۲۰ پاسخ

من همسرم میگفت اسم کوتاه باشه اینترنشنال باشه و دوست داشتم اخرش به آ ختم بشه
ما رسیدیم به تانیا و لنا
و همسرم گفت خودت انتخاب کن
تانیا اخر اسم خودم یا داره
دیگه در نهایت خودم گفتم لنا
اونایکه میگن اسم بابا بزرگ یا مادربزرگ یا کسی فوت شده اونو. بذار اونم ستمه

من و همسرم سال ۹۰ که دوست شدیم اسم بچهامونو انتخاب کردیم قرارشد پسر شد انتخاب اون باشه دختر شد من که سال ۱۴۰۰ ازدواج کردیمو ۴۰۲ اهورای مامانش بدنیا اومد

من همسرم پیشنهاد داد منم خوشم اومد گذاشتیم

همسر منم از اول بارداری گفت تمام سختی های بچه با توا،کوچکترین کار اینه ک خودت اسم بچه رو انتخاب کنی.
منم گفتم باهم چند تا اسم دختر و پسر بنویسیم،از بین اونا ب ی نظر مشترک برسیم،این اسم هم جزو انتخابی های من بود،ک جفتمونم دوسش داشتیم

اسم دخترمنم شوهرم انتخاب کرد ازاول گفت پرنسا ک پرنسا منم بدم نمیومد دیگه مجبوری انتخاب کردم الانم عاشق اسمشم

من پیشنهاد دادم همسرم خوشش اومد قبول کرد😍
البته همسرم س اسم دیگه دوست داشت ولی کم کم ب اسم انتخابی من علاقه مند شد

ما دوتا اسم متفاوت انتخاب کردیم
شوهرم گفت نفس
من گفتم برکه


اخر تصمیم گرفتیم دوتایی یدونه انتخاب کنیم

ما بین چند تا اسم مونده بودیم که من یهو زود زایمان کردم شوهرم تو بیمارستان به مادرشوهرم یکی از اون اسما رو گفته بود که اینه اسمش..خدا خیرش بده وگرنه من نمیتونستم انتخاب کنم🤣

منم درک نمیکنم واقعا تفاهم خوبه ولی این مدلی ن درد و همه چیش مادر اسم پدر و فک فامیل

من هم اسم دخترمو خودم انتخاب کردم هم پسرمو

اسم نیلا رو مامانم انتخاب کرد😁پیشنهاد داد منو شوهرم قبول کردیم

شوهرم مثل اسپند رو آتیش بالا پایین پرید که اسم دخترمون بزار جانان گفتم شناسنامه بیاد دلوین نبود پاتو نزار خونه خب من ۹ ماه نگهش داشتم فامیلی که از باشه حداقل اسمی که من دوست دارم باشه

من دوتا بچهام شوهر گذاشته و برادرش😑🫥🫥😑😑😑🚶🚶🚶🚶🚶🚶🚶🚶🥀😓💔
عاشق اسم رستا و لیا بودم
و برای پسرم محمد طاها
هیچکدوم با دلم نبود

منو شوهرمم نظرمون متفاوت بود
اون دوست داشت اسم بردار فوت شدش رو بزاره روی پسرم آخر داخل شناسنامه اش عابد شد ولی اینجوری همون اسمی که من دوست داشتم همه صداش میزنن میگن اراد ،کلا خیلی کم عابد صداش میکنن

حالا اسم سلین رو پدرشوهرم زوری گذاشت

از همه بدتر اینه میگن مادر بزرگ پدر بزرگ انتخاب کنم

اسم پسرمم من انتخاب کردم اسم دخترمو‌باباش چون همش دعوا داشت فقط میخواستم دهنش بسته بشه البته خیلی اسمای مزخرف انتخاب می‌کرد که خداروشکر یگانرم خودم خواستم اوکی دادم گذاشتیم

من ک آقام اختیارشو گذاشت گردن من.چندتا گفم یکیشو انتخاب کرد

اسم بچم ن ب من میخوره ن ب همسرم اسم پسرم الان انتخاب خودمو همسرمه

وای منم شوهرم تا ده روز مونده به زایمانم فقط می‌گفت سورنا که سورنا
بعدا خودش اومد گفت اسم هایی که دوست داری بگو منم چندتا نوشتم براش و بینشون رادین انتخاب کردیم چون اول فامیلیش هم با ر شروع میشه

سوال های مرتبط