۱۰ پاسخ

آره بابا 😂 همیشه پشت سرش باباش همین بساط رو داریم
همسرم ک میره سرکار اگر جانا رو نبره سوپرمارکت خریده کنه پشت سرش الم شنگه میشه

دختر منم همینه همیشه میبرتش سوپر مارکت خرید میکنن

اره دختر من بعضی وقتا چنان گریع میکنه نفسش بالا نمیاد میخواد بیهوش بشه

اره پسر منم پشت سر باباش اونقدر گریه میکنه با بغل کردن من هم اروم نمیشه اصلا
اونقدر گریه میکنه خودش خسته میشه

جدیدا اره

سعی میکنم ارومش کنم

اره خیلی زیاد🫠

اره عزیزم ولی قبلا شدید تر بود

آره وقتی زیاد عصبانی بشه اینجور میکنه

اره تا دلللت بخاد اینقد با دس میزنه چنگم میندازه وقتایی ک مثل میخاد حالا کاری بکنه یا چیزی ک اشتباهه نمیزارم اینجور میکنه دختر من

سوال های مرتبط

مامان تربچه مامان تربچه ۲ سالگی
مامان نیکی مامان نیکی ۲ سالگی
نیکی از وقتی از شیر گرفتمش به شدت بد قلق و بد اخلاق شده، کارش از صبح تا شی گریه اس، برای هررررر چیزی... انگار عصبیه، همه چیو پرتاب میکنه، و گریه گریه گریه....
صدای گریه اش عین یه آژیر از صبح که بیدار میشیم تااااا شب توی سرمه...
خیای وقتا دیگه صبرم تموم میشه و دعواش میکنم ، امروز لیوان مورد علاقه و خیلییی قدیمیمو زد با همین جیغ و گریه پرتاب کرد و شکوندش... عین بمب منفجر شدم... تمام دق دلیِ این روزا تمام استرسا و غصه ها و خشمای فروخوردمو سر بچم ریختم😞😞😞
بچم میگفت مامان من ترسیدم ولی آروم‌نمیشدم... عصبانیتم تموم نمیشد، نمیتونستم و نمیشد خودمو کنترل کنم، هرچیییی تلاش میکردم آروم بگیرم نمیتونستم...
بچه رو بدجور دعوا کردم و عذاب وجدانش داره دیوونم میکنه... بردمش تو کوچه باهاش پیاده روی کردم و زار زار گریه میکردم تو کوچه😭😭
تنهایی،ایییییینهمه فشار عصبی ، ترس، گریه های تموم نشدنی ، خستگی .... روانمو به هم ریخته....
از طرفی دقیقا از وقتی از شیر گرفتمش با باباش بد شده، بغل باباش نمیره، حتی نمیذارا باباش به من دست بزنه، و باباش خیلیییی از این موضوع ناراحته، هرچی بهش محبت میکنه، واسش خرید میکنه سعی میکنه بغلش کنه باهاش بازی کنه باز انگار با باباش غریبه اس، غصه ی این یکیم داره بدتر اذیتم میکنه، واقعا نمیدونم چیکار کنم....
به نظرتون این بداخلاقی و فاصله گرفتنش از باباش بعد قطع شیر طبیعیه؟؟؟ جهش رشدیه؟ چیکار کنم به نظرتون؟؟؟
مامان هلن مامان هلن ۲ سالگی
مامانا اضطراب جدایی بچه های شماهم زیادتر شده؟؟دختر من دیگه تازگیا از حد گذرونده!!همه کاراشو مبگه مامان بکنه حتی نمیذاره برم دسشویی خیلی ببخشید درو باز میکنه میاد تو با گریه منو کشون کشون میاره بیرون!!امروز خونه مامانم رفتم حموم خیر سرم گفتم تو خونمون تنهاس اینجا سرش گرمه اومد گریه زاری جیغ که بیا بیرون بعدشم گریه کرد لباسی که من دوس دارم بپوش گفتم تو خونمونه نیاوردم دیگه اصلا آروم نشد و دو ساعتبکوب گریه میکرد و خودشو میزد منو میزد چنگ میزد صورتشو موهای من و خودشو میکشید و... خودشم هی میگفت اشکامو پاک کن پاک میکردم دوباره جیغ و گریه که دوباره گریه کردم پاک کن!!بعضی وقتا به سلامت روانش شک میکنم ولی میگم اخه وقتی خونمون ارومه و حتی یبار هم صدای من و شوهرم رو همدیگه بالا نرفته وقتی بچه تو ارامشه چرا باید روانش مشکل داشته باشه!!دکتر هم میگه بعداز جدا کردن از شیر ۸-۹ماه طبیعیه این حرکات گاه و بیگاه و میگه نذار گریش شدت بگیره که نتونی اروم کنی ولی اخه منم ادمم گاهی نیاز دارم برم حموم و دسشویی و...!!روزا هم نمیخوابه حداقل اونموقع برم!