۸ پاسخ

همه رو حق داری ولی مورد اول واقعا ناراحتی نداره.تهش اینه لباسش لک میگیره.حرص نخور واسه این مورد.پسر من اونقدررر شلخته س که اگه بگم چیکارا میکنه شاخ درمیاری.شل کردم دیگه

دختر من روزی دو سه بار لباس عوض میکنه
چقدر دختر عین دختر منه 😭😭😭😭

والا این رفتارها و پسر منم داره اینا زیاد اذیت کننده نیست سخت نگیر چاقو هم بده دستش دوبار دستش می‌بره قطع که نمیکنه فوقش دو قطره خون میاد من به پسرم دادم دوبار دستش خون شد دیگه یاد گرفت😂

همه ی بچه ها همینن من دوتا اینطوریشو دارم بخدا گاهی از صبح تا شب چن بار لباس عوض میکنم تازه ی قطره آبم میریزه عوض میکنن من اصلا نمیفهمم کدوم لباس تمیزه کدوم کثیف

من براشون اسباب بازی اشپزخونه خریدم.چاقو اسباب بازی پلاستیکی توش داره. چون خیلی دوس داشتن با چاقو‌میوه ببرن
خمیر بازی گرد میکنن با چاقو پلاستیکی میبرن
ساعتها مشغولن و بازی میکنن. منم خیالم راحته
درمورد اونم ک میگی شکلات ب لبایش مالیده
خیلی عادیه خب چون بچه کوچولو هست و حواسش نیس

اونم ک میگی خونه مهمون میخاستهدبمونه دوقلوها منم همینن
هی با وعده خوراکی و بازی میارم خونه
یا خونه مانانم مهمون باشیم
مامانم الکی خودش میزنه ب خواب تا فکر کنن خوابه و بیان بریم خونمون.
اینم که میگی موقه غذا خوردن پیشت نمیشینه چون کنارت راحت نیس و حتما خیلی بکن نکن بهش میگی‌.

من امروز مهمان دارم دخترم همیشه تا ۱۲میخوابه من امروز۹پاشدم اینم پاشد من یه جا رو حمع میکنم این یه جا رو نابود میکنه

براش از این اسباب بازی میوه ها که چاقو پلاستیکی داره اونها بگیر که مثلاً میوه رو نصف کنه

دقیقاً دختر منم همینطوره همش میگه چاقو بده من ببرم . من غذا رو رو گاز هم بزنم و... هر چی میگم خطرناکه میزنه زیر گریه و لج میکنه

سوال های مرتبط

مامان می می نی مامان می می نی ۲ سالگی
مامانا بچه های شمام رفتارای دختر منو دارن؟
بخوایم از مهمونی برگردیم انقدر گریه میکنه هلاک میشه
آخر صاحبخونه میگه میخواین بمونه اینجا؟ سوار ماشین میشیم میرسیم سرکوچه بازم گریههه که خونه نریم با این ما روزی چند ساعت فقط بیرون و خرید و مهمونی و خانه بازی میریم
بخوام چیزی درست کنم میاد میشینه و همش انگشت میزنه مثلا سیب زمینی خورد کنم میاد همش برمیداره میزاره دهنش بگم نخور بد مزس بزار بپزم انگار نه انگار
جایی بریم به همه چی میخواد دست بزنه یا ببینه بکی خوراکی داره میره ازش میگیره و اگه بگم برات میخرم گوش نمیده حتی خودشم خوراکی داسته باشه بازم از بقیه میگیره من بخوام مانع شم طرف مقابل میگه چیکارش داری بزار برداره
اگه چیزی بخواد و ندم یا بخوام یکم بعد بدم بنمیتونم گول بزنم و سعی میکنم باهاش صحبت کنم که مامان بزار ناهارمونو بخوریم بعدش بابا برات شکلاتو میاره ولی آخرش باز به جیغ و داد ختم میشه
برای خواب به شدتتتت مقاومت میکنه و بعد ناهار از ساعت ۳ بخوام بخوابونم نمیخوابه تا ساعت ۵ خوابش میگیره و شب بدخواب میشه
بخوام بیدار نگهش دارمم موفق نمیشم
اینارو فقط گفتم که بگید واقعا همه بچه ها همینن؟من کم صبرم؟احساس میکنم هیچ آرامشی برام نمونده چون میدونم الان بخوام قربون صدقه برم بغلش کنم تاثیری نداره دیگه عصبی میشم
کارم شده گریه احساس میکنم دیگه نمیتونم مادری کنم
مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
مامانا وقتی بجه هاتون بهونه های بی دلیل میگیرن چیکار میکنید ؟ مغزم دیگه درد میکنه از صدای اراد همش یچیزی برای گریه داره. مثلا بردمش پارک داره سرسره بازی میکنه بعد میره سمت وسیله بازی برقیا ک‌ خاموشه و گریه میکنه و جیغ میزنه ک میخوام درحالیکه تعطیله. یا مثلا ی چی میبینه تو خیابون میخواد و گریهههههه یا بیخود و بی جهت یهو وسط ی مهمونی میگه من ماشین صورتی میخوام بعد گریههههههه
یا مثلا هندوانه اوردم بعد کریههههه ک من انگور میخوام. یعنی یجوری شده ک استرس دارم بیدار شه به چی میخواد گیر بده و سر چی میخواد گریه کنه.
توروخدا بگید چکار کنم. خیلی عصبانی شدم از بعد مادر شدنم. اصلا رفتارامو دوست ندارم از صدای خودم ک‌مدام دارم نصیحت میکنم و آموزس میدم بهش بدم‌میاد وقت لحنم تند میشه واقعا بدم‌میاد از صدام. تکراری شده ک حرفامو لحنمو .... تکراری ک دوست داشتنی نیست برام‌
دلم میخواد مثل قبل از ته دل بخندم بیخیال دنیا باشمو لذتدببرم الاندهمش استرس همش یاد دادن اینکه چماری بکن و چ کازی نکنن ب بچه و....