۱۰ پاسخ

عزیزم فقط باهاش بازی کن ببین چه بازی دوست داره بچه منم همین طور بود تا باباش میخواست بره میدوید دنبالش بعدم میگفت نمیخوام پیش مامان برم از وقتی باهاش بازی کردم دیگه ولم نمیکنه بچه ها همه زندگیشون بازی کردن

عزیزم سعی کن برای خودت بیشتر وقت بذاری اگه خودت خودت رو دوس داشته باشی بقیه هم دوست دارن بذارش پیش باباش یا مامانت یه چند ساعتی برو بیرون برای خودت وقت بگذرون هم حال و هوای خودت عوض میشه هم دخترت متوجه میشه

بزارش پیش باباش اینا برو بیرون خودت یکم ازش فاصله بگیر سمتت میاد دختر منم وقتی پدرش باشه نمیزاره حتی من بهش غذا بدم ولی خب نسبت به بقیه اطرافیان فقط بغل من میمونه من کلاس میرم میام بیشتر میاد سمتم

باز بچه های ما از بس بهمون میچسبن خسته شدم من که یک لحظه منو ب حال خودم ول نمیکنه 🥲یک استکان چایی بنوشم

اصلا اینطوری نیست .همچنان بهش عشق بورز کلامی ام محبت کن .بیشتر بازی کن

نه عزیزم این چه فکریه
پسر منم ابنجوریه
فعلا کیفش رو کن بعد ها دیگه ولت نمی کنه

چقد مث دختر منه عاشق مادرشوهرمه

خیلی نازشو بکش
کوچولو کوچولو باهاش حرف بزن
ببوسش زیااادددد
ب چشماش خیره شو و نازش کن

اصلا اینطور نیست چون مداوم پیشته توجهش به بقیه جلب میشه .مادر هیچ وقت ترد نمیشه زمان بده بزرگتر بشه درست میشه .دختر خواهرمم بچه اشهمین مشکل رو داشت تا اینکه دخترش ۵ساله شد دختر خواهرم ۱ماه قهر کرد از بچش دور شد وقتی برگشت بچش مثل چسب دوقلو بهش چسبید تا به الان که ۱۴ سالشه

بچه ها اونقد ۲۴ساعتی مادرا رو‌میبینن کس دیگه رو میبینن خوشحال میشن که ادمای جدید و متفاوت و بازی های جدید رو تجربه‌میکنن،دخترمنم بعضا از بغل باباش و‌ماامانم پیش من نمیاد

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
یه چیزی تعریف کنم بخندید.

پریروز یارا رو مامتنم برد با خودش خوپه خاله م (یارا اونارو خیبی دوس داره) ما هم با مادذشوهرم رفتیم براش موبابل نو خریدیم برگشتنی یارا رو برداریم ک بچه خودشو کشن هلاک کرد که نمیام و‌شبو مونده خونه مادرم.

دیروز ظهر هم یارا رو‌ خواستیم برگردونیم خونه ک باز گریه و جیغ خودشو هلاک کرد ک نمیام. راستش دلم شکست و ناراحت شدم اول خواستم الکی ادای گیه دربیارم واقعا گریه‌م گرفت و گریه کردم.

مادرشوهرم بیرون بود بعدا اومد چشمای قرمز منو دید هی اصرار ک چی شده. هرچی منو و شوهرم گفتیم بخاطر گریه یارا گریه کردم باورش نشد.
اول فکر کردم ناراحته ک منو یارا گریه کردیم؛
که چند دیقه بعد منو کشیده تو آشپزخونه میگه تورو خدا اینجور وقتا گریه نکن بچه م (همسرم) فک میکنه دستش اونجوری شده تو گریه میکنی

من 😐
دستش😐
شوهرم 😐
یارا 🖕

😂😂😂
کدومتون به چیزی ک تو ذهن مادرشوهرم بود فمر کرده بودید؟





نتیجه : الهی مادر آدم تا آخر عمرمون زنده بمونه که هیشکی مارو اندازه مادرمون دوست نداره...🥺
مامان نویان مامان نویان ۲ سالگی