۱۱ پاسخ

من خودم بچه اولم حسودی نکردم چون خیلی بهم میگفتن ما داری مواسه تو این نی نی رو میاریم ابجیت بشه باهاش کنی یه جوری فکر میکردم این بچه قبل اینکه بچه دوم مامان بالام باشه مال منه خیلی نسبت بهش حس مالکیت و مسئولیت داشتم با اینکه پنج سالم بود همش اولشم یه پتو دقیقا برام خریدن اوردن گفتن یه آبجی تو راه داری واست اینو خریده

من که اولیم پسره پسرا کلا حسادت زیاد. نمیکنن نمیدونم شاید پسر من این مدلی ولی باز سعی میکنم هر چی واسه نی نی بخرم واسه اون چیزایی که دوست داره بخرم❤️

پسر من خیلی حسوده با مشت میزنه شکمم میگه نینی کشتم باز شکم باباش ناز میده میگه نینی بابا دوس دارم بانو قهرم کریر پسرم نو بود بیرونش کردم ببینم مشکلی ندارن الان چهار روزه روهمون نشسته نمیده تاب میخوره روش نیم مارک پاهاش بیرون😂

من هرچی وسیله خریدم دادم بهش گفتم اره ابجی تو رو خیلی دوست داره اجازه داده از وسیله هاش استفاده کنی هنوز مبخاد بیاد کلی خوراکی هدیه برات میاره

بنظرم نیاز نیست هر چ میخری نشون بدی
بعد حالا گفته پتو مال من بگو باشه بیا بزار روت
تمام

من دوتا پسر با اختلاف سنی 1سال دارم که خداروشکر الان دبستانی هستن و با وجود این نی نی که نمیدونم هنوز دخمل یا پسر خیلی خوب کنار اومدن و منتظرن بدنیا بیاد ازش مراقبت کنن پس خداروشکر حسادتی درکار نیست😂😀

سلام عزیزم،هرجورهم مدیریت کنید بازدرنهایت یه حسادتی دارن،توبارداری دومم وقتی خریدمیکردم مثلا دختربزرگم همه چیو میخاست حتی حوله نی نی روگرفت،منم راستش گفتم اشکال نداره ودادم بهش،نخواستم حساسش کنم..ولی بازم ی حسادتی داشت..به مرور وباصبروحوصله ومهربونی خیلی بهترمیشن

تا حدی طبیعیه.عکسا و فیلمای نوزادیشو نشونش بده اتاقش یا موقعی که تو بغلتونه تا ببینه واسه اونم همینکارا رو کردین

پسر من ۲ سالشه مطمئنم حسودی خواهد کرد چون عقلش نمیرسه واقعا بچه آرومی هم نیس .خدا رحم کنه فقط😅

دخترمنم تودارع علائم افسردگی توش میبینم ولی خیلی هم دوسش داره ازاینور.. اما هیچ حرفی نزده از حسادت و این چیزها. ولی خودم هرروز بهش میگم تو بچه اول منی تو وقتی من خودم هنوز کوچیک بودم بدنیااومدی تو روزای سختمون بودی از اول باهامون بودی، هیچوقت نه خواهرت نه هیچ بچه دیگه ای که بیاد نمیتونه برای ما تو بشه

والا من ک پسر دوم ب دنیا آوردم اصلا حسود نبود خیلی خوب فقط وقتی شیر میخورد میگفت مامانم من والان سومی باردارم پسر دوم خیلی حسودی میکنی فک کنم سر اینکی ی کمی اذیت بشم و ایشالله هرچ خیر بشه

سوال های مرتبط

مامان معجزه امام رضا مامان معجزه امام رضا هفته بیست‌وچهارم بارداری
مامان ارکان یا آنیا مامان ارکان یا آنیا هفته نوزدهم بارداری
سلام مامانا من دیگ نزدیکای ساعت ۶ صبح خوابم برد انگاری و الان بیدار شدم اما مبخام از خوابی ک دیدم بگم خواب دیدم یه آقایی بچه بقل میاد سمتم بچه رو میزاره زمین و ب من اشاره میکنه ک برش دار منم تند تند قبل اینک حتی بهم بگه خم شدم ک برش دارم از رو زمین بعد من تو خوابم باردارم و این بچه هم تو بقلم گرفتم ب اون اقا میگم من شب تا صبح خواب ندارم میدونی چقد دارم سختی میکشم تا یه بچه رو ب دنیا بیارم اونوقت شما بچه ب این کوچیکی اینجوری میزارین رو زمبن گفت اینم بچه توعه من این بچه رو برای تو اوردم و بهت قول میدم اصلا نیاز ب ازمایش نداری دلشوره نداشته باش اینبار بچت سالمه و ب دنیاش میاری گفتم ولی این بچه من نیست گفت اینو سالم بهت دادم ک بهت بگم بچه تو هم سالمه و دردایی ک داری میکشی عوضش یه بچه سالم میاد بقلت اخر نفهمیدم تو خواب ک اون بچه برای من بود یا خودش اما تو خواب من ب اون بچه شیر دادم و تو بقلم خوابید ولی اون اقا رفته بود منم دنبالش میگشتم ک بچه رو بهش بدم در حال گشتنش بودم ک بیدار شدم اما جنسیت بچه مشخص نبود یعنی یه نوزاد خیلی کوچیک با لباس سفید و کلاه سرش خیلی ناز بود یعنی چی این خواب اخه خیلی قصه ازمایش میخورم