از منی ک از سزارین وحشت داشتم ب شما نصیحت واقعا بدن با بدن فرق داره دکتر با دکتر فرق داره همه چی فرق داره میدونین من خیلی محکم میگفتم طبیعی طبیعی طبیعی اما ب خاطر شرایط ک داشتم دکتر گفت ممکنه سزارین بشی و ترس داشتم ولی وقتی سزارین شدم اصلا اون چیزی ک فک میکردم نبود
همون بعد ۱۲ ساعت سریع شکمم کار کرد و راه رفتم و اصلا اونجوری ک میگن تا چند روز نمیتونی راه بری و فلان ولی من همون روز اول همه کارام خودم کردم اینایی ک دورم بودن میگفتن دختر چشمت میکنن بگیر بخواب
از بخیه ک بگم ک عااااالی زده برام دکترم عالی بود کارش
رسیدگی مامانم ب بخیه هام عالی بود امروزم کشیدمشون
وحشتی ک من داشتم اصلا ی چی راحتی سزارین ی چی دیگ فقط سختی کار اونجا بود ک ی کسیه چند کیلویی گذاشتن ۴ ساعت رو شکمم ک خون نمونه تو رحم فقط اون اذیتم کرد درد هم فقط ی بار شیاف زدم آستانه دردم بالاس ولی درد سزارین هم اونی نبود ک میگفتن هم تختی هام همه جیغ و داد ولی من بیخیال 😅

۱۵ پاسخ

بخدا من انقدر از زایمانم راضی بودماااا (سزارین بود واسه منم)

بخدا درد پریودیام از زایمانم بیشتر بود

واقعا دست دکتر خیلیییی مهمه..من اینقدری ک برای سزارینای قبلیم درد کشیدم و اذیت شدم سر این سزارینم نسبت ب قبلیا هیچی اذیت نشدم خداروشکررر

اره بابا سزارین خیلی راحتی بخصوص اگ پمپ دردم داشته باشی طبیعی خیلی وحشتناکه

دقیقا منم همینجوری بودم اصلا فهمیدم من آدم طبیعی نیستم

منم سزارین کردم با اینک دومی بود ازاسترس میترسیدم فشارم بره بالا ولی تا بخودم بیام صدای پسرمو شنیدم خیلی تعجب کردم دکترم سریع دست ب کار شده با اینک اصلا شیاف استفاده نکردم روزه اول درد داشتم ولی فرداش سره پا شدم کارامم انجام میدادم

منم از سزارینم خیلی راضی بودم، عالی عالی اصلا درد نداره

میشه جوابدین خیلی میترسم

خانما من بچه ام الان ک تکون میخوره احساس میکنم پشتم یجوری میشه انقباضم دارم

دکترت کی بود و کدوم بیمارستان بودی ؟

الان نمیفهمی بدنت داغه هنوزتو شوکه

دقیقا منم خیلی میترسیدم ولی خب اونقدرام وحشتناک نبود هر چند هنوزم دوست داشتم که طبیعی میشد ولی نشد
ولی راه رفتن خیلی مهمه

خداروشکر ....ماساژ رحمی ندادن واست؟

من زایمان طبیعی سر بچه اولم مرگ تو چشام دیدم
سر بچه دومم ماماخصوصی گرفتم و دوره آنلاین ورزش زایمان راحت خریدم
خداروشکر ی زایمان راحت داشتم
هردوشون خوبن به رژیم و دکتر و تحرک مادر بستگی داره

منم راضی بودم ازسزارین شیاف هم توبیمارستان میذاشتن خونه خودم نذاشتم اصلا راضی بودم

خداروشکر که خاطره خوبی مونده برات
برا منم دقیقا همین بود سزاربن اولم ۴ سال پیش همه چی عالی
دعا کن این سزارینم به خوبی همون قبلی باشه

سوال های مرتبط

مامان آراز مامان آراز ۹ ماهگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰
مامان فسقلی مامان فسقلی ۸ ماهگی
خب منم اومدم تجربه زایمانمو بگم بهتون😍
من دقیقا ۳۸هفته بودم ک تصمیم داشتم طبیعی زایمان کنم و رفتم معاینه لگن شدم ک خیلی واسم دردناک بود حالا معاینه تحریکی نبود و بعد اون لکه بینی داشتم و بخاطر درد معاینه از لحاظ روحی خیلیییی بهم ریخته شدم تا ۳ روز حالم بد بود بعد با خودم گفتم من قراره زایمان کنم ک خیلی از عوارض و نداشته باشم پس وقتی با معاینه انقد حالم بده حتما بعد زایمان بدتر میشم جوری بودم ک میگفتم من بعد زایمان خودمو میکشم ک دیگ خانوادم گفتن برو سزارین منم منتظر ی جرقه بودم سریع رفتم پیش دکتر خودم و واس فرداش وقت زایمان گرفتم و درسته عمل بود ولی خیلی استرس نداشتم و سریع وسیله هارو اماده کردیم و رفتیم بیمارستان سوند اصلا درد نداشت و یه حس بد داشت تو اتاق عمل هم هیچییی نفهمیدم فقط تهوعی ک داشتم اذیتم میکرد ولی چون ناشتا بودم فقط عوق میزدم بعدشم ک اوردنم بیرون ماساژ رحمی چندتای اولو اصلا نفهمیدم ولی دوبار ک ماساژ دادن درد داشت ولی ن اونجور ک میگفتن با ی دست اروووم ماساژ میدن بعدم ک گفتن راه برو من سعی میکردم خیلی نترسم دردناک بود ولی ب خودم میگفتم اینم میگذره پمپ دردم نداشتم فقط بدیش این بود ک بیمارستان مسکن نمیدادن دیگ خودم قایمکی رفتم ی مفنامیک خوردم و شبو خوابیدم ولی بدون مسکن یکم سخته
مامان سام🩵 مامان سام🩵 ۴ ماهگی
ک من داد و بیداد کردم ک اره میخواین پسر منو بکشین البته دادو بیداد هام بی تاثیر بود ماماعه برگشت گفت اگه چیزی بشه ما مقصریم و فلان گفتم نمیخوام وقتی چیزی بشه مقصر بودن شما ب چ درد من میخوره
بعد دکتر دوباره اومد گفت مگه نگفتم امادش کنبن برا اتاق عمل
وضعیتم انقد بد بود ک ی کریض برده بودن اتاق عمل دکتر اون برگشت داد اتاق و منو برد با سرعت هرچه تموم بچه رو در آوردن و پسر من ساعت۵:۳۰ب دنیا اومد توی ۳۶هفته و۳روز
و اکسیژن نیاز داشت ک همین ک ب دنیا اومد بردنش ان ای سیو و نذاشتن حتی ببینمش چقدر حس بدی بود برام
فردا صب ک گفتن پاشو راه برو اولین کار رفتم پسرمو بیینم
۱۷روز بستری بود اول برای اینکه ریه هاش کامل نبود بعد هم برای عفونتی ک من توی بارداری داشتم دکترم اهمیت نداده بود و ب بچه انتقال پیدا کرده بود .
چند روز اول نزاشتن شیر بدم میدوشیدم خودشون میدادن اما بعدش بهش شیر دادم خودم .
زایمان سزارین برای من همیشه خیلی ترسناک بود میگفتم برم اتاق عمل زنده نمیام بیرون امااا طبیعی رو ی جور دیگ فکر میکردم ک خب کلا فکرام برعکس شد
زایمان سزارین هم درد داره اماااا اصلا این درد کجا و اون درد کجاااا
برگردم عقب صد در صد سزارین رو انتخاب میکنم
خلاصه من ن بارداری خوبی داشتم ن زایمان خوبی و ن بعد از زایمان خوبی
ولی الان ک با پسرم اومدیم خونه چند روزه احساس ارامش میکنم و خوشحالم اما دیگ اصلا دلم نمیخواد ن حامله شم ن بزام🤣🤣تازه ی جا یکی میگه طبیعی خیلی ایمن و فلان برای مادر و جنین خندم میگیره چون من بچم سرش ورم کرده بود و هم اکسیزنش اومدع بود پایین بهش فشار اومده بوده خلاصه خوب و بد تموم شد و رفت و شد ی خاطره تلخ و شیرین
اینم تجربه من از زایمان طبیعی و سزارین.
مامان آرسام♥️ مامان آرسام♥️ ۴ ماهگی
تایپک قبلیم گفتم هر سوالی دارین از سزارین بپرسید
توضیح کلیو الان میدم خدمت کسایی که سزارین اختیاری میخان انجام بدن
سزارینم اختیاری بود
بیمارستان مادر تو مشهد بودم
از عمل خیلییی میترسیدم از همه چی حتی سون و سوزن بیحسی
سون اصلا درد نداشت
امپول بیحسی نسبت ب اون چیزی ک تو اینستا نشون میداد پشت کمر میزدن. دردش مثل ی امپول معمولی بود. من فکر میکردم تو کمره خیلی درد داره ولی اینجوری نبود فرقی نداشت با امپول معمولی
بهترین چیزم تو سزارین ک مهم بود از همه مهم تر بود پرستارا بودن تو اتاق عمل وقتی از ترس میلرزیدم با حرفاشون بهم ارامش میدادن در نهایتتت ارامش میفهمیدم ک دارن ی کاری با شکمم میکنن ولی خیلی حس خوبی بود
دو نفر. فقط بالا سرم بودن موقع عمل حرف میزدن باهام هواسمو پرت میکردن ک نترسم
خیلییی بینظیر بود من چون قبلش فیلم سزارینو دیده بودم همه چیزو میفهمیدم از صدا یی ک میومد میفهمیدم تو چه مرحله ای هستن
بچه رو ک برداشتن بهم نشون دادن قد و وزنشو اندازه گرفتن. و بردنش بیرون من نزدیک۱۵دیقه۲۰ دیقه بعد ک‌بچه رو بردن تو اتاق عمل بودم
بعدشم رفتم ریکاوری ۱ساعت اونجا بودم
۳بار شکممو فشار دادن ک تقریبا تو ب یحسی بودم درد داشتم ولی بعدش ک مسکن میزدن اوکی بود من خودم خونریزی داشتم برا همین بعد عمل میلرزیدم تا توی بخش میلرزیدم از خونریزی بود
چون خونریزی داشتم ۶بار شکممو فشار دادن تا خونا تخلیه بشه
درد داشت نمیشه پنهون کرد ولی با مسکنی ک میزدن اوکی بود همه چی
فشار دادنشون ک تموم شد. واقعا دیگه ن درد داشتم ن سر درد داشتم
حالمم اوکی بود هیچی درد نداشت با مسکن همه چی قابل تحمل بود