۱۴ پاسخ

من عین خیالم نی کار خونه را همیشه هست

منی که هر روز جارو میکشم ولی نیم ساعت بعد این دوقلوها همه جارو بهم میزنن اوایل هر روز چند بار کابینت هارو تمیز میکردم ولی بی فایده بود الان هفته ای یه بار تمیز میکنم پسرای من بوفه وابنه وکاببنت پلیس میزنم وقتی میبینن تمیزه😭اوایل خیلی حساس بودم ولی دیگه عادت کردم .

من اینجوری بودم چند ماه بعد به دنیا اومدن زانیار دیدم نمیتونم اینجوری جونی واسم نمیمونه دیگه بیخیال خونه تمیز شدم

خونم همیشه باید مرتب باشه تا بتونم بچه داری کنم
شلخته باشه دورم بیشترعصبیم می‌کنه 😖

واااای خداراشکر که تنها نیستممم
همیشه فکرمیکردم فقط منم که بابچه کوچیک اینقدر وسواسم
من نمیذارم بچم به کابینتا دست بزنه چون جاانگشت میمونه
دراین حد حساسم
خیلی عذاب وجدان دارم اما خب دست خودمم نیست

منم اول اینجوری بودم شوهرم گفت ول کن بخدا من مشگلی ندارم هر کی هرچیزی گفت با نگفتم بابا خودم بدم میاد آنقدر گفت بهم الان میریزه جمع میکنمولی در حد خودکشی نیستم

من خونه اصلا برام مهم نیست کل خونه رو بهم بریزه ولی غذاشو بخوره تنها چیزی که اعصابم بهم میریزه بدغذایی پسرمه گاهی وقتا میگم حیف بچم که من مادرشم دقیقا جمله آخر شما

بله به شدت همش در حال كارو جمع كردنم تا ميخوام بخوابم يه ليوانم تو سينگ نباشه

وای منم مث توم ینی هز لحظه سر پام زیر پاهام زخم شده کار خونه باشه هیچی بهم خوش نمیاد ب بچه هم نمیتونم برسم

منم مث شمام هروقت خونه کثیقه گاز کثیفه همه جا ظرفه آشغال خونس نذاشتمش پره
دیونه میشم انقد داد میزنم ولی تمیز بودنی ارامش دارم شدیم یه مشت ادم بی عصاب
چون کمکی نداریم کسی درکمون نمیکنه باعث میشه هی رو هم انباشته شه دیونه شیم باز تو کوچیکی من ۳۰ سالمع 😑😔

دقیقا منم همینطوریم😑😑😬😬🥴🥴

من ک ۳ روزه شدیدا تو خونه تکونی هستم گفتم قبل از ماه رمضون کارمو بکنم گاز و تمیز کردم یخچال و کلا ریختم ظرفامو شستم ظرف و ظروف اضافه کردم شستم ظرفای دم دستی وایتکس انداختم کل لیوان چایی و آب برای خودمون و مهمون با وایتکس شستم خیلی خیلی کار کردم
گفتم دوروز کارای سبک کتم در حد تمیز کاری بعد دوباره شستنی هامو شروع کنم

کپ خودتم روانی میشم همیشه هم دغوا میکنم

وای منم اینجوریم
غصه کارای عیدو میخورم
باید کلا بریزم بهم بسابم
تا از ریشه تمیز نکنم دلم آروم نمیشه🥲

سوال های مرتبط