۴ پاسخ

وای😂😂😂😂 ببخشیدم خندم گرف😂😂

بچه رو ب گوشی چرا عادت دادی

چیزی نگفتی اون لحظه😬

عجب چرا حالا پرت میکنه
حالا فک کن جریان برعکس شه خون به پا میشه 😒😒😒😒😒😒😒

سوال های مرتبط

مامان لیموشیرینم👶 مامان لیموشیرینم👶 ۲ سالگی
تا بچه ها خابن اینو هم تعریف کنم برم سراغ شام
ساعت۵صب پسرم انگار دلپیجع داشت💨با گریه بیدار شد
بعدم بلافاصله گ خوب شد گف گوشی رو بیار
گفتم گوشی باتری نداره باید بزنم شارژ بخاب صب می‌زنیم شارژ میشه برمی‌داری
بلند گریه میکرد دیدم بهانه کرده رفتم جای خودم دراز کشیدم
این وسط دخترم بیدار شد دید من پیش پسرم نیستم تعجب کرد
رف جلوش چهار زانو نشسته لولو لپللو بلو یبل میگه
اینا رو برمیگشت ب من می‌گفت انگار فک میکرد من نمی‌بینم گریه می‌کنه 🤣🤣🤣🤣🤣بعدم بجان خودم دو دستی میزد رو فرش اونو بخندونه
آخه وقتی دخترم بخاد چیزی رو برداره تند تند چهار دست و پا میره من از رو فرش میزنم میگم اومدم بگیرمت می‌خنده
پسرمم یاد گرفته اونطوری اونو میخندومه
حالا صب دخترم داشت اونو میخندوند
بعدم همین حین داشت اتفاق ها رو برا من میگف 🤣🤣🤣غش کرده بودم از مدل دهنش
حیف نمیشد گوشی بردارم فیلم بگیرم
پسرمم یکم گریه کرد دید کسی چیزی نگفت اومد خابید
دخترم گف ماما عو عو دادا
یعنی عه داداش خابید😅😅😅😅
مامان علی مامان علی ۳ سالگی
سلام مامانا اومدم درد و دل کنم امروز پسرم خیلی اذیتم کرد از صبح ک بیدار شد همش گریه کرد هیچ می‌گفت میخام بزنمت محکم چندتا خوابوندم تو صورتم و چشمم منم همش بغلش میکرد میگفتم چی میخوای مامان فقط می‌گفت میخام بزنمت و گیر داده بود الان باید بریم فروشگاه گفتم مامان دست و صورتمو بشورم صبحانه بخوریم میریم می‌گفت نه نمیرفت دسشویی نه یمذاتش من برم اهرم جیش کردن تو شلوارش پشت در دستشویی هم کلی گریه کرد بعد یک ساعت تمام با زور گوشی و تلویزیون ساکت شد بعدم ک بردمش بیرون کلی اذیتم کرد میخواستم خرید کنم همش می‌رفت و من دنبالش آخرم کیلی داد زدم سرش جلوی همه و زدمش زنعموش اومده بود فروشگاه رفته پیش اون میگه میخام پیش اون باشم و نمیومد با زور دیگه باهم اومدیم بعدم خونه دوباره کلی اذیت کرد شلوارش در آورده بود و لخت راه می‌رفت نمسذات بپوشونمش هی جیش میکرد دور خونه با کتم هم نپوشید منم کلی جیغ و داد کردم و گریه کردم نمیدونی. مایر کرد که اینقدر ازش بدم اومده بود ب خدا باورتون نمیشه وقتی زنعموش رو میبینم انکار اون مامانشه از این رو به اون رو میشه ب شوهرم میگم این دعا داره همش میعاد بره خونه اونا پیش اون باشه منو کلی زده و اذیتم کرده منم اعصاب ندارم دیگه زورم میاره جاریم خودش ی بچه داره جیکش در نمیاد ولی این ابرو برا من نداشت تو همسایه ها از بس جیغ و داد کردم و همش داره گریه میکنم از بچگی هم همین بود الآنم همینه ی دستشویی نمیتونم برم
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
نورا رو زدم

در حالی که بچم گناهی نداشت 😶


دیشب تا صبح محیا جیییغ زده مدام
هیچ جوره اروم نشد
کل شب دو ساعت نتوتستم بخوابم
نصف شب هم یهو حالم بد شد لرز گرفتم
نمیدونم پنیک بود یا ادامه سرماخوردگی هفته پیش

از ۷ صبح پاشدم نشستم

محیا همچنان جیغ حیغ کرد و بالاخره ساعت ۱۰ دسشویی کرد
در حدی که زیرپوش و شلوارشم کثیف کرد
زیرپوشو همونجوری انداختم سطل اشغال

بعدش اومدم دو دقیقه بشینم
محیا همچنان ک نق میزد و گریه میکرد
رفت پیش نورا مه داشت واس خودش بازی میکرد
اونم هی هل میداد
منم رفتم یکی زدم رو پای نورا
که این خودش داره زر میزنه دیگه ، تو چرا بدترش میکنی


هنوز وقت نکردم به نورا صبونه بدم
درگیر این زر زر خانومم
متنفرم از گریه هاش
دلم نمیسوزه براش ، عصبیم میکنه فقط

همش دارم داد میزنم
کاش همین الان یکی بود نیم ساعت اینارو نگه میداشت
محیا رو میخوابوند و ب نورا صبونه میداد 😭😭😭

شوهرم رفت حموم سر و صورتشو اصلاح کرد ، اومد دراز کشید رو مبل گوشی میبینه 😭😭