۷ پاسخ

موقعی ک همسرت هست بچه هاتو بسپار برو بیرون من ظهر ک‌همسرم از سرکار میاد نهار میخوریم بعد من میرم بازار یا پیاده روی یا هر کاری بیرون داشته باشم انجام میدم کلی تو روحیم تاثیر میذاره اون یکی دو ساعت چه اشکال داره بچه ها دو ساعتم با پدرشون باشن

اصلا استخرای کل تهران و اطرافو تعطیل کردن هبجا لاز نیست بخاطر برودت هوا

از من می‌شنوی عزیزم اصلا به خانواده شوهر رو نده چون اولش پررو میشن فکر میکنن چه خبره ثانیاً توقعشون زیاد میشه
فکر میکنن وظیفته بعدشم مادر خواهر خودت نزدیکتر نیستن بچه رو ببری بذاری پیش اونا

چرا رک با همسرتون حرف نمیزنید بگید حوصله ندارید ؟تعارف دارید زن و شوهر باهم؟

منم هیچ کس ندارم پسرمو بذارم پیشش
مادرشوهرم همش میگه نمیکشم . نگه دارم
خیلی وقته خونه نشینم .
همینم باعث افسردگی میشه.

بچه رو ببر بزار اونجا که کمکت باشه نه اینکه ی مهمونی هم بیفته گردنت

واااایی خدایا،به همسرت میگفتی چرا گفتی خواهشا دیگه بددون مشورت با من ازینکارا نکن،یعنی چی خب؟
حالا خودت راضی باشی آره

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
امروز اولین روز مهد پسرم بود ، بدون من که نموند من تمام سه ساعت رو کنارش بودم ، بعد خجالت میکشید اصلا حرف نمیزد یا اگر حرف میزد خیلی آروم پیش من حرف میزد که مربیشون اصلا صدای اینو تو این همه بچه نمیشنید ، بعد بچه ها چون این از همه کوچیک تر بود و خجالت میکشید و حرف نمیزد یکیشون که خیلی بی ادب بود هی میگفت من از این خوشم نمیاد پیش من نشینه بقیه هم به تبع اون همین حرف رو زدن ، وای داشتم سکته میکردم همونجا گریه ام ولی خودمو جمع کردم ، نسبت به پارسال که یه بار بردمش اصلا نمیموند میرفت فقط بازی ایندفه مینشست و توجه اش بیشتر بود اما مثلا مربی میگفت رنگ کن رنگ نمیکرد ، از یه طرف از این خوشحالم که اینقد این سه ساعت همکاری کرد و نشست از طرفی از اون حرفای بچه ها به شدت دلم شکسته و آخرشم مربیش گفت پسرت حرف نمیزنه ؟ گفتم حرف میزنه ولی اینجا خجالت میکشه ، اونجا بچه ها رو نگاه میکرد ولی با هیچ کدوم سعی نکرد دوست بچه ولی اومدم خونه با بچه های همسایمون کلی بازی کرد ، خدایا خودت کمکم کن پسرم رو راه بندازم خیلی سخته از طرفی از نطر روحی خودت داغون باشی و کلی دلشوره که یعنی همه چی درست میشه ؟ از طرفی باید محکم پشت بچه ات باشی ...