۲۱ پاسخ

عزیزم شما خیلی داری فضایی فکر میکنی زندگی زن و شوهری که مثل زمان نامزدی و عقد که نیست زندگی همه همینطوره اون مردای که دیدی قربون صدقه میرن یا فیلم بازی میکنن یا چه میدونم خیلی کمن

ببین نظر من اینه داری اشتباه میکنی.
واقعا فکر میکنی بیرون خبریه؟دلم نیومد نظری ندم و رد شدم ولی حالا ک گفته عوض میشه روی‌خوش نشون بده و این بارم فرصت بده اولا اگ انجام بده و اونطوری ک تو میخای بشه اگر چند ماه انجام بده میره تو ناخوداگاه ذهنش و دیگ نمیتونه مث قبل بشه فک نکن ۲ ماه محبت میکنه و باز ترک میکنه این میشع عادتش اصلا.شاید کم بشه ولی ترک نه.پس فرصت بده و استقبال کن ولی مشتاق نه
دوما من کسی رو میشناسم که ۳.۴ ماه هم حتی رابطه جنسی ندارن زنه میگف ارزومه بیاد بگه بیاد بغل کنه ببوسه حسرت یه عزیزم گفتن بود ولی ۱۰ ساله ازدواجش نشنیده.میگف دیگ کنار اومدم با این موضوع و قبول کردم این شرایطا و با این حال عاشق شوهرش و دخترش بود میگف شوهرم خیلییی مرده
زن ها کلا خاصیت اینا دارن ک باید بشنون احساساتی ان باید نازشونا کشید ولی خب اکثر مردا با عمل ثابت میکنن.به کارای خوبش توجه کن.تازه تو این اوضاع ک همش کار میکنن و به هیچ جا نمیرسیم دل و دماغی ام نمیمونه...نگاه کن ببین بجز محبت زبونی دوستت هم داره یا ن؟
باید فهمیده باشی برات چیکارا میکنه همش ک عشقم و عزیزم گفتن نیس.ببین پشتت درمیاد جلو حرف بقیه و....باید بفهمی دوست داشتنش را
همه دوست داشتنا عزیزم گفتن نیس

من شمارو نمی شناسم ولی میدونم 90 درصد مردا همینن. منم 11 ساله ازدواج کردم اصصصصصلا یادم نمیاد کی قربون صدقه ام رفته. ولی همین که صب تا شب زحمت میکشه از تفریح و جوانیش میزنه که ما گشنه نباشیم برام باارزش تر از هرچیزی هست البته آدمها فرق میکنن باهم ولی یه چیز رو مطمئن هستم که بعد طلاق حالت بهتر نخواهد شد.

عزیزم شما 22سالته ی بچه 5ساله داری نهایت 16سالت بوده ازدواج کردی و فک کردی چه زندگی پراز عشق و هوس و وای قربون صدقه ایی بشه،ن دخترم اینجوری نیست،اگر همسزت معتادنیست،خسیس نیست خرجی میده دست بزن نداره،خیانتکارنیست شما نهایت یاباس از راهش واردشی یا بیخیال،عزیزم با ی بچه شما فانتزی باهم حموم رفتنو اینجورچیزارو هنوز داری؟؟
این بنده خداشاید تو کل دوران کودکی وبزگسالشم حتی مورد محبت کلامی قرارنگرفته باشه ک الان بخواد ب شماابراز کلامی انچنانی داشته باشه...
ب نظرم حوصلت سررفته داری گیرمیدی ب اون بنده خدا،رو خودت بیشترکارکن انشاله ک فرجی بشه

الان یعنی میری طلاق بگیری
ماها ک درس خوندیم باشگاه رفتیم چ گهی خوردیم اخه

یا خدا!! من و شوهرم ۵سال دوست بودیم عاشق هم بودیم به سختی بابام راضی شد دوستی و نامزدی ابراز احساست و گل خریدن زیاد بود تو نامزدی شوهرم مدام گل میخرید بعد عروسی من گل ندیدم جمله عاشقانه ندیدم، نه که عاشق هم نباشیم اتفاقا بیشتر همو دوس داریم کنار هم آرامش داریم ولی دیگه نوع رابطمون فرق کرده خود من هم مثل قبل ازدواج رفتار نمیکنم یکم عادی تر شده البته که قطعا اینو میدونم دوست داشتنمون بیشترم شده ولی جنسش شده فداکاری و گذشت تو زندگی و...! حالا بماند ی سری از آقایون حتی تو نامزدی هم اینطور نبودن عاشق بودن ولی رفتار ادایی نداشتن! بعد اونوقت شما سر این مسائل جزئی دنبال طلاق گرفتنی!!!!

همه نظرات رو دیدم، اینم من بگم شما فقط خودت نیستی ، میدونی بچه ت چقدر آسیب میبینه ؟ ی مشاور درست حسابی برین زوج درمانی برین درست میشه ی کمم انعطاف داشته باش،
ازدواج ی تعهده به خودت و همسرت و بچه ت، فقط خودت نیستی که، بعضی وقتها باید کوتاه بیایی بعضی وقتها باید فداکاری کنی، زندگی واقعی گاهی تلخ هم میشه،
اگه خیلی مشکل شدید بود مثلا خطر جانی داشت یا طرف معتاد و خطرناک بود ی چیزی ، شوهرت مثل مردای قدیمی هستش از اول یاد نگرفته باید با مشاور یادش بدی انتظاراتت رو

عشق و قوربون صدقه که واسه تو فیلماست از هیچ مردی نمیبینی ولی واسه بقیه مشکلاتت هر دوتون برید پیش مشاور اگه قول داده پس باید مرتب جلساتو شرکت کنه تو هم شرطت همین باشه واسه بخشیدنش

چن سالتع عزیزم ...گمون نکنم سنت زیاد باشع این طرز فکرت با عرض معدرت خیلی بچگانس ..

به نظرم حالا که اشتباهش و قبول کرده و حضانت پسرت و بهت میده برو محضر حق و حقوقت و بگیر تا داغه ولی دنبال طلاق نرو اگه خدایی نکرده بعدن هم مسکلی پیش اومد حداقل حقوق قانونیت و گرفتی و مشکلی نداری

کاش بشه باهات مشاوره بیاد
از فرد غریبه ای حرفی رو شنیدن آدم رو بیشتر به فکر مبندازه

عزيزم تجربه زندگی ۲۲ساله اینا که چیزی نیست اما مشاوره رو برو اگه بیاد خیلی خوب میشه کمک میشه همسرم اصلا راضی نمیشه بیاد اینا مشکل نیست که منم آنقدر به همسرم گفتم محبت محبت متاسفانه بلد نیست حالا مابین اینا با بچه ها دعوا پسرم الان ۲۰ سالشه وسربازه باورت میشه انگار بابچه ۷ساله طرفه هرچی اون بگه باید بشه تو این ۲۲سال بپزوبشور وبذارم جلوشون یه بار ندیدم بگه دستت دردنکنه خانم اما به بچه هام یاد دادم موقع غذا خوردن وکارای دیگه تشکر کنن وبد دهنی اولا افتضاح بود من هیچی نمی.فتم اما الان بهتره چون من اهمیت دیگه نمیدم توقع ندارم چون پدرشوهرم با اینکه الان۸۵ سالشه به شدت بددهن وحرف حرف خودشه پدرمم اولا اینطور بود بعد الان بهتر شده خیلی طوری که مادرم میگه ای کاش از اول اینطوری بودی یادمه تو این ۲۲سال یه بارم حموم نرفتیم چه توقعاتی داری واقعا عجیبه.

امیدوارم نفر سومی آتیش به زندگیتون ننداخته باشه. طبق صحبت های بقیه ی دوستان که تایپیک های قبلیتون رو خوندن، همسر شما بی احساس نبودن و یه کارایی براتون انجام دادن و شما اینجا به اشتراک گذاشته بودین.

خب الا که گفته عوض میشه بذار عوض بشه ، این همه صبر کردی یکم دیگه هم صبر کن زندگی خودته ارزش داره ، خب حالا گفته همونی میشه که تو میخوای ، حالا راحت حرفتو بهش بزن و بگو چه نوع ابراز احساسات و میخوای یکم شرایط و براش محیا کن ، بعد طلاق چیزی نریختن ، اونجا اوضاع خیلی بدتره ، مطمینا ضربه بدی میخوری ، همین شرایط و بهبود بده انشاالله که درست میشه توکل بخدا
، یادت باشه بدتر از شرایط تو هم هست و داره زندگی می‌کنه و خوش هم هست ، تو همه زندگی ها سختی هست وقتی تونستی بسازی می‌بری و خوشحالی وگرنه جدایی حالت و بدتر می‌کنه ،

من قشنگ درک میکنم چی میگی چون شوهرم همیشه میگ زنی ک از طرق شوهرش محبت نبینه ی جایی یا پیر میشه یا میره ی جای دیگ خودشو خالی میکنه ولس ی چیزیم بدون همخ اخلاقشان مثل هم نیست باورت میشه من ۱۰ ساله دارم یا شوهرم زندگی میکنم اسممو صدا نزده

چرا همه زدن بیرون خبریه مگه مامان لپ گلی میخاد بعد جدا شدن از یه ادم بی احساس ازدواج دوباره کنه یا ب راه خلاف کشیده شه ک همتون هجوم اوردین بهش چتونه باباااا ما همجنسیم چرا همش گل ب خودی میزنین

مامان لپ گلی جان
من تاپیک های الانتون رو خوندم تاپیک های قبلتونم خوندم اتفاقا چند جا تاپیک گذاشتین شوهرتون خوبه میخواسته سوپرایزتون کنه اگه اشتباه نکنم برا تولدتون بوده
یا گفتین پاتون شکسته شوهرتون کلی کمک حالتون بود
یا خانواده تون به لباس پوشیدنتون و قلیون کشیدن تون گیر میدن ولی گفتین شوهرتون کاری نداره
چیشد که اینقدر عوض شدن؟

این چیزهایی که گفتی چقدر آشنا برام منم خیلی آیت درو اون در زدم تهش نمیخان زندگیشونو ازدست بدن میترسن من اسمشو دوست داشتن نمیذارم ازاخرم چون دوتا بچه داشتم موندم ولی دیگه خیلی عوض شدم سر شدم نسبت به همه چی

ببخشید همسرتون بددل هستن ینی شکاکه؟ نمیزاره از خونه بیرون برید؟

برو مشاوره فردا ایشالله هر چی که خیره اتفاق بیفته

ادامه اش....

تصویر

سوال های مرتبط