سوال های مرتبط

مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم
مامان آسناو آرتین مامان آسناو آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.