۵ پاسخ

چرا انقدر سختش کردی ی چیزی برمیداشتی میومدی خونه خودت میخوردی یا اصلا جوابشو نمیدادی

عزیزم بهم درخواست میدین پرم

میگرفتی بابا ... من اینقد ازاینور اونور ب پسرم خوراکی میدن یا خودم میخرم براش... خودم و‌شوهرم میخوریمشون😂😂😂 فقط با بسته بندیش بازی میکنه

نباید دهن به دهنش میزاشتی یچی برمیداشتی میومدی خونه خودت کیخوردی یا در نهایت میگفتی اقا خرید منو حساب کن من عجله دارم هرکی صلاح بچه خودشو بهتر میدونه

بعضیا همچین از اشتباهایی که تو بچه بزرگ کردن انجام دادن تعریف میکنن و میگن ببین هیچی نشد
بفرما این کاپ پی پی تقدیم به شما😒

سوال های مرتبط

مامان آتنا مامان آتنا ۲ سالگی
زنگ زدم به مادر شوهرم باهاش حرف زدم اول ی ربع فقط گریه پشت گریه نفرین کرد پسرشو پسرم بی مادر بشه پسرم ال بشه ننش بمیره ایشالا
بعد کلی باهم حرف زدیم گف اره من ازت ناراحتم چرا ب پسرم گفتی من از دست اتنا پولو کشیدم گفتم اره ناراحتم غیر از اینم نیست گرفتی از دستش کشیدی حتی اونجا هی میگف اره بشمرید ببینید چقدره ۵۰۰باید باشه ۵۰۰میخواستم بدم
کلی بهم برخورده بود
بعد گفت اره اگر ب اونه توام روزی ک داشتی میرفتی دندون پزشکی دخترتو نزاشتی پیش من بمونه گفتم من یکسالو نیمه دارم درد میکشم نمیتونم برم چون نمیتونم دهترم بدون من نمیمونه گفتم بیدار میشه گریه میکنه بردمش گفت اره اگ ب حرفه منم بلدم حرف بزنم ب پسرم ولی نمیزنم
خلاصه گف اره اشتباه از من بود کاش اون زمان میگفتم بجای عروسی خونه بگیره برات من اشتباه کردم همه چیو مرور کردم اشتباه از خودم بود پسرم غلط کرده پسرم گ و ه خورده با دهن جد و ابادش ک ماییم
گفتم پسرت تو‌زندگبمون فضولی میکنه همرو گفتم گف بیجا کرده کلی حرف زدیم گریه کرد حرفای تو دلمو همرو گفتم 😏 همرم زد زیرش ن اینحوری نبوده ن فلان
مامان آریشا مامان آریشا ۱۷ ماهگی
شوهرم ی پسر عمو همسن خودش داره خیلی با هم صمیمی هستن هراز گاهی خونمون میاد و پسرم دوسش داره دیشب با مامانش و خواهرش و داداشش و زن داداشش ک تازه عقد کردن اومدن خونمون حالا این پسر عمو میدونه بچم ی هفته مریض بوده و ما بیرون نبردیمش اومد ب پسرم گفت بریم در در پسرمم گریه ک بریم گفتم نرین بهتره هوا سرده و کامل خوب نشده گفت با ماشین ی دور میزنیم زود میایم مامانش هم گفت با ماشین عب نداره پسرمم گریه میکرد دیگه لباسش عوض کردم توقع داشتم شوهرم محکمتر بگه نه نبرش دیدم هیچی نگفت بعد ی ربع برگشتن دیدم صورت و دستای بچم یخ یخ حتی پاهاش ک جوراب پاش بوده یخ زده فهمیدم اصلا سوار ماشین نشده بودن و حتما تا سر کوچه رفتن و برگشتن ایقد اعصابم خورده گفتم بچه یخ زده همش میترسم سرما بخوره امروز ب شوهرم گفتم دیگه نمیذارم پسرعموت بیاد مهمون اگه میاد بشینه سرجاش چیکار داره بچمو تو سرما ببره بیرون ایجور یخ بزنه بعدم جلو فامیلات بگو جلو بچه نگین در در ما خودمون بچمون ب وقت مناسبش بیرون می‌بریم اگه بخاد سرما بخوره چقد بعدش علائمش نشون میده؟؟