۱۰ پاسخ

کاش بچه منم اینطور بود انگار ن انگار بابا دارن
فقط می‌چسبن به من

حالا ب حرف بچه ک کاری ندارم چون نمی‌فهمه اصلن.
ولی دختر منم شبا باباش میاد چنان ذوق می‌کنه و چنان شادی می‌کنه و... دیگه شبا سمت من معمولن نمیاد مگه شوهرم خیلی خسته باشه ک ب زور غذاشو بخوره ولی شبایی ک خیلی خسته باشه خیلی گرفته میشه

خودتون ناراحت نکن بچه ست نمیدونه معنی حرفش چیه بمیری چیه

خب صبح تا صب ندیدنش دلشون تنگ میشه ولی این جمله رو شنیده شاید از کسی

صبح تا شب ور دل من هستن.
ولی از دست من غذا نمیخورن میگن بابام.
میخوان بخوابن می‌چسبند به باباشون هرکدوم یه طرفش منم غریب و تنها

سلام شاید از باباش میترسه یکم ،ولی چون به عشق تو نسبت به خودش مطمئنه میخواد دل باباشو بدست بیاره با این حرف

من اینجور موقع ها شوهرم بجه هامو دعوا میکنه میگه دیگه اینجوری نگین ها
بعد اخم میکنه اونا هم میفهمن اشتباه کردن

اره دقیقا ماهم همینیم دیگه شبم تو بغل من‌نمیخابه

ن اصلا اتفاقا پسرمن همش میگه ماما خیلی دوست دارم🥺🥺ولی ازاین حرفا خدای نکرده اگه بزنه قطعا همسرم تسر میزنه براش...ب شوهرت بگو ب جای خندیدن تشر بزنه دیگه ازاین حرفا نزنه بچت بگو خوشت میاد ب توام بگه ازاین حرفا منم بخندم...

نه اصلااااا پسرم چسب به من هست همش کلافه میشم گاهی

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا مامان معجزه خدا ۳ سالگی
بابچه هاتون چیکار میکنید تو این هوای گرم؟!؟! پارکم نمیشه برد اینقد داغه هوا دائم میخواد تو خونه باهاش بازی کنم اینقد کلافه ام که حوصله هیچی ندارم این طفلی هم یکسره بازی میخواد با پسرخالشم ک یکسال تفاوت سنی دارن اصلا ااااا بازی نمیکنه اصلا دوسش نداره میگه اصلا نیاد خونمون. خودم گهگاهی میبرمش بیرونی مغازه ای یا تو خونه یکم برنامه کودک میبینه. بازی هم باهاش بکنم فقط دوستداره بدوبدو و بازی های هیجانی باشه که من اصلا نا ندارم اینقد گرمه هلاک میشم اصلا حوصله هیچی ندارم 🤦‍♀️🤦‍♀️باز میگم چقد من مامان بدی هستم ک باهاش بازی نمیکنم ولی نمیدونم چرا اینقد کسلو بی جونم 🤦‍♀️
از صبح ساعت‌های 8 اینا بیداره تا ساعت‌های 10 یا 11 شب ظهرم اصلا نمیخابه نمیزاره منم بخوابم دیگه این تایم همش میگه بازی کن باهام
به نقاشی هم اصلا علاقه نداره فقط بازی های هیجانی.
با باشم ک اصلا بازی نمیکنه همش میگه خستم حتی روزهای تعطیل ک خونه دائم میگیره میخوابه خیلی کلاااافه شدم خیلیییییی
مامان پسری مامان مامان پسری مامان ۵ سالگی
کمی از اخلاقیات پسرم میخام بگم لطفا شماهم بگین که ببینم راه حلش چیه

پسر من خیلی لجبازه خیلی پر انرژیه همش خرابکاری می‌کنه کل خونرو مدام گند میزنه اصلا اهل بازی کردن نیس فقط خرابکاری و بهم ریختن اصلا هم اینکه کمکم کنه و خودش جمع کنه نیست همش دست میزنه به سینه هام باهاشون بازی می‌کنه دنبالم راه میوفته عین جوجه گاهی وقتا حین ظرف شستن و غذا پختن صندلی می‌زاره ک فقط بیاد دست بزنه یه سینه های من همش لباسمو بالا میده حالا اینا به کنار بیش از اندازه وابسته پدرشه اصلا همه دنیا یه طرف باباش طرف دیگه. همش دنبالشه هم بیرون هم تو خونه از وقتی ک شوهرم میاد اصلا بهش اجازه استراحت نمیذه نه استراحت نه خاب نه غذا خوردن نه حتی دو دقیقه بیاد کنار من بشینه برای همون منو شوهرم خیلی از هم دور شدیم حتی مهموونی هم ک میریم بازم میاد گیر میده به منو باباش مخصوصا باباش ک بیا با من بازی کن یه ادا اصول ها در میاره انقد نق نق و عصبیه که مجبوریم ب حرفش گوش بدیم فوری قهر می‌کنه عصبی میشه