۶ پاسخ

هرموقع خبرچینی کسیو کرد گوشاتو بگیر بگو بده چوقولی کردن زشته خدادوست نداره من نمیشنوم فقط ادم فضولا ادم بدا خبرچینی میکنن

پسرها خبرچین هستن بیشتر
بهش بگو وقتی از خونمون یه چیزی میشه یا چیزی میخریم یا حرفی میزنیم نباید ب کسی بگیم بریم ب کسی بگیم اون وقت بابا و مامان ازت ناراحت میشن باید راز هامون رو فقط ب مامان و بابا بگیم حرف هامون رو فقط و فقط مامان و بابا بگیم و بیشتر اوقات فقط مامان
نباید بریم ب مامان جون یا زن عمو یا زن دایی یا عمه و خاله و دایی بگیم
باید حرفهامون رو از مامان اجازه بگیریم ک بگیم یا نگیم چی درسته بگیم اگ بگیم کارمون درست هست یا غلطه

بزرگه دیگه قشنگ‌میفهمه،پسر منم میکرد گفتم دیگه نمیبرمت هیچ‌جاذ،الان بپرسن هم‌جواب نمیده

پسر من خداروشکر اینجوری نیست
ولی اگه راهکاری واسه فضولی همسر پیدا کردی به من بگو 😩

باهاش بازی کن تو بشو همون بچه خبرچین عروسکاهم بشن مثلا مامان بزرگ و‌فامیل

منم توساختمون هستم بامادرشوهرم جاریم خدایش جاریم این شخصیت نداره ازبچه م سوال کنه دروغ چرا ولی مادرشوهرم خواهرشوهرم حتی میرفتیم خونه مامانم ازبچه م میپرسیدن که چی خوردی ازاین حرف ها منم خیلی بهم برخورد بحثم این نبودکه بفهمن من چی خوردم مهم نبود گفتم بچه عادت میکنه که چوقولی کردن رو منم به خواهرشوهرم گفتم عمه جون خیلی زشته این سوال هارومیپرسی تونگو اونم بهش برخورده من گفتم اینوگفتم اره گفتم که بچه یادنگیره حرفی بیاره ببره حالادیگه اصلا نمیپرسن اینم بچه م خیلی بهترشده چیزهارو زیادنمیگه مگه یکی سوال ازش بپرسه براش جابنداز خواهر

سوال های مرتبط

مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون