۱۴ پاسخ

بچتو هیچوقت نسپار ب کسی
هیچکس مث خودت نمیتونه مواظبش باشه مطمن باش

وای عجب آدمیه من مادرشوهرم خیلی مواظبه با این حال هیچ وقت تنها نزاشتم پیشش نمیتونم اعتماد کنم

اگ دفعه اولش نیست مشکل از تو ک میزاریش عزیزم

وای ...خدا رحم کرد عجب خری هست ایشون

ما یه سریزفته بودیم شهرستان جلو درخونه ودرشوهرم داشتیم کیف هامونو از متشین میذاشتیم زمین ،دوران همراه مادرشوهرم داشت میرفت تو خونه ماهم به هوای اینکه با مادرشوهرم رفته تو ؛ نگو مادرشوهرم حواسش پرت شده دوران رو ول کرده خودش رفته داخل خونه! ما دیگه میخواستیم درو ببنیدم ک دیدیم یه ماشینی ترمز زد داد زد این بچه کیه ثسط خیابون! دیدیم دوران تنها وسط خیابون وایساده!! خدا بهمون رحم کرد بچم رو ماشین زیر نکرد🥲🥲

حق داری شوهرت چیکار. کرد؟

وای خدابهت رحم کرده دیدینش

خداروشکر به خیر گذشت خیلی مواظب باش دیگه بچه رو بهش نسپار

وقتی میدونی حواس پرته بهش نسپر دیگه

خداروشکر به خیر گذشته حالا من فقط به کسی که میتونم قشنگ بسپارم بابامه به قدری هواسش هست که آدم کیف می‌کنه

عزیزم ببخشیدا کلی میگم حالا واجب بود با بچه کوچیک بری سر مزار؟ میموندی خونه هم بچت راحت بود هم خیالت .... در کل همیشه خصوصا جای شلوغ خودت حواست به بچت باشه هیچکس مثل مادر نمیتونه مواظب بچه باشه حتی پدرش چه برسه به مادربزرگ و پدربزرگ که پیر هستن و گاهی حواسشون پرت میشه ... خداروشکر که به خیر گذشته

هیچوقت بچه تو به کسی نسپار
من به بابامم نمیدم بچه مو
اتفاق یه بار می افته

حتما صدقه بده خداروشکر به خیر گذشت

وای من اصلا به هیچ کس اعتماد ندارم هیچ کس

سوال های مرتبط

مامان نوتلا توت فرنگی مامان نوتلا توت فرنگی ۲ سالگی
خانوما شما هم مثل من زیادی از دست شوهرتون حرص میخورید یا من اینحوریم؟به خدا روز نیست حرص نخورم،روز نیست غر نزنم،دعوا نکنم باهاش.خیلی بیخیاله و برعکس من کلا تند و فرزم.عجول.اما ایشون سست.
هزار هزار مورد هست که مثال بزنم‌.مثلا الان بهم بگه بیا بریم بیرون قشنگ ۳ساعت طول میکشه آماده بشه اما من خودمو دوتا بچه ها رو یه ربعه آماده میکنم.یا مثلا الان گفت پسرمو آماده کنم ببرش بیرون رفتم تو اتاق پسرمو یاد گرفته در راهرو رو باز میکنه.در رو باز کرد دیدم دخترم که تازه راه رفتن یادگرفته سرعتی رفت بیرون.خداشاهده تا از اتاق پریدم بیرون دیدم یه قدم مونده دخترم با مغز از پله ها بیافته پایین.یعنی گرفتمش مردم و زنده شدم.آخر هم با عصبانیت به شوهرم گفتم برو دیگه خونه نیا نبینمت.رفت.اینقدر احمق که حتی نگاه نکنی بچه کجا میره😫😫کی میشه من بمیرم از دست. این سه تا راحت شم.خدامیدونه روانی شدم.۸روزه نخوابیدم به خاطر مریضی بچه ها.از اونطرف دیشب داشتم از خستگی جوون میدادم بچه ها رو خوابوندیم ثانیه نشد خوابم برد اومده بیدارم میکنه درخواست میده.یعنی خونش حلاله اگه بریزم.ولی خودش ریلکس عالم😬😬