۴ پاسخ

دیگ عزیزم سزارینه و این دردای بعدش بخاطر آمپول بیهوشیه دیگ زمان میبره که خوب شی

عزیزم کمردرد بخاطر بارداریه. من از دیروز سیاتیکم به شکل وحشتناکی گرفته در حدی که نمی‌تونم راه برم.

شیاف استفاده کن عزیزم

تازه اولشه...همچنان دردا ادامه دارند

سوال های مرتبط

مامان کشمش خانم مامان کشمش خانم ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزاریین
من به دلیل فشار بالا و دیابت بارداری مجبور شدم قبل شروع دردا بستری شم. و
اول بهم قرص دادن بهد معاینه کردن هیچی باز نشده بود ، بعد امپول فشار رو شروع کردن حدود سی ساعت درد کشیدم تا ۷ سانت باز شد دیگه بیشتر باز نشد
میخام بگم اپیدورال خیلی درد رو کم نمیکرد من فقط چندباری سر معاینه ها امیدورال گرفتم ک یذره درد رو کم میکرد . تا هفت سانت دردش مثل پریودی محکم و قابل تحمله واقعا. از هفت به بعد هم همه سریع پیشرفت میکنن بچه کمک میکنه مدت محدودی باید درد شدید رو تحمل کنید. من دهانه رحمم مشکل داشت
دوستان تا میتونید اپیدورال نزنید من با این اینکه یکی لز بهترین دکارای ایران و یه بیحسی خارجی استفاده کرد کمرم داغونههههه کمر دردای خیلی بد هنوز ب کمر میخابم بلند شدن برام سخته
سزارین هم ک راه رفتن بعد عمل بسبار وحشتناکه
تا میتونید طبیعی و بدون اپیدورال زایمان کنید.
من هنوز ردزی چندبار حس کشیده شدن چاقو رو بدنم رو دارم و ضعف میکنم
مامان گل پسر مامان گل پسر ۴ ماهگی
تجربه زایمان 😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫
خب از هفته ۳۶ شروع کردن ب ورزش پیاده روی و هر کاری دکتر گفت‌و کردم هر هفته میرفتم معاینه میگفت اصلن باز نشدی🤕
خلاصه شد هفته ۴۰ دکتر معاینه کرد گفت یک سانتی اصلن پیشرفت نکردی
منم تو دوراهی موندم ایا سزارین بشم یا طبیعی زایمان کنم خب خلاصه بعضیا گفتن سزارین سخته فلان منم انتخابم طبیعی شد
خب ۴۰ هفته دو روز شد از درد خبری نبود دکتر گفت باید با بستری بشی تا بچه مدفوع نکنه خطرناکه
منم صبح ۵ شنبه رفتم بیمارستان تا ساعت ۱۰ بستری شدم برام ی قرص زیر زبونی گذاشت ساعت ۱۲ نیم کیسه آبم پاره شد دردا شروع شد تا ساعت ۴ بعد ازظهر اصلن باز نمیشد دهانه رحمم هی میومدن دست مینداختن وای نگم چقد درد داشت اون انگولک هاشون 🤯 خلاصه ک دکترم ساعت ۵ اومد گفتم ک دگ نزار بقیه معاینه ام کنن خیلی بد معاینه میکردن
برام دوتا امپول زدن بلاخره ۷ سانت شد خیلی دردی بدی داشتمممم التماس میکردم منو سزارین کنن اما میگفت ن خیلی خوب پیش میری😑 خب ساعت ۱۰ شد ۹ سانت برد منو تخت زایمان ب دکتر گفتم منو برش نزنیهااااا گفت باشه
هم زور میزدم هم چیغ همه بیمارستان رو گرفته صداممم 🤣
ساعت ۱۰ نیم دنیا اومد جگر مامانش🤗😘
ماساژ رحمی ک میدادن از درد زایمان بدتر بود🥲
بعد تموم شدم رفتم بخش نگا کردم منو تا آخر جرررر داده ی عالمه بخیه خوردم خلاصه تا الان ک نزدیک دوماه میشه درگیر بخیه هستم اینم از زایمان سختتتتتتت ام دگ غلت کنم زایمان کنممم😣