وای من طبقه بالای مادر شوهرم هستم. روزی چند ساعت فقط میرم پایین. دختر بزرگم اینقدر شیطونی میکنه اونام همش دعواش میکنن. اصلا دلم نمیخواد برم. خونه خودمون اروم نشسنه تلویزیون نگاه میکنه. پایین همش باید حرص بخورم. شبی اینقدر اعصابم خورد شد پیشونیم تیر میکشه. این هفته عذابه برام. شوهرم شیفت بعدازظهر هست تا شب بشه من دق میکنم دیگه
وااای مثل مادر شوهر من
اونم مغازه داره هی میره بیسکوییت میده بچم الان عادت کرده تا میره دم مغازه اشاره به بیسکوییت میکنه منم گفتم بهش ندید دلم نمیخواد بیسکوییت و شکر بخوره مادر شوهرم میگه من برا بچه هام تو چایی میزیختم میخوردن تپلی هم بودن(بچه من لاغره)کلا از اول هر چی رعایت میکردم یه دخالتی میکردن الان براش تو موبایل کلیپ میزاره منم اعصابم خورد میشه
اون روز دیدم میخواد آب تصفیه بده بچم گفتم نه ندید ضرر داره
مهمونی میریم میخوام غذا بدم به بچم هی میاد بالا سر بچه و من آخر پسرم بهش اشاره میکنه بیا بغلم کن دیروز تو مهمونی دلم میخواست باهاش دعوا کنم
همش اصرار داره بگه پسرم اونو خیلی دوست داره پیش کسی نمیره
آدم چی بگه دیگه.منم زیاد نمیبرمش ولی خیلی خستم
کاش خانوادم نزدیکم بودن
نمیشه رفت و امد نکنی؟؟
منم یه همچین متنی دیشب پست کرده بودم یه خانومی خیلی ناجور بهم توپیده بود اگه خانواده خودتم بودن ناراحت میشدی یا گفته بود سم و مرگ موش که ندادن بهش معلوم بود خودش دقیقا از همون خواهرشوهرا و اقوام شوهر بود بچه سه ساله بود میگفت بچم صد دفعه میره خونه مادرشوهرم تو طول روز اون بچه توانایی نه گفتن یا سیر شدم گفتن و نخوردن رو داره اما بچه من هنوز خیلی کوچیکه و موظفم تا زمانی که از تربیتم استفاده کنه پیش خودم نگهش دارم هیچکس از زندگی کسی خبر نداره هر کس مشکلی پست میکنه راهکار میخواد نه اینکه مقایسه بین دو خانواده
اصلا نزار قند بده انگل میگیره اصلا اونجا نرو
عزیزم منم اینجور مشکلی دارم من خودم ترک نوشابه ام یعنی همسرم میخوره ولی من یه پنج سالی میشه که نمیخورم و همسرم در حضور من نمیخوره بعد الان خانوادش به شدت نوشابه و انرژی زا دوستن چندین بار دیدم به بچه منم دادن چند بار دعوای شدید ولی بدتر لج میکنن فقط منم موندم دیگه چیکار کنم یا چیزایی که من به بچم نمیدم با بی اهمیتی میدن نمیدونم چرا به خدا خودمم برادرزاده دارم هیچوقت بدون حضور عروسمون بهش آبم نمیدم
همشون همینقدر عن هستن
منم درگیرم باهاشون البته گاهی هم حس میکنم سخت گیر شدم ولی واقعا گاهی رفتارای عادی نداره مدام عربده میکشه بد دهنه و فحش میده
من که سالی یکی دو بار بیشتر خونشون نمیرم اونم یه جور برخورد کردم نمیاد اما خر هفته یکی دو شب خونه مادرش شوهرم هستیم اونم میاد حرص میخورم از دستش
دیر برو پیششون اگرم گفتن چرا نمیای دلایل بگو بچته و عزیزته رودروایسی نداشته باش
منم از همون روز اول مرزهای بچمو به همه اعلام کردم بچه من تاالان یبار قند خورد اونم حواسم نبود
ببخشیدا خواهر شوهرت خیلی گوه خوره من جای تو بودم رابطمو باهاش قطع میکردم
شما هم این جور خواهرشوهر دارین راستش ب من دیشب گفت آب مدنی تصفیه شده نده دندون شو سیاه میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.