۴ پاسخ

چه خوبه که تونستی استرستو کنترل کنی
خب بقیشم بزار 😍

تعریف کن بقیه اش هم😍😍

پارت بعد هم بزار

الهی عزیزم
چقدر شجاع بودی که حموم هم رفتی دمت گرم
خوب بعدش ؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی👶🏻 مامان نی نی👶🏻 ۷ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک😇
۳۷ هفته و ۴ روز زایمان کردم. شب قبل زایمان یک دوش گرفتم یکم اسکوات و حرکت لانژ زیر آب گرم زدم و بعد رفتم مهمانی.
ساعت ۱۲ شب خیلی راحت خوابیدم. حدود ساعتای دو و نیم شب بود موقع خواب حس کردم دارم خیس میشم. اولش توجهی نکردم بعد ده دقیقه دیدم داره زیاد میشه. پاشدم و رفتم داخل حمام که همون جا دم در ی آب که یکم هم صورتی بود و گرم از بین پاهام خارج میشد. نشستم روی فرنگی و یکم ادرار کردم تا مطمئنم بشم ادرار نیست. بعد پد گذاشتم و یکم همونجا داخل حمام فعالیت کردم دیدم پد داره پر میشه.
همسرمو صدا کردم. و چون داخل کلاس آمادگی زایمان گفته بودن اگه کیسه آبتون پاره شد هول نشید و با آرامش بیاین بیمارستان، منم با خیال راحت دوش گرفتم و یکم ورزش کردم زیر آب گرم.
بعد حمام رو هم ضد عفونی کردم ( در این حد آرامش داشتم ) البته ی مقدار خیلی کمی هم درد داشتم که نمیدونستم انقباض هست یا نه ( چون من درد پریودی رو خیلی کم کلا تجربه کرده بودم. ) بعدش اومدم بیرون و شروع کردم به جمع آوری خانه و وسایل، حتی ملحفه روی تخت رو هم چون خیس شده بود شستم پهن کردم و دیگه حدودای ساعت ۶ صبح آماده بودم. کم کم انقباض ها رو حس میکردم ی درد خیلییی کم که می‌گرفت و ول میکرد بود و تایم گرفتم دیدم فاصله اش ی چیزی بین ۵، ۶ دقیقه است. بعد
به همسرم گفتم با آرامش ی چک کنیم چیزی جا نزاشته باشیم ( البته ما بیمارستان نزدیک خونه مون بود حدود ۲ ۳ دقیقه راه بود) و اینجا بود که ما حدود ساعت ۷ صبح رفتیم بیمارستان. ( راستی تغییر شیفت بیمارستان عسگریه ساعت ۷ صبح هست خیلی خوب شد ما بعد ۷ اونجا بودیم دیگه همه عوض شده بودن و اول کارشون بود و همه با انرژی بودن.

ادامه پارت دوم رو میزارم براتون
مامان فندق کوچولوم💙 مامان فندق کوچولوم💙 ۵ ماهگی
ب سلام رفقا، دلم براتون تنگ شده بود🥹
#تجربه زایمان طبیعی
#پارت یک
دوشنبه در ۳۸ هفتگی معاینه شدم و گفت لگنت مناسب زایمان طبیعی هستش، یک سانت رحمم باز بود!
از همون لحظه تا دو روز بعدش من لک دیدم و بعد کلا قطع شد!
جمعه شب ساعت ۷، هر نیم ساعت چهل دقیقه، زیر دلم ی دردی میومد و خیلییی سریع تموم میشد، در حدی ک به دوتا نفس عمیق رفع میشد!
وقتی رفتم سرویس، لک خون روشن دیدم، بیخیال اومدم دراز کشیدم دو س بار دیگه باز دلم دردگرفت! وقتی دیدم دو س بار شد تایم گرفتم! اولش هر ۳۰ دقیقه بود
تا اینکه ساعت ۱۱ شب به هر ۲۰ دقیقه رسیده بود!
شام نخوردم، کارامو کردم خونه رو مرتب کردم، ی بار دیگه کیفشو چک کردم!
و مدام قران میخوندم! تا اینکه خوابیدم و ساعت ۲ از شدت درد بیدار شدم!
حدودا هر یک ربع یه دردی میومد اما طولانی تر بود مدت دردم!
یک ربع به ۳ رفتم حموم، زیر دوش اسکات زدم، چمباته زدم، قر دادم، الاکلنگ زدم. دوش اب گرم گرفتم و اومدم بیرون!
هنوزم دردام هر یک ربع بود، اما شدت داشت، تایم درداهم حدودا ۳۰ ثانیه تا یک دقبقه بود بعد ول میکرد!
از حموم اومدم و کنار بخاری دراز کشیدم، وقتی درد میگیرفت‌ باید خودمو جمع میکردم و تو حالت نشسته خم میشدم!
مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من از روز اول ک باردار شدم میگفتم باید طبیعی زایمان کنم و همونطور بود ک بچم سفالیک بود و لگنمم برای زایمان طبیعی خوب بود روز جمعه با درد از خواب بیدار شدم فهمیدم دردام مث دردای قبلا نیست زیر شکمم درد داشتم بیدار شدم رفتم دوش گرفتم وقتی از حموم اومدم بیرون ترشح خونی ازم اومد مطمئن شدم دیگه باید برم بیمارستان ساعت ۳بعدازظهر بود ک رفتم بیمارستان وقتی معاینه داخلی کردن گفتن دردت درد زایمان ولی فعلا دو سانت رحمت بازه برو بگرد راه برو دو ساعت دیگه بیا منم رفتم بعد دو ساعت ک اومدم هنوز دو سانت بودم و دردام شدیدتر میشدن فاصله بین دردام هم کم تر میشد ولی هربار معاینه میشدم فقط دو سانت بودم اخرش دیگه به گریه افتادم من درد شدید داشتم ولی اینا میگفتن ما با این دردا بستری نمی‌کنیم حداقل باید ۴یا۵سانت رحمت باز بشه ک بستریت کنیم خلاصه ساعت ۱۱ شب بود ک با درد زیاد رفتم واسه معاینه گفت تازه رحمت ۳ سانت باز شده گفت برو بگردم رفتم دو ساعت دیگه گشتم وقتی اومدم هنوزم سه سانت بود با درد های شدیدتر بلاخره ساعت ۳شب یکی از ماماها گفت من معاینه تحریکی میکنم تا ۳ سانتت حداقل یشه ۴سانت ک بستری بشی بعد معاینه تحریکی شدم ۴ سانت کیسه آبمم پاره کرد و لباس تنم کردم رفتم تو یکی از اتاق های زایمان از ساعت ۴تا ۶ صبح همون ۴سانت بودم بعد ساعت ۶با معاینه های تحریکی شدم ۷سانت دیگه از درد زیاد به هیچ جا بند نبودم اینقد حالم بد بود ن میتونستم بشینم ن پاشم ن دراز بکشم فقط همه جا رو چنگ مینداختم
مامان هیرمان مامان هیرمان روزهای ابتدایی تولد