۹ پاسخ

من بعداز بدنیا اومدن دوقلوها شوهرم همون روز اول جاشو جدا کرد توی یه اتاق میخواب گفت چون صبح باید برم سرکار و دوقلوها تاخود صبح گریه میکردن منو دوقلوها و پسر دوسال ام تنها خوابیدیم هنوز که هنوز بعداز دوسال ونیم بازم جدا میخوابیم فقط برای رابطه وقتی بچها خوابن میریم یه اتاق دیگه بعدش باز جدامیخوابیم

فعلا من پیش دوتا پسرام تو اتاق میخوابیم شوهرمم تو اتاق خودمون دیگه هروقت شیردهی تموم شد میرم اتاق خودمون

دو تا دخترام اتاق خودشونن من و دختر کوچیکم رو تخت همسرم ببچاره پایین تخت دخترها نمیزارن بره بچه تو اتاقشون حالا پول دستم بیاد براشون تخت تاشو بزنم دیگه مجبورن کنار بیان

من دوتا بچه ها اتاق خودشون ماهم اتاق خودمون.‌گاهی پسرم دم صبح میاد کنارم..اذیتش نمیکنم هنوز ۳سالشه.گاهیم تاصبح تو اتاق خودشونه راحت.

من پسر بزرگم بغل باباش می‌خوابه کوچیکه بغل من یعنی اول بابا بعد بزرگه بعد من بعد کوجیکه😬
برای کارهای اداری هم وقتی خوابیدن میریم یه اتاق دیگه 😬

بچه هام تو اتاق،خودشون ماهم اتاق خودمون

پسر بزرگم ۹ سالشه یا تو اتاق خودش میخوابه یا پذیرایی جلوی تی وی
کوچیکه هم که تو اتاق ما میخوابه رو زمین

دخترم که ۱۵ سال داره اتاق خودش میخوابه،ولی چون پسرم خیلی اذیت میکنه،شوهرم ۵ صبح باید بره سرکار
شوهرم اکثرا شبها زود میره اتاق رو تخت میخوابه،من و پسرم تو پذیرایی
روزهای تعطیل شوهرم پیش ما میخوابه
اولویت شوهرم بچه،میگه اذیتش نکن
چون شبها دیر میخوابه

من و همسرم بعد بچه سوم جدا خوابیدیم مجبور شدیم البته چون دو تا اولی ها اومدن کنار من خوابیدن هر کاری کردیم نرفتن تو تخت و اتاق خودشون
نوزاد هم اوایل کنار خودم بود ولی سخت بود چون گریه میکرد دوتا دیگه بیدار و کلافه میشدم برای همون نوزاد بردم بعد سه ماهگی اتاق همسرم و ساعات مشخص بیدار میشدم بهش شیر میدادم گاهی خیلی خسته بودم همسرم می‌رفت شیر میداد تا الان که 19 ماهشه فعلا نتونستیم اون دوتا رو از اتاق خودمون بیاریم بیرون

سوال های مرتبط