۱۷ پاسخ

من کارمندم اتفاقا دلم تنگه کارمه عاشق دخترمم ولی میبینم برای مادر بهتر بودن باید اول روان خودم الویتم باشه خود من به شخصه مامانم مدام درگیر ما باشه برام سخته دوس دارم اونم زندگی خودشو داشته باشه حالش خوب باشه به خودش برسه شاغل بودن برای خانوما علاوه بر جنبه مادی که هر چقدرم شوهرت بهت بده بازم پول خودت نمیشه روحیه رو هم بهتر میکنه مدام بچه داری کم کم حس پوچی و بیهودگی بهت میده به نظرم از یه نفر کمک بگیر و کارت رو کلا ول نکن حداقل تو ساعتت دست خودته کمتر مشتری بگیر کمتر برو ولی کامل قطعش نکن الان هم زوده بزار چند ماه دیگه

وای داغ دلمو تازه کردی خانوم🥺باز شما اونجا کار میکردید زیاد تعلق خاطر نداشتید ،من خودم سالن داشتم بخاطر بچه هام مجبور شدم جمع کنم 🙂

این عکسه خودتی وااااای چقدر شبیه خواهرمی یه لحظه فکر کردم خواهرمهههههه

من هم نقاش بودم هم کارشناس ازمایشگاه و هم دانشجو
3 ساله و 4 ماهه ک همشو گذاشتم کنار

من کارمندم ازاردیبهشت استعلاجی شدم بخاطرعمل سرکلاژ الانم ک مرخصی زایمانم ولی قصددارم دوباره برگردم سرکار چون واقعادلم تنگ شده هم واسه محیط کاریم وهم استقلال مالی ک چندین سال داشتم دوست ندارم خودمو تمام وکمال وقف بچه کنم واز لجاظ روحی واقعا نیاز دارم یه تایمی رو بیرون از خونه بگذرونم..خونم به مامانم نزدیکه دلوین رو یه شیفت میذارم پیشش و انشالله میرم سرکار

آخی سالن ماریاست ؟
ستاره و میشناختی؟ مرده 🥲🥲

منم کار تتو بدنم ول کردم وسایلم فروختم چقدم دوسشون داشتم

تصویر

منم کارمند بودم. ۴ سال مدیر داخلی یه مجموعه آموزشی تفریحی. خیلی خوب بود و واقعا کارمو دوست داشتم. دقیقا لحظه ای که یکم احساس کردم از کار کردن دارم خسته میشم فهمیدم باردارم. الانم مرخصی زایمانم تا ۹ ماه. بخاطر شغل همسرم از خانواده هامون دور شدیم و اومدیم یه شهر دیگه و اینجا هیچچ کسو ندارم ک مواظب الارا باشه. فقط دوستای همکارم هستن که اونا هم در گیرن و خب فقط پیش مامان دلم اجازه میده بزارم.

منم عاشق کار کردنم. یه مدت تو شرکت کار کردم با چندرغاز پول.
ولی کار رسمی دوست دارم آزمون استخدامی هم دادم چند بار قبول نشدم. هم به پولش نیاز دارم هم علاقه دارم ولی انگار همه درا روم بستس.

دو سال نیم پیش ناخنکار بودم اخرین عکسی دارم از خودم اون موقعه ها خیلی دوست داشتم از بچگی توی آرایشگاه کار میکردم از روی علاقه🥲
من دخترعمو خیلی زیاد دارم خیلی
همشون کلینیک زیبایی دارن یا آرایشگاه
دوتا عمه دارم ۳۰سال آرایشگاه دارن منم یکی از نیروهای عممم بودم
فک کن ۲۰ ۳۰ تا دخترعموی ارایشگر و کلینیک دار ولی پیش هیچکدومشون نمیرم بدم‌میاد ازشون😂

تصویر

چه نازم بودی

منم تو تولیدی (لباس نوزادی) خودمون سرپرست بودم بالای سر نیروهابودم
بعداز اینکه فهمیدم باردارم دیگه نرفتم

ولی احتمالا بعداز عید برم هم هوابهتر میشه هم ماهلینم بزرگتر.

تصویر

من توی فروشگاه حسابدار بودم و الان 6 ماهه کار نکردم و خیلی سخته که مستقل نیستم دارم دیونه میشم از اینکه توی خونه موندم ولی نمیدونم دخترمو چیکار کنم مادرم میگه من نگه میدارم اما نرو بزار یکم بزرگ بشه بعد برو توی دو راهی موندم منم واقعا دلتنگ کار کردنم😣😥😥

من ناخن کار بودم چند ساله ولی یک ساله کار نمیکنم و به شدت عاشق کارمم ولی شوهرم دیگه نمی‌ذاره میگه بچه گناه داره 😔

منم مربی مهد کودک بود بچها گند زدن ب معدوعصابو روانم دیگه مغزم نمیکشه برم

من دو دلم
کارمند بودم و مرخصی زایمانم الان
باید بذارم مهد ولی ۹ماه خیلی کوچیکه..نمیدونم باید چه کنم واقعا

کارت چی بود

سوال های مرتبط