۱۶ پاسخ

عجله نکن کم کم همه چی یه نظم کوچیک میگیره🤗 اون نظم قبل بچه هیچوقت اتفاق نمیفته هااا. اما قلق دستت میاد که چطور اولویت بندی کنی و زود به کارات برس
اصلا استرس نگیر به مرور درست میشه😍

وااای تو اویلشی طبیعیه منم قشنگ یادمه این روزا الانم همچین ب همه کارام نمیرسما ولی خیلی خیلی خیلی خیلی بهتر شده اوضاع

عیبی نداره یه روزی اینا میشه خاطره واست

ببین پسر من الان دوماهش گذشته شبا خوب میخوابه دیگه اما ناهار و شام روی دور تند باید درست کنم چون یهو قاطی میکنه گریه گریه که بغلم کن منو راه ببر یعنی یه وقتایی میرسم یه وقتایی هم نه. خونه زندگی هم که ماهی یبار بیچاره شوهرم جارو برقی میکشه چون خودم نمیرسم اونم خب تا دیروقت سرکاره. فقط گاهی برسم خونه رو ظاهرش رو مرتب میکنم همین. فقط در حال شیر دادن پوشک عوض کردن خوابوندن بغل گرفتن و راه بردنم

من تقریبا میرسم به کارام ولی فقط افسردگی گرفتم نگاه بهش میکنم چقد مظلوم عاجزه میگم فقط زودتر بزرگ شه حداقلش گردنشو درست بتونه نگه داره نگاش میکنم گریم میگیره میترسم یه وقت اتفاقی بیفته بچه اولم تا ۴ماهگی خونه پدرشوهرم بودم اما این تا یه هفته خونه خواهرم یک هفته هم خواهرم اومد خونم الان چندروزیه تنهام فقط دعا دعا میکنم این روزا زودتموم بشه دخترممم بزرگتر بشه استرسا کمتربشه

خوب دیگه خواهر گریه واسه چیه ول کن کار خونه رو شب که همسر آمد بلند شو یه کوچولو مرتب کن

منم دقیقا همین شرایطو دارم. البته با این تفاوت که بچه مدرسه ای دارم .دوتا آدم پیر دارم تو خونه... فقط کارای جزئی با غذا میتونم درست کنم

همین تیکه تیکه بلند شدن شیر دادنا. ادمو اذیت میکنه کمبود خواب میاره. فعلا ک واسه من مامانم پیشمه شبا میسپرم ب مامانم هر دوساعت بیدارمیشه شیر خشک میده بهشون خودم روزا شیر خودمو میدم ولی باز کمبود خواب دارم انگار

عزیزم ناراحت نباش بزودی هم عادت میکنی و هم اوضاع خ بهتر میشه.اگه میتونی دوسه روز درهفته ای ازکسی کمک بگیر،مامانی خواهری یا نمیدونم هرکس ک میدونی مقدوره.درضمن ننی واسس ببند عااااالیه.یه دست راست میشه واست

تو تختش میذاری یه لباسی که زیاد میپوشی بوس تنتو میده بذار کنارش ببین آروم میخوابه یا نه
شاید باید بوی تنت بهش بخوره تا آرامش داشته باشه

ول کن خونه رو لذت ببر از این بودن باهاش ۲روز دیگه بزرگ میشه باید حسرت بخوری من با این که بچه چهارمم هست ضعف میرم براش کیف میکنم وقتایی که باهم تنهاهستیم
کار خونه همیشه هست هیچ وقت هم تموم شدنی نیست
وقتی لبخند میزنه کیف کن

منم روزای اول همینجوری بودم دخترم شبا بیدار میموند و جیغ میزد روزا هم من خسته و بی رمق بودم ترجیح میدادم بخوابم که باز شب بعد بتونم نگهش دارم چون تنها بودم ب هیچکاری نمی‌رسیدم الان بهتر شده توام صبوری کن انشالله بهتر میشه همچی

عزیزم طبیعیه من بعداز۲ماه تازه دارم میوفتم رو روال🤦😅

سخته عزیزم همه همین هستیم
ولی چاره ای نیست میگذره خیلی زود میگذره

ناهار هم شب که همسرت هست درست کن

عزیزم حتما عادتش دادی ک هی بغلت باشه بعدشم اگه میتونی اخرشب یبار شیرخشک بده دیگه یبار بیدارنیشه خیلی خوبه

از یک ماه و نیم دو ماه به بعد کم کم درست میشه

سوال های مرتبط