۸ پاسخ

اره والله زمان ما ده شصتی ها که افتضاح بود. هیچ وقت هیشکی هیچی بهمون نداد. اگر پای سفره بودیم یه چیزی گیرمون میومد نبودیم دیگه تموم .
بخدا همیشه آرزوی تخم مرغ آب‌پز و خیارسبز داشتم

عزیزم بعضی وقتا بچه ها صبح زیاد میل ندارن..من و خواهرم مدرسه رفتنی من تا دقیقه ۹۰ میخوردم حالا زمان مگه اینجوری بود یه پنیرو کره با چای شیرین همین...جمعه هام یه خامه میگرفتن...وبی خواهرم اصلا هیچی نمیخورد...یکم بزرگتر شدیم بعد ۱۰ سالکی صبونه خور شد دیگه...بعدشم اول صبح غوغا نمیکردی گناه داره میمرید تو گلوش چیزیش میشد خودت بدبخت میشدی خواهر جان...ببین پنکک دوسداره چی دوستداره اونو بده..مثلا پسر من عشق فرنی داره نه نمیگه...راستی مگه ۶سالگی مهد میرن؟

پسر منم خیلی بدغذا شده افتضاحه پیازو تو هر چی ببینه یا طعمش کنه تف میکنه بیرون دیگه کاریم نداره خونه ایم یا مهمونی جایی هر غذایی رو نمیخوره فقط برنج

یادمه اصرار میکردم ب مامانم که تروخدا دوباره برام غذا بکش
میگفت نه چاق میشی بسه😄
والا ما الان انقد دنبالشون راه میفتیم اینجوری لوس شدن
بچه باید ولش کنی خودش بخوره

دختر منم می‌ره مهد ولی صبونه تو خونه بهش نمیدم دوسه تا لقمه کوچولو براش میزارم اونجا میخوره

دقیقا

بابا اینقد خوب بشن وبخورن نگران نباش من پسرم الان دوازده سالشه تا دوسال پیشم خودم لقمه دهنش میذاشتم بخور نبود کلا الان باید یکسره جلوشو بگیرم که نخوره داره چاق میشه

عزیزم هزینه مهد چقدر میدی کل هفته میره؟

سوال های مرتبط

مامان ۲ تا گل دختر مامان ۲ تا گل دختر ۴ سالگی
من واقعا نمیدونم از حسادت و چشم زخم های زن داداش ام چیکار کنم!!!
سر هر مورد از زندگی ما حرفی بزنه و تعریفی بشه و نظری بده فرداییش کلا اون مورد عکسش اتفاق میفته،همیشه امتحان کردم کلا وقتی خونمون میاد مرموز هست و انرژی منفی میاره و بین من و همسرم اختلاف میفته و یا بچه ها کلا اخلاق و نظمشون بهم میریزه و ...
یه نمونه دخترم ۷ ماه بیشتر بود مرتب و هر روز مهد میرفت یه بار زن داداش ام گفت ارغوان چه فرق کرده از وقتی میره مهد و همه چیز بلد شده و خیلی مثبت بوده براش و منم میخوام دخترم رو همون مهد دخترت ببرم و... از فرداش دخترم افتاد به جیغ و گریه و داد که مهد نمی خوام برم و ار کاری کردیم جایزه و توجه بیشتر مربی و ... اما افاقه نکرد الان ۱ ماه بیشتر هست که نمیره مهد و خونه الکی وقتش رو میگذرونه خدایی مهد مفید بود براش اما الان با اینکه من براش وقت میذارم اما خوب بودن تو یه مهد کودکانه و جمع و اموزشی خوب بود براش...
خلاصه خدا لعنت کنه هر کی که به زندگی یکی دیگه چشم داره و حسادت میکنه!
به همه چیم گیر میده و دقت میکنه ها مارک لباس خودم و بچه ها و سبک چیدمان و خرید و کتاب و .... همه چی کلا زوم کرده روم! یه بار بهش توپیدم گفتم رو لباس و وسیله باز بچه ها یکم تنوع بده چه کاریه همش کپی می کنی!
خلاصه گرفتار شدیم از دستش اساسی! رو ماشین و رفتار شوهر و خونهو ... همه چی نظر میده!حالا هم بچه اش که بارداره پسر شده هی چپ و راست از خوبی های پسر دار شدن میگه و همش میگه وای اگر دختر میشد این یکی بچم باید چیکار میکردم!!و یا میگه تو هم برای خودت فکر پسر و محکم کردن جات باش پسر یه چیز دیگه ست ... منم گفتم من جا پام شل نیست 😂 و اینکه جنسیت برام مهم نیست فرزند سالم و صالح و به جایی رسوندنش برام مهم تر