۲ پاسخ

برو ارتوپد شاید لگنت در رفته باشه

اره منم همینجوریم بعد۳ماه تق تق صدامیده انگار

سوال های مرتبط

مامان باقلوا مامان باقلوا ۱۲ ماهگی
سلام مادرا لطفا اگه کسی تو شرایط من هست یا قبلا بوده جواب بده تروخدا
من تقریبا ۴ ماه پیش سزارین اورژانسی شدم بعد چند ساعت درد طبیعی کشیدن اضطراب و استرس زیادی هم داشتم
از روز بعد زایمان منگ بودم گیج بودم انگار تو محیط نیستم صداهارو تو خاب و بیدار میشنیدم رفته رفته اضطراب و بی قراری زیادی گرفتم
الان یه ماهه ک اضطراب و بی قراری م بهتر شده ولی سمت راست سرم هنوز گیجه انگار داخل سرم یجوریه چشمام یجوری میبینه انگار همه چیو با نور زیاد میبینم گوشام انگار هوا داره دست و پای راستم بی حس میشه
تازگیا هم که بدنم میپره گردنم کمرم سرم همه جام میپره
ام ار ای رفتم دادم خوب بود دکتر چشم و گوشم رفتم
هردکتری هم میرم میگن افسردگی زایمانه
تروخدا اگ کسی مثه من بوده و هست کمکم کنه
تو خونم انگار غریبه خونم انگار تو محیط نیستم کسی حرف میزنه گیج میشم
این گیجی سمت راست داخل سرم داره اذیتم میکنه خیلی
همش فک میکنم حتما یه چیزیمه ک اینجوریم یه مریضی دارم ک اینجوری شدم
مامان پارسا مامان پارسا ۵ ماهگی
تجربه زایمان وحشتناک 😁
شب قبل زایمان بدون استرس خوابیدم ‌ صبح ساعت شش بیدار شدم رفتم بیمارستان پرونده تشکیل دادم و رفتم برای سزارین اختیاری. بیمارستانم خصوصی بود با یه دکتر معروف. لباسامو عوض کردم رفتم بلوک زایمان اومدن برلی وصل کردن سوند ، یهو دیدم قیافه ی ماما آشناست فامیلیشو نگاه کردم دیدم هم فامیلی خودمه ، خلاصه کاشف به عمل اومد نوه عموی بابامه‌ . منم قشنگ پاهامو باز کردم سوند وصل کنه 😂 گفتم ببخشیداااا گفت نه ما عادت داریم 😁
حدود یک ساعتی بلوک زایمان بودم بعد اومدن گفتن بریم اتاق عمل ، وارد اتاق شدم یه لحظه استرس تمام وجودمو گرفت. پرستار و ماما و دکتر باهام شوخی میکردن تا استرس نگیرم . اومدن آمپول بی حسی به کمرم زدن که خداییش درد نداشت ولی داستان از اینحا شروع میشههههه....
دیدم دکتر بسم الله گفت شروع کنه ، گفتم من بی حس نشدما! متخخصص بیهوشی گفت پاهاتو ببر بالا ببینم بردم گفت فلانی بیا یه آمپول بزن داخل سرم ، آقا اینا آمپول رو زدن اصلا مهلت ندادن اثر کنه من گفتم من هنوزم حس دارمااا که گفتن نه الان بی حس میشی و شروع کردن.
بقبه کامنت