فرزندپروری شیرخشک مای بیبی بی نوزاد
بچه اا یه چیزی بگم من از وقتی ک یادم میاد حتی تو کلاس ۷ام یا ۸ام ک بودم وقتی تایم خالی داشتنیم تنها بودم کیف مینداختم رو دوشم با دیوار حرف میزدم ولی تو سرم همش یه دختر یا پسر یا هرچی ک باهاش حرف میردم جلو چشمم بود
تا وقتی ازدواج کردم دیگ همچین کاری نکردم
حامله شدم بچم الان ۲سالشه من تا ۳و۴ ماه پیش دیگ اصلا تو خیالاتی تو زندگی دیگ نبودم یا زندگی دیگ رو تو خیالم بازی نمیکردم
ولی الان چن وقته باز تو ذهنم تو خیالم یه زندگی دیگ رو تصور می‌کنم
کیف نمیندازم رو دوشم با دیوار حرف بزنما😂😂
ولی موقع آشپزی تو خیالم اینه ک شوهرم یه چکسی دیگس دارم تو خونه لاکچ ی آشپزی میکنم
یا اهنگ ک میذارم تصور می‌کنم با شوهر خیالیم میرقصم
تازگیا هم موقع خاب خابم نمی‌بره چن دقه اولش فکر میکنم ب این ک با همسرخیالیم دارم چایی میخورم رفتم خرید بعد خابم میبره
نمیدونید وقتی این خیالات می‌کنم چقد حالم خوبه
برم پیش مشاور؟؟؟؟ یا طبیعی
فرزندپروری زایمان
فرزندپروی

۱۲ پاسخ

عادیه

منم
سه جا دیگه ازدواج کردم تو خیالات 🤣🤣🤣🤣

جرررر چقد منی...
منم در طول شبانه روز اگه بیکار باشم همچین چیزایی تصور می‌کنم بیشتر اینکه یا شوهر جدید دارم باهاش میرم ترکیه بعضی وقتا هم تو خیالاتم میرینم ب هیکل مادرشوهر عفریتم🤣🤣🤣🤣

منم😂😂😂

منم اینجوریم من زیاد به چین علاقه دارم الان میتونم کل بازیگراشو بگم مخصوصا اون فیلمای ووشیا و تاریخیشون میبینی قدرت دارن خیالین مثلا شمشیر زنن اونارو میبینم فقط بعد اگه از یه شخصیت خوشم بیاد وقتای استراحتم اهنگ با هندزفری میزارم خودمو تو اون فیلم قرار میدم و رویا و خیال پردازی میکنم

طبیعیه بابا

من قبل خواب همیشه این تصورات رو میکنم

منم از مجردی تا به الان خیلی به چیزای غیرممکن فک میکنم 😂مثلا قبلنا خیالاتم تو اتفاقا ایران بود الان تو چین و کره یه زندگی فوق لاکچری برا خودم دارم😌😅

باید بری مشاوره

فکر کردم فقط من اینجوریم البته فقط موقع خاب

😂😂😂😂😂😂
ببخشید
قبل خواب منم خیالات میکنم تا خوابم ببره ولی توی خونه کاملا کوزت هستم

عادیه

سوال های مرتبط

مامان آوا مامان آوا ۲ سالگی
هرروز از خابم میزدم ک حتی روتین پی پی کردن خانم ب هم نخوره (چون من ی مامان وسواسم میگم وسواس یعنی خییییلی ک باید همه چیشو تنظیم کنم خاب و غذا یکم کم کاری کنم عذاب وجدان میکشتم )بعد یجا میخاستیم بریم ی روزایی آوا صب پی پی نمیکرد من هی میذاشتمش رو دستشویی فرنگی هی منتظر بودم خانم پی پی کنه .نکنه اونجا پی پیش بگیره چون کلا دیگ تو مای بی بی پی پی نمیکرد .تا گذشت همین روال ۱۸ ماهه شد بعد دیگ تو مای بی بی ۳.۴ ساعت جیشم نمیکرد ولی من چون تو گهواره خونده بودم زوده و فلان اصلا نمیخاستم از پوشک بگیرمش ولی خودش هی منو میکشوند ک بریم دستشویی ی روز مامانم گفت بچه رو خراب نکن خودش میخاد دیگ بگیرش ک اون موقع ۲۱ ماهه بود و من دیگ گرفتمش .آوا کلا ۲ یا سه بار خطا داد اونم یا تو گوشی بود یا مشغول بازی .این همه تعریف کردم ک بگم ی شبه نمیشه قشنگم .باید بچه بفهمه و درک کنه و آروم آروم یاد بگیره درسته من ۲۱ ماه خدایی خودمو عذاب دادم ولی واقعا فقط ب فکر دفع راحتش بودم ن چیز دیگ .ولی از پوشک گرفتنی من ذره ای اذیت نشدم .چون آوا میشناخت ک جیش و پی پی چیه
مامان زینب مامان زینب ۲ سالگی