چهارسال خیلی بچه س هنوزدرسته یکم فهمیده ترشدن ولی ن اونجورک ماتوقع هرکاری روازشون داشته باشیم اوناهم بایدحالاحالابچگی کن طفلکا
گناه داره اونم بچه س
من دوتا بچه ندارم ولی فقط یه خواهر بزرگتر دارم، همین حسی که شما میگین مامانم نسبت به خواهرم داشت، خواهرم همیشه میگه من نسبت به سنم خیلی زود بزرگ شدم همیشه توقع داشتن بالغ فکر کنم.
میدونم خیلی سخته ولی شماهم نسبت به سنش رفتار کن
گاهی وقتا شرایط یا روحیه آدم طوری میشه که بد رفتار میکنه ولی چون خودتون هم میدونید که باید به اولی توجه بیشتری بکنید ازین به بعد مشارکت بدین یا ازش نظر بخواهید یا جوری رفتار کنید که حس دوست داشته شدن بکنه،نه درحد لوس شدن،بچه ها رفتار رو سریع میفهمن چون قلب شون پاکه فرق همه چیز رو سریعتر درک میکنن،مادربزرگم میگف بچه ها کلید روزی پدر مادرن،با محبت بهشون درهای روزی به خودتون رو باز کنید☺️
لطفا این پیامو بخون
خواهرشوهرم دوتا پسر داره با فاصله سنی چهار سال، از هموون لحظه بدنیا اومدن پسر کوچیکه این دیگه گیر ذادنش ب بزرگه شروع شد تا الان ک پسر بزرگه اول راهنماییه.. ینی من با دیدن صحنه ای ک هرچی میشع ب پسر بزرگت میگه تقصیر تویه و اون سرزنش میشت قلبمم واقعاااا وایمیسته
اونور قضیه یه همسایه داریم ک دقیقا با همین اختلاف سنی ولی یجوری بل بچه بزرگه رفتار میکنن ک انگار پادشاه خونس
بچه پر اژ اعتماد بنفس و حامی برادرش..
سلامت خانواده تو خانواده دوم موج میزنه از اونورم حتی بچه دوم حس بد نمیگیره و هم ب بچه اول ظلم نمیکنید
خواهشا خواهشا اولیتتون بچه اوللل باشه من خودم بچه دوم خانواده بودم و از این فرق بینی ک منو بیستر دوست داشتن حالم بهم میخوره و الانم م خاهرم سی سالشه و هیچ اعتماد بنفسی نداره تقصیر خودم میدونم
من از اول فکر کردم در واقع به بچه اولم ظلم شد چون اون هنوز خیلی کوچیک بود که دخترم بدنیا اومد در واقع شیر به شیر هستن
اولی پسر دومی دختر
هر دوتاشون الان یه اندازه مهر دارن
من ولی سعی میکنم پسرم بیشتر دوست داشته باشم چون سر اون من هیچ تجربه ای نداشتم اون بود که تجربه بچه داری مادر بودن باهاش تجربه کردم شاید گاهی تقصیر من بود مریض شدناش احلاقش کاراش
چون من هیچی نمیدونستم
شوهرم اینطوره ولی من بزرگه رو یه جور دیگه میبینم همش حس میکنم بهش ظلم کردم
منکه دلم برا بچه بزرگم میسوزه من اینجوری نشدم متاسفانه اطرافیان همش میگن چرا این بچت اینجوریه تو کتشون نمیره اون تازه ۴سالشه فک میکنن اون دیگه بزرگ شده
حسی که آینده ما بچه بزرگا خراب شد
اونم بخاطر سه سال تفاوت با خواهرم نکنید این کارو لطفاً
منم دقیقا مثل شما همچین حسی دارم 😔
آرههمینجوریه چیزی انتظار دارم که یه بجه کلاس اولی دارم دست خودمم نیستا😅😅
مثلا انتظار دارم آروم یه جا باشه و با داداشش دعوا و کتککاری نباشه
منم دقیقا همین حس رو به دختر بزرگم داشتم میدونم در حقش بدی کردم😓
آره منم دقیقا مثل شما شدم بزرگه ۴ سالشه کوچیکه شیش ماه
خیلی سخته دوتا بچه پشت سر هم من دارم رد میدم
نه اصلا
پسرم سه سال و ده ماه داره
کوچیکه ده ماه
بخدا بیشتر ب بزرگه محبت میکنم . هر حرفی ک میزنه برامون جالب باشه کلی قربون صدقه ش میریم
در کل اصلا بزرگ نمیبینمش چون واقعا هم بزرگ نیستن .
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.