باشون کمتر برو و بیا فرهنگشون پایینه سرشون نمیشه
منم این مشکل رو دارم عزیزم تنها نیستی
هرجا اذیت میشین نرین اصلا نرین ،من بعد از به دنیا اومدن دختر بزرگم انقدر از طرف مادرشوهرم اذیت شدم انقدر اذیت شدم و تو خودم ریختم که نتیجه اش شد افسردگی شدید که تا پای مرگ رفتم و دخترم تا پنج سالگی که مادر افسرده داشت که اصلا نه حوصله شو داشت نه بهش میرسید کارم شب و روز بود گریه،اخرش چیشد مادرشوهرم دید افسرده شدم رفت همه جا نشست گفت شانس ما پسر به این خوبی ما دست یه زن افسرده و مریض اسیر شده،زنش روانیه افسرده،هرکی هم منو میدید میگفت خوب شدی خوب شدی و من حالم بدتر میشد،تروخدا جایی اذیت میشین نرین،اگه نمیرفتم مگه میخواستن چیکار کنن غر میزدن بعد عادت میکردن
گلم مادر شوهر و پدر شوهرم مدام پسرم و با بچگیایه پسر جاریم مقایسه میکردن که اون آروم بود این گریع میکنه و فلان کلا قطع ارتباط کردم ماهی یبارم نمیرم مهم آرامش بچمه
منم دقیقا همین بود. الان بچه هامون بزرگم شدن بازم مقایسه میشن این چرا لاغره اون تپله.....
درکت میکنم عزیزم.مادرشوهر من ب دخترم میگه چرا داری زشت میشی چقد زشتی چرا بزرگ نمیشی چرا کچلی؟اونم بعد ۴هفته ک دیده اینا رو بهش میگه دلم شکست
یکبار بگو این دختره اون پسره دختر و پسر همه چیشون با هم فرق میکنه بعدم دو تا بچه قرار نیست شبیه به هم باشن
درکت میکنم دختر من ۳۷روز از دختر خواهرشوهرم بزرگتره بعد من هرچی به دختر اهمیت میدم مادرشوهرم میگه اینوارو نکن اون کارو نکن بعد دختر خودشو اینقد بغل میکنه رو پاهاش میخابونه بدم میاد منم باهاشون رفت امد نمیکنم خیلی کم
مثل منی مادر شوهرم هر دفعه میاد بچه رو معاینه میکنه انگار دکتره😂
تا بچه ات کوچیکه ی کم فاصله بده و کمتر رفت و آمد کن
تا بچه ات ی کم بزرگ شه
وگرنه این حرفا و مقایسه ها خواه نا خواه مادر تازه زا رو افسرده میکنه
بخاطر روحیه خودت و بچه ات رفت و آمدت رو موقتا کم کن
فاصله بگیر
واااای عین منی پسر من با دخترخواهر شوهرم دوهفته فاصله دنیا اومدن الان هردو چهارسالشونه
من همش خدا خدا میکردم کارای پسر منزودتر باشه ک زخم زبون نشنونمواااای جقدر سخته درکت کردم از ته قلبم
فاصله و تمام
کمتر برو پیششون
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.