۱۲ پاسخ

منم وقتی خواهرم دنیا اومد 4 سالم بود و خوشحال ترین آدم روی زمین بودم 😍

اخ الهی بگردم.‌منم بچه هام پشت همن. اصلا و ابدا حسادت نکردن. من بچه های دیگه رو میبینم تعجب میکنم

الهی 😢تسلیت میگم عزیزم ببخشید چرا فوت کرد؟
خداروشکر که بچتون پسر هست و دل خواهرش شاد شده،ان‌شاءالله همیشه سالم‌و سلامت باشین هر سه تاییتون و همچنین همسرتون،
منم ۱۰ روز بعد اینکه متوجه شدم باردار هستم به پسرم گفتم هر شب شکمم رو قبل خواب خودش روغن زیتون میماله و کلی با نی‌نی صحبت میکنه بوسش میکنه و میگه وقتی بدنیا اومد میخوام باهاش ازدواج کنم تا مث شما(من و همسرم)منظورش هست پیش هم زندگی کنیم تا پیر بشیم😂🤭

همه چیز بستگی به رفتار پدرومادر داره وقتی اینقدر عشق بدی به بچه ت اونم این عشق رو میده به خواهروبرادرش اگه بی محلش کنی و حوصله شو نداشته باشی یا زیاد دعواش کنی اونم پرخاشگر میشه خواهرم دختر بزرگش ۴سالشه اینقدر عشق میده به کوچیکه که حد نداره دختر من فاصله اش زیاده تقریبا ۹ سال به خاطر اون اصلا من باردارشدم اونم یه دفتر داره روزارو خط میزنه که زودتر بچه بدنیا بیاد عاشقشه اینقدر کمکم میکنه و حواسش بهم هست میگه یه وقت به آبجیم فشار میاد

پسر من خیلی به بچه علاقه نشون می‌ده
مراقبمه و کلی ازش برای بقیه همبازیاش حرف می‌زنه بچه ها رو میاره خونه عکس سونو رو نشونشون می‌ده 🥹 اصلا فکر نمی‌کردم اینجوری برخورد کنه. خیلی بالغانه و پر عاطفه انگار واقعا حضور و وجود خواهرشو حس می‌کنه، شبا میاد شکمو می‌بوسه قبل خواب قربون صدقه‌اش میره.
به نظرم حسادته خیلی بستگی داره به اینکه بعد تولد دومی اولی توی چه شرایطی قرار‌بگیره، چقدر‌ براش زمان صرف بشه و بهش توجه بشه. اگر فشار روانیش زیاد نباشه و رفتار پدر و مادر عادلانه و پرمحبت بمونه می‌تونه با شرایط جدید خودشو وفق بده.

عزیزم رروانشناسث۳ش۴صحبت میکرد بچه ها ختما این حساسیت رو دارن اونی هم نشون میده خوشحاله اون حساسیت درونش پنهانه

منم یک سقط قبل این بارداری داشتم بچم که متوجه نشد چون نزاشتم زیاد بفهمه بهش گفتم نوبتمون سوخته بچمون دیرتر تحویل میدن باز حامله شدم نگفتم تا سه ماهگی که دیدم دیگه الحمدلله به لطف خدا از خطر رد شدم بهش گفتم گفتن برای بهمن ماه نینی تحویل میدن الانم هر شب میخاد بخابه میپرسه فردا میدن بچمونو😂 میگم قبلش زنگ میزنن هنوز نزدن

عزیزدلم انشالله تن بچه هات سالم باشن

خدا حفظش کنه عزیزم

الهی بگردم
چرا فوت شد؟

عزیزم چرا پسرت فوت کرد ؟؟؟

چرا فوت شد🥲

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۱ ماهگی
خواهرشوهر من یه پسر ۱۲ ساله داره. این بچه خیلی تنهاست همبازی خیلی نداره همش قاطی بزرگترا بوده. ❌کلا با من خیلی خوبه هر جا تو مهمونی باشیم میاد پیش من.
از وقتی من باردار شدم و فهمید اولش عکس العمل بد داشت که چرا یه نوه دیگه اضافه میشه بعد اومد به من گفت زن دایی ببخشید من حسودی کردم اون روز.
حالا از وقتی باردار شدم خیلیی بیشتر به من میچسبه تو مهمونیا از کنار من تکون نمیخوره سر سفره و همه جا پیش منه هوامو داره ولی کلا به خاطر اینکه مامان و باباش برای بزرگ کردن این بچه وقت نذاشتن عصبی هم هست پرخاش میکنه گاهی به بقیه.

مادرشوهرم خیلی این نوه ش رو دوس داره یعنی خیلیااا. وقتی میبینه پدر و مادرش نمیبرن بچه رو بیرون بهش اهمیت نمیدن یا میبینه بچه بهم ریخته ست تا سر حد مرگ حرص میخوره از دستشون😕 به بقیه مخصوصا پدرشوهرم انتقال میده افراط گونه نوه ش رو دوس داره.

من نمیدونم وقتی این بچه میاد به من میچسبه چیکار کنم !؟ که ناراحت هم نشه ؟ چون سن حساس هم هست داره میره تو‌بلوغ

یه نوع adhd داره البته به گفته خواهرشوهرم ولی من این رو احساس نمیکنم.

فقط احساس میکنم اون طور که باید دل به دل این بچه نمیدن و گاهی جلوی جمع بهش میپرن که نتیجه شده این