۹ پاسخ

خداروشکر که راضی هستی از زایمانت من زایمان اولم بود خیلی اذیت شدم امیدوارم دومی اینجور نباشه🥲🥲🥲

منم زایمان دومم
امیدوارم کردی♥️💜 خدا خیرت بده

میشه بگی کدوم بیمارستان زایمان کردی تو زنجان

مبارکت باشه زیر سایه پدر مادر بزرگ بشه

البته وزن بچه هام هردو ۳۴۰۰ بود

چطور بخیه نخوردی باید خیلی درد کشیده باشی من دوتا زایمان قبلیم کلی بخیه خوردم حالا باز میترسم همونجور بشم

بسلامتی عزیزم
ممنون گلم منم دومی هستم ان شالله زودی بدنیا بیارمش

مبارک باشع

خاکشیر و چطور خوردی از چن هفته؟؟

سوال های مرتبط

مامان زینب مامان زینب ۶ ماهگی
#زایمان ۱
سلام اومدم از روند زایمانم بگم شاید به درد کسی خورد من ۲۷ آذر در ۴۱ هفته و ۷ روز زایمان کردم از اول میخواستم طبیعی زایمان کنم اما مشکل اینجا بود که هیچ درد و ترشح و علامتی از شروع روند زایمان نداشتم از هفت ماهگی تحت نظر پزشک متخصص زنان و زایمان و ماما ورزش و پیاده روی کردم از ۳۰ هفته بچه ام سفالیک بود و پوزیشنش برای زایمان طبیعی خوب بود و طبق گفته دکتر و ماما لگنم و بدنم توانایی زایمان طبیعی داشت ولی بچه توی لگن نیومد و به اصطلاح شکمم همچنان بالا بود و علامتی از زایمان نداشتم ۲۷ م آذر به دستور پزشک بستری شدم برای القای زایمان طبیعی با آمپول و سرم فشار ، بیمارستانم خصوصی بود با دکترم هماهنگ کرده بودم سرزایمانم بیاد ماما همراه ام داشتم از ۳۷ هفته دهانه رحمم ۱ سانت باز شده بود ساعت ۸ صبح بستری شدم و کیسه آبم رو پاره کردن و آمپول فشار توی سرم برام زدن و دردام شروع شد تا ساعت ۱۴ که سرم تموم شد و دردای منم تموم شد و معاینه که کردن گفتند شدی ۲ سانت
مامان حانیه و علی مامان حانیه و علی ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی

سلام مامانا. من ۶/۵/۴زایمان کردم.
۳۹هفته و ۶روز و چون دردای خودم شروع نشد روز قبلش دکتر معاینه تحریکی کرد. یکم درد داشتم ولی هر چی به شب نزدیک میشد دردا کم میشد.
دیگه صبح ساعت نه و نیم بستری شدم و با آمپول فشار دردا شروع شد.
من زایمان دوم بود اولی هفت ساعت درد کشیدم تا بدنیا اومد ولی سر پسرم نه و نیم که سرم رو وصل کردن یواش یواش دردا شروع شد. ولی تقریبا همون ساعت اول کیسه آبم پاره شد. روند دردا خیلی خوب بود و چندتا آمپول زدن که متفاوت از زایمان اولم بود. خلاثه در کمال تعجب نزدیک دوازده دیدم احساس دفع دارم و ماما گفت که بچه داره میاد و دکترم رو صدا کرد.

برام جالب بود چون دردا نسبت به زایمان اولم بهتر بود و تا لحظه زایمان تایم بدون درد هم داشتم ولی زایمان اولم دیگه اون آخرا همش درد بود.
خلاصه روند دردا ها خوب و قابل تحمل بود و سعی کردم ورزش هم انجام بدم. ولی خوب چون سر بچه یکم بزرگ بود اون لحظه تولد خیلی سختم شد و خدا روشکر بچه سالم بدنیا اومد.
ان شاالله همگی به سلامتی زایمان کنید.
مامان مهوا مامان مهوا ۳ ماهگی
🌸تجربه زایمان طبیعی من🌸
(پارت ۲)
حدود یک ساعت و نیم پیاده روی کردم یه دفعه کیسه آبم ترکید. همون موقع خودمو رسوندم زایشگاه و دیگه بستری شدم. به مامای همراهمم خبر دادن که خودشو برسونه.
دیگه پروسه زایمان هم که اینطور سپری شد که سرم فشار زدن بهم و وسط دردام هم بهم ورزش میدادن. اسکات میزدم و لگنمو میرقصوندم. وقتی درد داری خیلیی خیلی ورزش کردن سخته ولی خب...
از گاز انتونکس هم استفاده کردم. اونم خوب بود یه حس گیجی بهت میداد و انگار سرتو سبک میکرد. همین باعث میشد یکم آروم بگیری.
از ۶ سانت به بعد که دردا خیلی شدید میشه و صداتو در میاره ولی خب خوبیش اینه که خیلی سرعتی پیشرفت میکنه و زود فول میشی و زایمان میکنی و نی نی رو بغل میگیری.
ساعت ۴ بستری شدم و ۶:۳۰ زایمان کردم.
لحظه ای که بچه از شکمم خارج شد هیچ وقت یادم نمیره حس عجیبی بود حس رهایی🥹 به محض به دنیا اومدن بچه آرامش گرفتم. بعدم که بچه رو اوردن صورتشو چسبوندن به صورتم بیشتر آرامش گرفتم😌