فرزندپروری نوزاد مادرو شیرخشک مای#بیبی
زایمان زودرس
نارس
مادر زایمان. چرااا نمیاد پیامممم
بچه هاا یه چیزی میگم خدایی راست بگید
من الان با شوهرم سر یه چیزی بحث کردیم چیز خاصی نبود یک ماه سمتم نیومده منم باهاش حرف نمیزنم
یکماه حتی دستمو نگرفته نگفته بیا حرف بزنیم حل کنیم
همیشه بحث میکنیم مقصر باشه بلد نیس عذرخواهی کنه یا بلدهههه برا من نمیکنه خلاصه ک یک ماه دور شدیم از#هم
همیشه همیشه من پیش قدم میشم هروخ بحثی باشه ی جوری من میرم سمتش الان من دیگ نمیخام برگ میخام اون یاد محبت کن نازمو بکشع اشتباه میکنمممممم؟؟؟؟ بجای اینکه کوتاه بیار آشتی کنیم بیشتر خودش انگار دوس داره دور باشه
مثلا امروز گفتم شارژ بزن بهم برگشته میگ نمیزنم کمتر گوشی نگا کن
داد میزنه ک تلویزیون نگا کن🤔
بعد برگشته زنگ زده ناهار هس گفتم آره بیا ببر ولی یادت باشه من مثل تو با تو برخورد نمیکنم ک بگم درست نکردم
میگ نمیام خدت بخور از این ب بعد چیزی نمیخرم خدت و بچه از گشنگی بمیرید
قبلا خیانت چتی زیادی کرده میترسم سمتش نرم باز خیانت کنه
یا منتظر بمونم خدش بیاد
کلافم روانم بهم ریخته

۶ پاسخ

برای من خیانت چه چت باشه چه حضوری اصلا معنا نداره هر دو نوعش خیانت..
تو هم بخاطر این موضوع زیادی بهش رو دادی،اصلا نباید خودت و دست کم بگیری.مردی که قرار با خیانت بره همون بهتر که بره.اشتباه کردی زنگ زد گفت نهار هست گفتی بیا ببر،باید میگفتی نیست.نرو سمتش

والا با این حرفا آدم رغبت نمیکنه آشتی کنه😩

والا چی بگم..حالا با تو لج میکنه بچه چه گناهی داره..

چقد پدر دختر منه

مثل خودش رفتار کن می‌فهمه چ‌غلطی کرده

وای دختر انقد بد عادتش کردی نگو مگ به مرد جماعت اینقدر رو میدن هر کی باشه باسه چه خوبش چع بدش انقدر تو پیش قدم سدی فکر مکنه هر بار تو باید اشتی کنی بی مسئولیت به بار اوردی عزبزمن

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزندپروری شیرخشک مای بیبی بی نوزاد
بچه اا یه چیزی بگم من از وقتی ک یادم میاد حتی تو کلاس ۷ام یا ۸ام ک بودم وقتی تایم خالی داشتنیم تنها بودم کیف مینداختم رو دوشم با دیوار حرف میزدم ولی تو سرم همش یه دختر یا پسر یا هرچی ک باهاش حرف میردم جلو چشمم بود
تا وقتی ازدواج کردم دیگ همچین کاری نکردم
حامله شدم بچم الان ۲سالشه من تا ۳و۴ ماه پیش دیگ اصلا تو خیالاتی تو زندگی دیگ نبودم یا زندگی دیگ رو تو خیالم بازی نمیکردم
ولی الان چن وقته باز تو ذهنم تو خیالم یه زندگی دیگ رو تصور می‌کنم
کیف نمیندازم رو دوشم با دیوار حرف بزنما😂😂
ولی موقع آشپزی تو خیالم اینه ک شوهرم یه چکسی دیگس دارم تو خونه لاکچ ی آشپزی میکنم
یا اهنگ ک میذارم تصور می‌کنم با شوهر خیالیم میرقصم
تازگیا هم موقع خاب خابم نمی‌بره چن دقه اولش فکر میکنم ب این ک با همسرخیالیم دارم چایی میخورم رفتم خرید بعد خابم میبره
نمیدونید وقتی این خیالات می‌کنم چقد حالم خوبه
برم پیش مشاور؟؟؟؟ یا طبیعی
فرزندپروری زایمان
فرزندپروی
مامان توت فرنگی


🍓مه 🌙وا مامان توت فرنگی 🍓مه 🌙وا ۲ سالگی
خانوما من حدودا یکماه پیش با شوهرم دعوامون شد سر یه پنهان کاری ک با خانوادش کردن و ب من نگفتن این وسط پای مادرشوهرمم اومد وسط و هرچی اون بی احترامی کرد منم جوابشو دادم با بی احترامی و داداشم بخاطر اینکه شوهرم منو وسط بیابون پیاده کرده بود بهش کفت بی غیرت حالا شوهرم میگه باید ازم عذرخواهی کنه داداشمم میگه اون خواهر منو وسط بیابون پیاده کرده اون باید عذرخواهی کنه …منم با مادرشوهرم رفت و آمد نمیکنم دیروز ب بهونه کفشای دخترم اومد بالا هی خندید ک اره ب دخترت میگم کفشای نیس مامانتم ک با من قهره .اثاث جمع میکنی تنهایی سخته نمی‌دونم دخترت این شیرین بازی رو‌دراورد منم خیلیییی سرسنگین باهاش رفتار کردم دخترمم رفته بود پایین جیش کرده بود هرچی گفتم بیا بالا عوضش کنم نیومد مادرشوهرم گفت بیبی بده عوض کنم منم ندادم (چون تو دعوا منت گذاشت) حالا اولین تولد دختر کوچیکمه نمی‌دونم خودمون ۴ نفره بگیرم یا مادشوهر و خواهرشوهرامم دعوت کنم از طرف من فقط مامانم و داداشم ک میدونم داداشم نمیاد ..نمی‌دونم قهرمان تموم کنم یا همچنان مادرشوهرمو محل ندم
کودک شیرخشک فرزندآوری سونوگرافی آنومالی گهواره
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ سالگی
سلام روزتون بخیر دیشب یاسینو بردم با همسرم پارک(ساحلی)،درحال تاب بازی بود یه دختر همسنو سال خودم با دوتا بچه از دور داشتن میومدن سمت تاب ،دختره ک بهش میگفتن مامان نمیتونست درست راه بره یه قدم راست میومد یه قدم چپ ، اصلا ی مدلی بود ایستاد کنار تاب تا بعد یاسین سوار بشه پارکم حساااابی شلوغ،یهو افتاد رو زمین چشاش باز رود ولی تو حال خودش نبود جالبه ک هیچ کدوم از خانما نرفت کمکش، اروم رفتم کنارش گفتم خوبی؟گفت ن،دست گدآشتم پشت کمرش کمکش کردم نشست یه بوی خیلییییی تندو بدی میداد،بچه هاش مدتم گریه میکردن گفتم کسی باهات نیس فقط نگام کرد انگار متوجه نمیشد چی میگم ،ب سختی با گرفتن نرده ایستاد سرپا سرش رفت عقب باز پهن زمین شد ،رفتم جلو گفتم چیزی شده؟گفت فشارم افتاده ولی منی ک همیشه افت فشار دادم علائمو میشناسم این حالتا عادی نبود از افت فشار نبود همسرم اروم صدام زد گفت بیا،رفتم کنارش گفت مطمنم ی چیزی مصرف کرده فقط دلم برا بچه ها سوحت، یکیش چند ماهه بود تو بغلش ک هربار میوفتاد از دستش ول میشد یکی دیگه هم سن پسر من، نمیدونم چی بگم والا قضاوت با خودتون
#پوشک#شیرخشکاسهال#تب#فرزنداوری#دوسالگی