من بچم سرما خورد بردم بیمارستان حافظ بستری کردم چقد بهم با چش بد نگاه کردن چون سرفه میکردم اخه اون بخشم برا همین بچها بود که آنفولانزا داشتن بعد فرستادنش نمازی اونجا 12 ساعت بود مرخص کردن بچمو. آوردم خونه بهشون گفتم هنوز سرفه میکنه گفتن نه این سرفه رو فعلا داره تا چن مدت دیگه دیدم سرفه هنوز داره بردمش پیش ی دکتر تو مطب فلکه ارتش هس گفت 8 تا آمپول هس میزنم تو پاش هر سه روز یبار بچمو سوزن میزد نمیدونستم که بچه زیر دوسال نباید آمپول بزنی فقط از طریق رگ و سرم دارو باید بگیره دیگه آمپول 8 که زد بچه حالش بد شد بردمش قلب الزهرا که دیگه اکسیژنش او مد پایین با بدترین حال ممکن فرستادن نمازی اونجا هم بچم ایست قلبی کرد 69 درصد عفونت تو خونش رفته بود درصورتی که ما قبل از ایکنه ببریم پیش این دکتر اصلا عفونت خون نداشت بچم تو نمازی فوت شد تروخدا هواستون باشه بچهاتون سرما میخوره ببرین خصوصی ی هزینه هم کنید بهتره از ایکنه بچتون با عفونت مرخص کنن

۹ پاسخ

برو شکایت دکتر رو بکن انشاالله که جواب این کار رو پس میده

خدا بهت صبر بده . ولی عزیزم شما خو قبلا هم بچه داشتید ولی هیچ به نوزاد امپول نمیزنن . کاشکی هی چرک خشکن بهش میدادی

وای وای خدا بهت صبر بده قلبم ترکید برات
حافظ و نمازی خودشون اشغال ترینن
اسم دکترو بذار کسی پیشش نره برو شکایت کن هرچند دست ما آدمای عادي به هیچی بند نیستو قانون فقط مال ما آدمای عادیه اونا از ما بهترونن

وای خدا بهت صبر بده 🥺

اخ خدا بهت صبر بده . کاش این تاپیک رو نمیدیدم. من همینجوری ادم حساسی هستم😭

حالا همشون گفتن مشکل از این دکتر بود که آمپول زد به نوزاد و کورتون بهش زده که باعث عفونت میشه خودش😭😭😭خدا ازش نگذره با اشتباهش مارو نابود کرد و خاسم اینو بگم فقط خدایی نکرد بچه سرما خورد فقط بیمارستان چک بشه

چرا نبردیش مطب دکتر عزیزم؟

خداوند آرامش بده به دلت مادر عزیزم
متاسفانه اینجا مادرانی هستند که سر خود دارو تجویز میکنن برای مادر دیگه ای
ولی شما برو در مطب اون دکتر گوربه کو شده رو گل بگیر

عزیزم خدابهت صبر بده💔🪽

سوال های مرتبط

مامان گوگولی مامان گوگولی ۵ ماهگی
تجربه سرماخوردگی در دو ماهگی
دوستان من یه تجربه بد از سر گذروندم و اینجا مینویسم که شما هم استفاده کنید. پسر من چند روز بود بینیش کیپ بود و خس خس میکرد
از ترسم گفتم چیزی نیست و با قطره و پواار درستش میکنم
اما ماجرا ادامه دار شد و سرما خورد و ریه هاش درگیر شد
یه شب دکتر گفت ببر بستریش کن که من تا مرگ رفتم از تصور بستری بچه دو ماهه. بیمارستان مفید گفت نمیخواد و اگه تب نداره و خوب شیر میخوره خودت تو خونه ازش مراقبت کن . ولی ایکاش همون شب بستریش کرده بودم
دو شب اینطوری تو خونه نگهش داشتم و هی خس خس سینه زیاد شد و چنتا سرفه هم زد. با اینکه خوب شیر میخورد و دفعش هم خوب بود بردمش دوباره دکتر و ایندفعه توی مرکز طبی کودکان بستریش کردم
خدا سر هیچکس نیاره
پنج روز سخت اونجا گذروندیم. چون ریه‌هاش درگیر شده بود
بچه مجبور شد اکسیژن و انتی بیوتیک بگیره تا بهتر بشه
خلاصه همه علائم رو جدی بگیرید
چیزی که اونجا یاد گرفتم این بود که سه تا از علائم شیرخوار رو بستری میکنه
بی حالی و شیر نخوردن_تب_سرفه
پسر من فقط سرفه داشت ولی پنج روز بستری شد
امیدوارم این اتفاق برای هیچکسی نیفته ولی خواهش میکنم جدی بگیرید و سریع برسونید بیمارستان. درسته اونجا هم رسیدگی خوبی ندارن ولی از پیشرفت بیماری جلوگیری میکنن و خدا نکرده اتفاق بدتری برای کوچولوهامون نمیفته
#سرماخوردگی
#سرفه
#بستری
مامان نیهاد مامان نیهاد ۱۰ ماهگی
سلام مادرای عزیز تورخدا اگ کسی تجربه ای داره یا چیزی میدونه جواب بده چون خیلی برام مهمه
پسرم دوسه روز دیگه ۲ماهش کامل میشه بد موقعی که زایمان کردم تا دو هفته همه چی اوکی بود شیر خودمو میخورد هر بار ک پوشکشو عوض میکردم حسابی خیس میکرد هربارم دفع داشت بد دو هفته یهو بیقراری هاش شروع شد کلا شبا نمیخوابید همش گریه میکرد بد دیگه از اون موقع سینمو وس میزد خودشو میکشید زور میزد نمیخورد بد مثلا ۲تا۳ ساعت گشنه میموند من میگفتم باکه سینمو بخوره تواین زمان ک گشنه میومد در حد۵ یا۶مک میزد دیگه نمیخورد بردمش دکتر اونجا دکتر گفت که تا ازش سونو وازمایش نگیرم چیزی نمینونم بگم سونو ازمایش ک همچن روز دادیم بردیم گفت ک کلیش ورم داره دارو داد گفت ک تا ۱۵روز دیگه بده بد بیار تا اون ۱۵زوز هم ک گذشت همون خیلی کم سینه میخورد ۴۰روزش ک شد باز بردبم دکتر گفت که وزنش کمه خیلی کم اضافه کرده مثلا تو ۴۰روز ۶۰۰گرم اضافه کرده بود باز یه یار دیگه همون دارو هارو داد بازم خوب نشد روز به روز بد تر شد گفت ک کمکی هم بدو یکی دوبار شیر خشکو خوب خورد بد دیگه سه چهار روز بود ک شیر نمیخورد یعنی نه سینه نه شیشه بعضی وقت ها نصف یه پیمونه رو میخورد دوسه روز با قطره چکون دادم دیدم بهتر نشد بردمش دکتر بیمارستان مطهری اونجا ک همه چیزو بهش گفتم وزنشو ک گرفت زود فرستادمون اورژانس اونجا گفت ک باید بستری بشه منم گفتم نه بد قبول نکردن گفتن مگه به اوه این بچه یه مشکلی داره دوسه روز بستری بود ازمایش هاش سالم بودن با سونوش که اوکی بود فقط بخدا اونجا عذابش میدادن طفل معصوم و دا شب ده بار میبردن رگ گیری برا سرم بخدا میگفتم الانه که چیزیش بشه از بس ک عذاب میدادن همه جاش سوراغ میکردن