۲۰ پاسخ

زنگ بزن ،اگه خونتون ريزش كنه رو سرتون خدايي نكرده دستون ب هيجا وصل نيس،چون غير قانوني،ن دولت گردن ميگيره ن صاحب ملك

زنگ بزن با خط ناشناس پلیس بگو ولی نذار بفهمن شما بودی اصلا یه همسایه اینا نگو که تو زنگ زدی به پلیس بگو اینا کار غیر قانونی میکنن ولی نگو شما کی هستی و اینا که نفهمن از حمامتم چیزی نگو فقط بگو سرو صدا دارن

زنگ بزن شهرداری من یه بار زنگ زدم اومدن بهشون اخطار دادن ساعت ۱۲ شب آخه این کاریه

سلام عزیزم خوبی این اخریشو میخای دیگه؟ همینه درسته؟

تصویر

لابد دنبال زیرخاکی هستن که شبا میان

زنگ بزن بگو اغتشاشگرن سه سوته میان 😂😂

چه ترسناک حموم عمومی ۶۰ ۷۰ ساله
کجای تهرانید

زنگ بزن خب
کارشون غیر فانونیه

زنگ بزن پلیس من یه بار این کارو کردم....فوری میان ...بچم کوچیک بود 3 ظهر ...هی میپرید گریه میکرد ...

حتما زنگ بزن رفتار مشکوک رو گزارش بده حتی فامیلی هم بگی اصلا مهم نیست میتونی هم یه فامیل دیگه بگی

آدم غیر عادی دیدی باید زنگ بزنی بگی. شاید کارای دیگه میکنن والا شما که نمیبینی

مامانا پستونک بچم پاره شده الان نمیتونم بخرم یه راهکار بهم بدین

زنگ بزن ۱۳۷ گزارش بده

زنگ بزن ،اگه خونتون ريزش كنه رو سرتون خدايي نكرده دستون ب هيجا وصل نيس،چون غير قانوني،ن دولت گردن ميگيره ن صاحب ملك

خب چرا زنگ نمیزنید گزارش بدید؟

بله زنگ بزنین اطلاع بدین شاید کار دیگه میکنن

معلومه ک باید زنگ بزنی پلیس

من بودم زنگ میزدم

خب زنگ بزن دیگه اگه ریگی به کفششون نیست روزا باید بیاد هر کاری دارن انجام بدن

زنگ بزن خب

سوال های مرتبط

مامان باران مامان باران ۳ سالگی
شبی که بعد از اون تازه معنی زندگی رو فهمیدم،البته! اونقدرام آسون نبود، باز هم می‌گم سر اینکه بفهمم زندگی چیه تقریبا یه ۵ سالی از عمرم ب هدر و پوچی رفت، اینارو میگم واس مامانای ک منو نمیشناسن،چون ی دورانی خیلیا اینجا منو میشناختن، ۱۴ سالم بود دخترم و باردار شدم, و وقتی شوهرم فهمید بچه مون دختره تا روزی که بدنیا بیاد هر روز مونو جهنم کرد با کتکا با فحش ها ، شبی ک دخترم بدنیا اومد مامانمو از خونه انداخت بیرون و منی ک سزارین کردم مجبور شدم دخترمو تنها بزرگ کنم بدون کمک کسی ، با کلی تحقیر از سمت اون بی‌شعور، ولی گذشت هرچی بود گذشت، دخترم ی سالش شد مشغول سالن زدن و کاشت ناخن شدم اونو با خودم می‌بردم میاوردم، ولی هیچ وقت هیچ کسو نمیبخشم اونا ی بار باعث شدن مجبور بشم دیر مای بیبی باران و عوض کنم مشتری داشتم اونم اون ور کلی گریه کرد منی ک اعصابم خورد شده بود فقط داشتم رو بچم داد میزدم ولی اون پاهاش سوخته بود تا مشتری رفت متوجه شدم،تازه همون ساعت هم واکسن ی سالگی شو زده بودم،هیچ وقت ن خودمو ن اونایی ک مجبور ب این کارم گردن و نمیبخشم