۷ پاسخ

بنظر من دیگه کم کم باید بری خونه خودت روزای اول خیلی برات سخته ولی عادت میکنی ب اینکه تنهایی از پس همه چی بر بیای من سر بچه اولم از روز هفتمم مامانمو فرستادم خونشون البته هرروز بهم سر میزدن ولی شبا با شوهرم نگهش میداشتیم یا تنهایی

سهي كن حالا كه پيش مامانتي وقتي بچه شير خورد سير بود بري بيرون برو ي جوراب بخر ي لاك ي بستني ي چايي تو روحيت خيلي تاثير داره اصلانم از اينكه بهت كمك ميكنن عذاب وجدان نداشته باش مامان هاي ما ده تا كمك داشتن بچه ها كوليك و ريفلاكس نداشتن

برو بهداشت ارجاع میده به روانشناس حتما نیاز به کمک داری عزیزم

برو خونت ی کم تغییر محیط بده حال و هوات عوض میشه منم گاهی اینجور میشدم اومدم خونم بازم اینجوری میشم کمتر ولی دلم بیرون میخاد میترسم برم درد دوران زایمان بگیرم تااخر بمونه برام دیک توخونه اهنگ میذارم قران میذارم کارانجام میدم باگوشی بازی نصب کردم دیگ خلاصه سرگرم میکنم تاسردی بره بیزون بری بهترمیشی

هرچی بیشتر گریه رو ادامه بدی بدتر میشی ،هرموقع سبک شدی تصمیمتو بگیر و تمومش کن چون نینی مامانه شاد میخاد

منم خیلی گریه میکردم مخصوصا اینکه روزای اول به جای استراحت توی ان آی سیو بودم با دوقلو ها خیلی سخت و سم بود اما خداروشکر گذذذذشت به اون روزای سخت که فک میکنم میگم خداروشکر تموم شدبعد چهل روزم اومدم خونه خودم سعی کن بری خونه خودت سخت هست اما بیشتر به جای کارای خونه سعی کن به پسرت توجه کنی

حس کردم خودم این تاپیک رو نوشتم
منم عین شمام یک ماهه خونه بابامم نمیتونم برم خونه خودم اصلا

سوال های مرتبط