۱۱ پاسخ

ول کن عزیزم تو خوبی کردی عوضش و میبینی مادرشوهرتم داغداره چیزی میگه به دل نگیر

ببخشید عروسی نبوده ک
توی عزا چه توقع هایی داری
صبر کن چهل روز بگذره خاک سرده همه چیز درست میشه

عزيزم اولا خونسرد باش بعدم به فکرخودت باش وخانوادت وبچه ات باش واسه همه هست درست میشه چندوقت دیگه

الان خیلی زوده برای تشکر کردن که توقع داری،مادرشوهرت هنوز داغدار و شما هم غریبه نبودی که،مادرشوهرت شمارو جز خودشون دونسته و باهات راحت که عزادار بودنش و نشون میده..
با این فکر خودت و ناراحت نکن.
اول خودت به آرامش برس،خونه رو مثل قبل کن،به همسرت دلداری بده،نزار بیشتر از این وضعتون خراب بشه

شما چرا انقدر خودتو آزار میدی؟؟
مرگ حقه برای همه هست
الا همسرت ناراحته باید ارومش کنی وضعیت خونه و خانوادتو کنترل کنی تا حال بچت هم کمی بهتر بشه
سعی کن از جمع گریه و ... بچه رو دور کنی ببر خونه اشنایی کسی یکم بازی کنه حال و هواش عوض بشه

هر کاری کنی باز مادر شوهره فکر میکنه وظیفت بوده خودتو برگردون به زندگی بابا بچه گناه داره همسرتم کم کم اکی کن

عزیزم من بابای خودم شهریور فوت شد کاملا یهویی و بدون مشکلی،مرگ تا همین الانم ک دوباره باردارم تا خرخرم میاد خدا میدونه چقدر بهش وابسته بودیم و هنوزم باور نداریم ولی من همون ماه اول دیدم ک دخترم ک وابسته بابام بود و هم بازیشو از دست داده بود چقدر ضربه میخوره شاید باور نکنی ولی وقتی میومدم خونم روال زندگیمو حفظ میکردم روزا با دخترم حتی اهنگم میذاشتم شب ک میخوابیدن تا خود روشنیه هوا تو اتاق خواب زاار میزدم چقدر موهام سفید شدن چقدر پیر شدم اون پدر من بود و من مادر دخترم،اگ ضربه روحی بخوره جبران نمیشه اول بچتو از اون فضا و عزا دور کن بعد کم کم همسرتو

ول کن براچی ابنهمه ناراحتی میکنی
ارامش خودتو برکردون

میگذ ره گلم ...الان همه چی عیر عادی ب نطر میرسه از نطر همتون ولی میگذره

عزیزم منم اول امسال پدرشوهرم فوت شد و خیلییی شوهرم اذیت شد ولی من خودمو جمع کردم، چون واقعا خیلی مهمه زن و مادر خونه چجور رفتار کنه، هرچقدر شوهرم عصبی بود توی خونه من سعی میکردم اروم باشم و بیشتر به پسرم برسم. شما هم ارامشتو حفظ کن این یه چالشه برای زندگی شما. به روال عادی برگرد همسرت هم اوکی میشه

چرا واقعا ذهنت رو اینقدر درگیر این کردی که مادرشوهرت ازت تشکر نکرده! بیشتر خودتو اذیت میکنی
باید اول خودت آرامش خونه رو برگردونی و از این مسائل و گله کردن پیش شوهرت یا مادرشوهرت حرف نزنی تا آروم آروم شوهرت هم اوکی شه

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۵ سالگی
خانوما هر کی تجربه این مریضی جدیده رو داره بیاد من که میگم کروناست آنقدر وحشتناکه میگم من از پنجشنبه حالم بده شد خوب بهم قرص اینا دادش ولی الان چهار روز گذشته من اصلا بهتر نشدم همش صبح که بیدار میشم میگم امروز خوبم بعد ییهو بدنم بی جون شدید میشه همش باید دراز کش باشم سرگیجه دارم فشارم انگار پایننه بدنم اصلاحات جون نداره همش می‌خوابم کمرم زانومم درد می‌کنه دیروز ۳بار معذرت می‌خوام سرفه شدید که میکردم خلط سبز پررنگ ازم می‌آورد ولی امروز دوبار خلط سبز ولی رگهای خون داشت سرفها از بعدظهری بهتر شده ولی همچنان گلوم سینم درد میکنم بعد میگم نکنه ریه هام درگیر شده آنقدر بی جون شدم ولی تب نداشتم ولی لرز به شدت دارم همش سردم میشه حالا ابجیام میگن تا سرم آمپول نزنی خوب بشو نیستی خطرناکه چرا دوباره نمیری دکتر آخه با این بچها کجا برم الان همه جا شلوغه دکترا اینا م مریضنا ولی میترسم ببرم ویروس رو ویروس بیاد حالا شمارهای که گرفتین من وضعیتم خیلی اوژانسیه حتما آمپول بزنم یعنی تانزنم خوب بشو نیستم همش فک میکنم میمیرمم،یا برم دکتر یه آمپول بزنم بدتر بشه مثل دوران کرونا که خیلیا مردن هر کی رفت بیمارستان بستری اکثرن مردن اونایی که خونه بودن خوب شدن