۴ پاسخ

من دیگه انقد یقه ی خدا رو گرفتم خودم شرمم میشه.شوهرم میگف خواهشا کلمه ی خدا رو حذف کن انقد عصبی که میشم صداش میزنم و انقد میگم آی خدا منو بکش.خیلی سخته خیلی خیلی کاش بچه داری انقد سخت نبود نمیشد بچه یه کم عاقل تر و آروم تر بود؟ من ذله شدم انقد که این بچه به وسایل خونه علاقه داره دست ببرم یه استکان بیارم گریه و جیغ و داد و بهونه که بده به من کلافه میشم خون جلو چشمامو میگیره واقعاً بعضی چیزا رو نمیشه بدی دست بچه خطرناکه یا خراب میشه انقد حرص خوردم و تو دلم خفه کردم حس میکنم دلم کپک زده

بچه ها خیلی اخلاقشون عوض شده چیزی بخوان دیر بدی گریه میکنن اصلا موجودات فضایی هستن .بچه های قدیم کجا اینجوری بودن ماخودمون انقدر ساکت بودیم

خب خواب نداری خواهر ... خواب و خستگی خیلی رو اعصاب تاثیر داره

آره روحیاتت عین منه آبجی من دوتاهستن باهم ویرون میکنن هرچی میریزه سلنا اینم پشتش همه جاتوخونه رامیوفته دوتاشون میریزن من افتادم دنبالشون حم میکنم ازنومیریزن اصلا دخترمن مثل بقیه دخترانیس جم نمیکنه کمک نمیکنه یکم نمیخوابه ظهرا بتونم منم بخوابم جسمم نمیکشه 😭😭الان باز شروع کردن هردو خونه رومنفجرمیکنن

سوال های مرتبط

مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔