۸ پاسخ

دختر انقد حساسیت نداره ک بچه باید بخوره زمین تا بزرگ شه ،اونجوری ک از کار و زندگی میمونی ، پسر من روز ده بار میخوره اینور اونور خدا رو شکر هیچی نمیشه فقط مواظب باش روی سرامیک یا ی جای سفت نخوره

من جلو مبل هام روی فرش تازمانی که نمیتونست خوب تعادلش حفظ کن پتو تا کردم انداختم خیالم راحت بود

هرچی حساس تر بشی بدتر میشه فقط اگه میخوای یه دوتا پتو بنداز اونجاهایی که خیلی خطرناک اگه افتاد سرش ضربه نخوره خوب تا زمین هم نخوره یاد نمیگیره بلند شه

حتما قراره وقتی بزرگ شد بری از خیابون ردش کنی ،یا رفت دانشگاه بری سر کلاس باهاش بشینی ،بچه ‌اعتماد ب نفسش و از دست میده و احساس ناتوانی میکنه و وابسته میشع ،فقط چیزای ریزو از رو زمین بردار نکنه دهنش یا جاهای خطرناک مثل بخاری اینا و بلندی و پله ها رو مواظب باش بقیه اش چیزی نیس

بچه تا نخوره زمین بزرگ نمیشه ک ناراحت نشو بچه های من هروز ده بار میخورن زمین

فقط شما وسایل خطر ناک و جمع کن چزای تیز جمع کن اکه سرامیک فرش کن که افتاد سرش جای نرم بخوره

مامان کنجد چرا انقد اذیت میکنی خودتو؟ گاهی زمین خوردن و مریض شدن برا تقویت بنیه‌شون لازمه. نگران نباش بدن نینیا علی رغم ظرافت با هر ضربه‌ای صدمه نمی‌بینن. تا ابد که نمیتونی مانعش بشی فردا بزرگ میشه تو کوچه بازی میکنه زمین میخوره زخمی میشه. سرمامیخوره یا مسموم میشه. ادن دلش نمیخواد بچه مریض بشه ولی اینم بخشی از زندگیه. عذاب وجدان نمیخواد بخوای خیلی مراقبش باشی محدودش‌کنی بدتر از زمین خوردن ضربه میبینه عزیزم. فقط مراقب کاشی و سرامیک باش یا اینکه سرش به کابینت اینا نخوره. روزی چند بار بچه هامون زمین میخورن طوری نمیشه

منم پسرم از روی تخت افتاد خداروشکر زیرش تشک بود هیچی نشد اومدیم تو حال میخوابیم
پسرم منم خیلی از عقب میافته میخوایم خونه رو موکت کنیم چاره ای نداریم هر روشی رو امتحان کردم..

سوال های مرتبط

مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۴ ماهگی
سلاام دخترا چطور مطورین؟
بد چجند روز مشغله و مهمونی رفتن وقت کردم بیام 😬 صدای منو میشنوین از یه مادر خسته و بی خواب که کلی کار داره ولی فقط وقتمو با دخترم میگذرونم به خصوص که دیشب افتاد زمین از تخت برای اولین بار خیلی حالم بده و خودمو مقصر میدونم خداروشکر که هیچیش نشد و خدا رحم کرد ولی اون صداش ار تو ذهنم پاک نمیشه 😭یه تجربه بیام بگم اینجوری که شد ساعت سه صب بود من زنگ زدم به مامانم و ازش راهنمایی خواستم و گفتم چیکار کنم چون حالمون خیلی بد بود با شوهرم من چون خونده بودم یکساعت هیچی ندیم و نخوابونیم مامانم گفت حتما بهش یکم اب و یا شیر بده ببین قدرت مکیدن داره اگه خورد هیچی نیست و گفت وقتی اروم که شد دست بکش به همه جاش ببین جاییش درد نمیکنه قرمز نشده و خداروشکر هیچی نبود بعد یکساعت قشنگ بهش شیر دادم و خوابوندمش خودمم تا ۸ صب بیدار بودم و حواسم بهش بود یکیم زیر سرش رو یه بالش کوچولو گذاشتم که بالاتر باشه سرش
دیدم همه چی خوبه و دوباره بهش شیر دادم خوابیدیم باهم تا ساعت ۱۱
خیلی شب بدی بود خیلی بمیرم من براش مادر خوبی نیستم که افتاد از رو تخت 😞