من جدا نکردم به شدت پشیمونم به بوی تنم عادت کرده
خودم سخت میخوابم با هر حرکتش پا میشم
خواب خوب ندارم
دخترمم وابسته شده
اشتباه کردم اگه شب خوب میخثابیدم روز روحیه بهتری داشتم
من دلم نمیاد پسرمو جدا کنم بعدم من موندم چه جوری مثلا از ۶ ماهگی جدا بخابه نصف شب بیدار میشه گریه نغی چیزی میزنه بعدم به نظر من بچه با وجود و بوی تن مادرش ارمش میگیره
راستشو بخایی اصلا به این قضیه موافق نیستم
پسر من روی تخت خودش میخابه یعنی تخت کنار مادر داره که کنار تخت خودمون هست ولی توی همین ۱۰ ماه دلم نمیاد پشت بهش بخابه و هرشب روبه پسرم میخابه
من از شش ماهگی جدا کردم البته تا صبح چند بار بهش سر میزنم اتاقامون هم کنار همه با کوچک ترین صدا میرم بالا سرش و راضی هستم چون تو روز حالم بهتره وقتی شب بهتر میخوابم
من جدا نکردم مشکلیم ندارم خداروشکر
سلام عزیزم
ببین بنظر من این چیزا مطلق نیست من خودم به شخصه برای جای خواب و پستونک و شیر شب و همه ی اینا به بچم نگاه میکنم و تشخیص میدم چقدر امادست یعنی هر مادری اینو راجب بچش بهتر از همه میدونه. پسر من کلا از زمان نوزادیش یعنی دو ماهگیش توی تخت خودمون خوابید وسط ما. شیش ماهش که شد اوردمش کنار خودم ولی رو تخت خودمون ینی نزاشتم وسط ما باشه. بچه ی من از همون زمان هم بشدت وابسته ی خودم بود و اصلا امادگی جدا شدنو نداشت الانم شب تا صب همش میاد تو بغلم و قطعا با این روحیه اگر جداش کنم اسیب میبینه
بضی بچه ها کلا مستقل ترن از همون اول
من راجب پسر خودم هیچ عجله ای ندارم نمیخوام جداش کنم
از هجده ماهگی هم تخت خودشو اوردم اتاقمون کنار تخت خودمون تا ما هم جامون تنگ نباشه
الن هم مستقله توی تختش هم کنارمونه
هر وقت بترسه پیششم
اگر خدای نکرده اتفاقی بیفته خیالم راحته پیش خودمونه
و خب من میگم به موقعش بزرگ میشن و خودبخود مستقل میشن الان که كوچولوعه به من نیاز داره هم من از وجودش لذت میبرم هم اون از گرمای اغوش مادر سیراب میشه
ولی خب این نظر شخصی منه با توجه به شرایط خودم و پسرم
❤️
من جدا نکردم فکر میکنم خیلی سخته در طی شب چند بار سر زدن بهش
و اصلا دلم نمیادد
سلام عزیزدلم خوبی قشنگم؟ عزیزم این موضوع از نظر روانشناسی جای بررسی داره
خیلی وقتها مادرها موضوع اضطراب جدایی فرزندشون و مطرح می کنن و نگران این موضوع هستن غافل از اینکه خیلی وقتها اضطراب مادره که باعث میشه نتونه درست تصمیم بگیره ولی بهش آگاه نیست ... من از وقتی مهرسام شبا کمتر بیدار می شد جداش کردم تقریبا از ۵،۶ ماهگی و هیچ کدوم مشکلی با این قضیه نداریم، از طرفی حضور مادر در کنار فرزند باعث میشه اون بوی مادر و حس کنه و دلش شیر بخواد خود این باعثمیشه به سختی شیر شب و قطع بشه🫠
الانم مهرسام بعضی شبا بیدار میشه بعضی شبها نه، ولی وقتی بیدار میشه من خودمو سریع بهش میرسونم خوابم سنگین نیست که نشوم مثل بعضیا که بمبم منفجر شه خوابن 🤣 حتی میگن خوبه پدر شبا بره سراغش یکم تابش بده که خواب بره و مادر مجبور نشه شیر بهش بده
خلاصه جای بحث داره🥰
عزیزم اگه میخوای جاشو جدا کنی
اول روزا بزار اتاقش بخوابه
ببین وقتی از خواب بیدار میشه گریه میکنه ؟
اگه همکاری کرد شب ها چند ساعت بزار اتاقش بعد ببین رفتارش چطوره
بی قراری میکنه ، همش میخواد بغلش کنی ، اگه روزا گریه و بی قراری کنه ازش یکم فاصله گرفتی گریه کرد یعنی هنوز آمادگیشو نداره
خودت یا همسرت خوابتون سنگینه ؟
من خودم خوابم سبکه هر چند ساعت پا میشم میرم آب میخورم یا میرم سرویس به نفس سر میزنم
نه عزیزم هنوزم قصد ندارم اینکارو بکنم
علم یه چیز نسبیه مهربونم یعنی ممکنه امروز یه حرفی میزنه فردا یه دلیل و برهانی باشه که نقضش کنه
نه قطع شیر نه جداکردن جای خواب بنظرم وابسته صرف به دونستن یه سری فنون و روش نیست
بیشتر از روی غریزه و تجربه است تا اینا
ببین با چی راحتترین حسین جان با چی بیشتر کنار میاد
قطعا اون بهترین روشه
اینو مینویسم برای فاطمه جان بقیه لطفا رد شن اگه مخالفن حوصله بحث و جدل ندارم عزیزانم❤️🙃
(یه مطلبی میخوندم چند وقت پیش نوشته بود این پروژه جداکردن جای خواب و اینا از غرب رواج پیدا کرده و دلیلش این بوده که نظام سرمایه داری و فمینیستی غرب برای اینکه بهره بیشتری بتونن از زن ببرن و از توان جسمی و روحیش هرچه بیشتر تو جامعه استفاده کنن این داستانارو راه انداختن که مادر کمتر به فرزند وابسته باشه و زمانش صرف خوابوندن بچه و اینا نشه🥲مثلا یکی از نظریه پردازاش میگفت بذارید بچه گریه کنه تا یاد بگیره بخوابه
اینا آسیب زاست بیشتر
امام علی هم میگن بهتره از تنهایی خوابیدن پرهیز بشه
فاطمه جانم بازم قصد دخالت و اینا نداشتما نظرمو گفتم فقط❤️
ما تو اتاق تخت خودمون رو از دیوار فاصله دادیم
بین تخت و دیوار تشک پهن کردم اونجا شده جای پسرم
هم جداست هم تو اتاق خودمونه گاهی خواب بد میبینه ناله میکنه سریع میپرم پایین ارومش میکنم احتمالا تا هفت سالگی همینطور باشه کنارم
دقیق نرفتم دنبالش ولی تو روایات شنیدم بچه تا هفت سالگی نباید تنها باشه
برای راب.طه هم کلا جامون جداشت هرجایی بجز مکانی که پسرم خوابه 🦦
من کلا با پسرم میخوابم همسرم کارش شهرستان .بعدشم کلا بد خوابه همش تکون میخوره هی باید بیدار شی و بیاری سر جاش بزاری. با اینکه دورش دور تا دور بالش اونم دو ردیف ولی باز سرجاش نیست.
من یسالگی امتحان کردم ارتا امادگی نداشت روز بعدش خیلی بی قرار شد با مشاور و چندتا روانشناس حرف زدم گفت قبل یسالگی جدا کنی راحتره اگه جدا نکردی نگهداری بعد ۱۸ ماه خیلی بهتره من از عید میخام جداش کنم
خوب کاری کردی همیشه که بچه نمیمونن والامنم پناه بزرگ بشه نمیتونم جداش کنم بزار پیشم بخوابه هم دلم دغدغه نمیکنه راحت میخوابم هی فکرم نمیمونه پیشش که اره چطورشدچی شدخوابیدنخوابیدچه اتفاقی افتاد باباهمیشه که این بیچاره ها اینقدکوچیک نمیمونن هروقت خودش خواست بامیل خودش بره اتاقش
پسر من تو تخت کنار مادر ،میخوابه،بینمون متکا گذاشتم نتونه بیاد تو تخت ما،و اصلا مزاحم هم نیستیم و بیدار نمیشیم و خوابمون مفیده...
چون قچصد دارم دوباره بچه بیارم،میترسم جداش کنم بعد برگرده به خاطر بچه...حس میکنم اونجوری حساس میشه به نینی که چرا اون پیش منه.....بعد از اینکه دومی بیاد جداش میکنم
من جدا کرده بودم ۶ ماهگیع ۸ ماهگی اضطراب جدایی گرفت بیدلر میشد نبودم گریه میکرد و جیغ میزد دیگه اوردمش پیش خودم نصف شبا ۵ باری پامیشه چک میکنه من باشم وگرنه گربه میکنه بنظرم تا دوسالگی که یکم بفهمه اضطرابش کم شه پیش خودمون باشه بهتره
ببین من به مدت ۲ماه جدا کردم همون ۶ماهگی طبق حرف روانشناسا و مشاور خواب
اما پشیمون شدم و به وضوح حس کردم بچم خوشحال نیست
و بیشتر تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم حالا حالاها جداش نکنم تا هروقت خودش خواست
ی جا خونده بودم جدا کردن جای خوابشون فقط این نیست که بچه رو تو ی اتاق دیگه بخوابونیم
همین که ی رخت خواب یا یه تخت جدا تو اتاق خودمون داشته باشه و یکم ازمون فاصله داشته باشه یعنی جدا کردنشون
مطالعات جدید گفته تا سه سالگی نباید این کارو بکنین اون تحقیقات قدیم بود که میگفتن قبل از یکسالگی الان بخاطر دلبستگی ایمن و چیز های دیگه میگن تا سه سالگی جدا نکنین
نه نکردم
واقعا طبق چیزی که خوندم دیگه توی این سن سخته
ان شاءالله از ۲و نیم یکم شروع میکنم و ۳ سالگی جدی تر میکنمش
دیگه اون موقع به ذوق اتاق و نمیدونم چراغ خواب و اتاق خودشو اینا میشه راضی کرد
ولی الان اصلا
چون با اینکه وابسته نیست و بدون منم میمونه جایی ولی شبها باید دستمو بگیره بخوابه
پاشه ببینه دستم نیست دوباره میگیره میخوابه
میدونم الان نمیشه آسیب میبینه
کم کم از دوسال ونیم فاصله میدم با خودمون و جدا میکنم .
بعد هر بچه ای یه روحیاتی داره مادر خودش متوجه میشه معمولا کی مناسبه
منم میخاستم اینکارو انجام بدم ولی همه بهم گفتن نکن چرا میخای دورش کنی اون بچه محبت میخاد 😐🙄
الانم اینقد وابستمه هر یک ساعت شبا بیداره،نمدونم باید چیکار کنمم🥲🫠
من جدا نمیکنم هیچ دلیل خاص علمی ام ندارم مادرم و به دلم نگاه میکنم الان خودم بیشتر از بچه نیاز دارم پیشش باشم یروز بزرگ میشه و میره دنبال زندگی خودش الان تا میتونم کنارشم
من هیچکدومو هنوز جدا نکردم
با همسرم چهارتایی تو پذیرایی میخوابیم🥴💔
جدا نکردم☺️
نمیدونم با اینکه برنامه شو داشتم اما انگار یه حسی نمیزاره....
راستش خودمم وقتی کنارمه آرامش دارم🥲
تصمیم جدیدم هم اینه تا زمانی هم که نتونه مستقل راه بره دیگه قصد جدا کردنش رو ندارم شایدم دوسالگی به بعد اقدام کنم❤️
منم تصمیم دارم کم کم جدا کنم ولی دلم تنگ میشه واسش هی امروز فردا میکنم🥲عادت کردم کنارم باشه
اونم مطمعنم عادت کرده سخت میشه جدا کردنش
اصلا قبول ندارم عزیزم
هنوز تو این سن بچه خیلیییییی کوچیکه
خیلی احتیاج داره به مادر
آخه چرا باید از این سن لذت کنارهم خوابیدن رو از خودمون و بچه بگیریم؟!
وخب خیلی خیلی هم بنظرم به روحیه و عواطف خود آدمم برمیگرده
من که الان حتی فکرشم نمیتونم بکنم!!
من غالبا این حرفا و تزهارو از رواشناسی های غربی دیدم...
اصلا جاشو جدا نمیکنم.بچه نیاز داره کنار مادر باشه.بچه اولم هم رفت کلاس اول خودش با میل تو اتاقش خوابید.
بنظرم از شش ماهگی جداش کنیم خیلی بهتره
گلم استخر توپش اسمش چیه
منکه جداشدم قصد دارم تا هرموقعی که بچم پیشم بود شبا کنارش بخوابم😁🤣🤣🤣
عزیزم منم جدا نکردم
دوست دارم کنار خودم بخوابه هرچند که باعث میشه عمیق و خوب نخوابم🫠🫠
توصیه اماما اینه هفت سالگی جدا شه....
نمیدونم بنظرم هفت سال خیلیه😥
نه جدا نمیکنم
وقتی تو اوووج نیازش به من گناهه جدا کنم
من سرکار میرم طول روز ۸ ۹ ساعت منو نمیبینه
از وجود و مهر مادر جداس
شبام جداش کنم بهش خیلییی آسیب میزنم عشقم
تا وقتی بهم نیاز داره پیشم میمونه❤️
من جدا کردم خیلی راضیم ولی وقتایی رسا داره دندون در میاره شبا هی باید برم تو اتاقش هی بیام تو اتاق خودمون
من جدا نکردم حقیقتا
دلم نمیاد اصلا 🥹
اخه شبا یهو پا میشه میگه بغلم کن
منم عادت کردم بهش انگار کنارم نباشه انگار ی تیکه از جونم نیس و خوابم نمیبره
فعلا تصمیم ندارم جدا کنم تا متوجه بشه یکم بعدش
نه بچه ی من اصلا شرایطشو نداره
بخاطر شرایطی ک از نوزادیش وجود داره
اما اگر شیر شبش قطع شده بود و بچه آسون تری بود کم کم از ۸ ماهگی این کارو میکردم
من هم جدا کردم هم نه
یعنی ی جورابی وابسته به خواب توی شرایط خاص نیست
نه اصلا قصدشم ندارم چون کنارم نباشه خوابم نمیبره همش استرس دارم اگه بخام جدا کنم۳-۴ سالگی
نکردم و نمیکنم تا وقتی بره مدرسه
بنظرم هم نیاز مادره هم بچه
و اینکه خواهرمم تا ۵ سالگی جدا نکرده بود بعدشم مشکلی نداشت
من از ده ماهگی روزا بردم توی اتاق میخوابید
بعد از ده روز شب هم شروع کردم
تقریبا دو سه هفته پیشش میخوابیدم شبا
بعد دیگه رفتم اتاق خودمون
ولی در کل هر شبی که ببینم اذیته یا به خاطر دندون یا به خاطر دوری از من میرم پیشش میخوابم
معمولا شروع خواب شبش خیلی خوب میخوابه ۳ ، ۴ ساعت پشت هم میخوابه
ولی بعدش دیگه خوابش سبک میشه و من میرم پیشش
من خیلی راضی بودم چون پسرم از ۷ ، ۸ ماهگی دیگه روی تخت کنار مادر خوب نمیحوابید و همش بیدار میشد
الان اصلا نمیدونه که یه زمانی توی اتاق ما میخوابید و براش جا افتاده که جای خواب توی اتاق خودشه
۲
۳
سالگی به بعد جدا میکنم
هنوز زوده و به بغلم احتیاج داره🥰🎀🐣
گلم یا باید قبل یکسالگی جدا میکردی یا ۱۸ ماهگی به بعد
الان توی اضطراب جدایی هست و نمیشه هم خودش آسیب روحی میبینه هم شما اذیت میشی
اگه شیر شب نمیخوره فعلا بزار کنارت بخوابه
من از ۶ماه جدا کردم خیلی خوبه خیالمم راحته غلت نمیخوره اینور اونور
من تا ۴ماهگی توی تخت کنارمادر خوابوندم
بعد تخت کنار مادر کوچیک شد براش،تخت خوابشو اوردیم کنار تخت خودمون
تا ۲سالگیم تو اتاق خودمون خوابوندم چون شبا شیر میخواست ولی توی تخت خودش بود
قشنگ عادت داشت به خوابیدن تو جای خودش
۲سالگی به بعد اتاقشم عوض کردم خیلیم راحت جدا شد
الانم شبا یبار بیدار میشه صدام میکنه اب میدم بازم میخوابه
به نطر من وابستگی هی بیشترو بیشتر میشه من ی مدت راحت جدا میخوابیدم چند شبه دلم تاب نمیاره حتی تو گهواره اش باشه میارمش پایین هی تو خواب نگاش میکنم🥲
من از ۶ ماهگی جاشو جدا کردم
یک هفته فقط روز تو اتاقش میخوابید بعد کم کم شب ها هم گذاشتم تو اتاقش بخوابه ، خیلی راضیم بنظرم از سن کم شروع کنی راحتره بچه زود عادت میکنه مستقل میشه
من بچه اولم رو ۵سالگی جداکردم .اصلا هم پشیمون نیستم ن ترس ازجدایی داشت ن شب بیداری ن ترس ازتاریکی هیچی .اُمید روهم همینکار میکنم
منم احساس میکنم با این موضوع به مشکل بخورم خیییلی وابستم به پسرم وقتی پیش همسرم می خوابم آرامش ندارم همش قلبم کنار پسرمه
سلام عزیزم این استخر توپ رو از کجا گرفتید؟ میشه اگ پیجی سایتی چیزی دارید بگید بخرم؟
سلام فاطمه جان
نویان من شیر مادریه و تا صبح شیر میخوره عملا جدا کردنش قبل از شیر گرفتنش امکان نداره
هم من اذیت میشم هی برم و بیام هم خودش اذیت میشه چون طول میکشه تا من برسم بهش
و احتمالا گریه زیاد کنه خوابش بپره سخت بخوابه بعدش
یا اصلا امکان داره همون بار اول ک برم پیشش کنارش خابم ببره 🤣
حالا شیر خشکم با شیر مادر چنان فرقی نداره چون بچه توانایی اینو نداره پاشه برا خودش شیر اماده کنه بزاره دهنش بخوابه
مگه اینکه شیر شبش کامل قطع شده باشه ک اونم غیر ممکنه چون یه شب بی قراره شیر میخاد یه شب شام خوب نخوره شیر میخاد یه شب داره درد دندون میکشه بهونه شیر میاره….
موضوع بعدی روحیه بچست که خوش اخلاق از خواب پامیشه یا بداخلاق
نویان من چه تو خواب روز چه خواب شب وقتی بیدار میشه جیغ میزنه و گریه میکنه
خوبیش اینه من متوجه میشم بیدار شده زود میرم سراغش
بعضی بچه ها تا بیدار میشن خیلی بیخیال میرن سرگرم کاری میشن و گزیه نمیکنن خب این خطرناکه یکم
شاید بره کاری کنه از جایی بگیره اویزون شه تو نفهمی بیدار شده
یکی دیگم موضوع اضطراب جداییه
در کل من منتظر میمونم از شیر بگیرمش بعد خواب مستقل یادش بدم
جای خواب برام نیست دوست داشت اصلا تختشو میارم کنار خودمون
حالا فعلا ک ما چند مدته به لطف اقا رو زمین او اتاق ایشون میخوابیم چون میترسیم خودشو از تخت بندازه پایین و تو اتاق خودمونم ک جا نیست رو زمین
منم همینم
هرکاری میکنم نمیتونم جاشو از خودم جدا کنم😔
من مخالفم چون بچه هنوز به ارامش و بوی مادر احتیاج داره و میخواد حس کنه که تنها نیست شب ها روی تخت خودم کنارم میخوابم اونم پاهاشو میندازه روم خیلیم راضیم وقتی که بزرگ شد جدا میکنم جاشو
من ۶ ماه امتحان کردم امادگی شو نداشت
الانم که اصلا نمیشه تو اضطراب جداییه
باشه ۱۸ ماهگی به بعدش
من خودم دلم میخواد جدا کنم ولی همسرم مخالفه
ولی حقیقتا میدونم نمیتونم تحمل کنم😩
برا پسر من اصلا فرقی نداره کنارش بخوابم یا جدا
ولی کنارش میخوابم، چن بار جدا خوابیدم، خودم بیشتر اذیت شدم چون پامیشه دنبال پستونکش میگرده مجبورم پاشم بیام بهش بدم😅 برای راحتی خودم باهم رو تخت میخوابیم، بیچاره باباش تو حال میخوابه
رو تخت خودشم فعلا امتحان نکردیم، اتاقش سرده نمیشه اونجا بخوابه
منم یه بار ۴ماهگی،یه بار ۶ ماهگی و یه بار ۹ ماهگی تلاش کردم جدا کنم، محمدامین همکاری نکرد.
دیگه اصراری نکردم
هنوز پیشم میخوابه.
خودم خیلی ناراحت نیستم از این قضیه فقط میترسم بعدِ از شیر گرفتنش، این میزان وابستگی اذیتش کنه
نه والا جدا نکردم مشکلی هم ندارم 😊
از ۴ ماهگی گذاشتم تو تختش ولی خودم تا ۷ ماهگی پایین تختش میخوابیدم الان دیگه تا ساعت ۴ اینا تو تختش میخوابه ولی بعدش ک بیدار میشه حتما باید کنارم بخوابه
ی مدته اینجوری شده
من نمیتونم جدا کنم به شدت وابستمه همه اش شبها میاد کنارم
دوستم ندارم از الان جدا کنمش
من هنوزم که هنوزه نمیخوام جدا کنم دلم نمیاد حتی بچه دوم روهم بیارم نمیخوام جدا کنم اصلا نمی تونم بخوابم جدا ازش
اره عززیزم من دوماهه جدا کردم
هم دخترم راحته هم من
جدا کن متوجه میشی😘
فعلن ک نتونستم جدا کنم ،،پسر بزرگترمم حدودن تا چهار سالگی کنار خودم بود دیگه. الان میره تو اتاقش ،،،
استرس میگیرم چون بعضی شبا ناخوداگاه پا میشدم میدیم تب کرده شدید ،،یا مثلن پتو روش نمیندازه تا صبح باید هی پاشم پتو بکشم روش ..
😅😅قصدم اینه پسر کوچیکم دو سالگی. بره تو اتاق داداشش
من ک هنوز جدانکردم خیله وقته ولی جای خواب منو وهمسرم جدا شده بخاطرلناخانم😓
حقیقت اینکه بخام تاصبح چنددفعه پاشم ازاین اتاق ب اون اتاق سخته وشیرخودمومیخوره
و منی ک الان دخترم ۶ سالشه و همچنان دلم نمیاد جداش کنم
سال دیگه بره مدرسه پسرمم دوسال میشه دیگه جداشون میکنم ک تنها بخابن
آخه خونمون بزرگه از الان جداشون کنم میترسن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.