسر حرف میزنن هربار یکیو ببر ببینن 😀ایشالله مبارکه 😍
بعداز احوالپرسی بگو میخوایم با اجازتون یه قرار بزاریم همو ببینن اگه به توافق زسیدن خدمتتون برسیم

قبلش باید برید خونشون اگع همو پسندیدن جلسه بعدی قرار بذارید بیرون
نه چخبره تو و مامانت
اصل کار داداشته
توام باشی که تنها نباش
بعدم بنظرم واسطه باشه بهتره
اگه باهاشون سلام و علیک دارین زنگ بزن بزو خونشون حضوری بگو اگه اجازه بدین بچه ها همو بیین که اگع پسندیدن برای امز خیر و عرض ادب خدمت برسیم

بگو برای آشنایی بیشتر خدمتتون میاییم

بیشتر باید دختر بشناسی چون دختر میخواد زندگی کنه اگه کافه ایناس قرارتون همون تو با داداشت خوبه برید

سوال های مرتبط

مامان گیلاس🍒 مامان گیلاس🍒 ۴ سالگی
سلام مامانا خونه داداشم با خونه مامانم کنار همه آپارتمانیه بعد دخترم خیلی دوس بچه داره و به کسی نمیزنه دختر داداشم میاد خونه مامانم باهم بازی می‌کنن و مثل خیلی از بچه های دیگه دعوا هایی هم دارن ما داداشمو و زن داداشم میگن بچمون اصلا گریه نکنن و حساسیت نشون میدن هی به دخترم میگن نکن بکن یا اسباب بازی ها و بده دستش نمیزارن خودشون بازی کنن بچه و بچه خودشون میدن البته زنش داداشم این وسط زیاد میونمون یا زن دادشم خوب نیست پس زیاد پر داداشم و بچش میکنه من اصلان دخالت نمیکنم میگم بچه بچه خودشون میدونن حتی اگ بزنن بهم هم فقط باهم آشتیشون میدم ولی خب من تا جایی ک بتونم وقتی اینا هستن کم میرم ک کمتر باهم رو به رو بشن خاله دیشب زنگ زد ک بیاین خونه همه مون دعوت کرد منم اول قبول نکرد ک ای کاش اصلا قبول نمیکردم ک اصرار کرد رفتیم اونام آمدن اول بچه ها بازی کردن بعد یه ماشین حساب بود دخترم نمی‌داد دست دختر دادشم ایناهم یه تیکه میگن بده یا همش به بچه من میگن نکن بشین بدش بغبش نکن در صورتی ک دختر خیلی دوست دختر داداشم داره وقتی اینا اینجور عکس العمل نشون میدن دختر منم لج میکنه وسایلا و نمیده گاهی اوقات یعنی تو خونه خالم یتکه میگفتن بدش نکن منم اعصاب نکشید زنگ زدم باباش امد دنبالش رفتیم گفتم تا بحثی پیش نیومده آخه نمیگن ولشون کنیم بچه بچه خودشون میدونن بزرگتر نباید بره تو بحث بچه بنظرتون کارم اشتباه بود خالم امروز زنگ مامانم زده ک من نباید اینجور عکس العمل نشون میدادم باید بیخیال باشم راستی دادشمم امد در گفت این دوتا نباید کنار هم باشن باهم نمیسازن من باید چیکار کنم بنظرتون زیادی عکس العمل نشون دادم البته این مورد زیاده ها من یدونش تعریف کردم .. شما بودین چیکار میکردین؟