۷ پاسخ

اجی جونم دختر منم این طوری بود
اجی تو اینستا مشاور پزشک رو فالو کن با چند تا روش میتونی بچه ات رو آروم کنی
بعد اجی حتما برو پیش مشاور کودک ک بهت یاد بده

دو تا پست اخرمو بخون بچه هام کامنت گذاشتن

طبیعیه بخاطر اینکه نمیتونند احساساتشون رو ابراز کنند یا بشناسند گریه میکنند

باید باهاش مثل یک دوست صحبت کنید با ارامش. بچه شما یا احتمالا جلب توجه دیده زمانی که گریه میکرده یا شما نادیده میگیرینش. باهم تو خونه تمرین بکنین که جیغ زدن خوب و باید حرفشو بزنه . چون بچه ها تو این سن دنبال استقلالن و نمیتونن احساساتشون رو کنترل کنن. با عروسک با خودش تمرین کنید که احساساتش بشناسه

عین دختر من هرچقدرم بزرگ میشن اذیتاشون بزرگتر میشه😩😩

عزیزم باید روش کار کنی مشاوره بگیر که چطوری باهاش رفتار کنی .دختر خواهر من همینع خیلی خیلی گریه و نق نق داره داره پیش دبستانی می‌ره.خواهرم مشاور بردش گفت چند جلسه باید بیاریش ولی چون شرایط مالیش اوکی نیست نبردش.الان پسرش هم اخلاق خواهرش رو برداشته نق نق و مدام گریه میکنه

اینم اضافه کنم از بدو تولد گریه میکرد خصلتش شده انگار

سوال های مرتبط

مامان آراد مامان آراد ۳ سالگی
مامانا وقتی بجه هاتون بهونه های بی دلیل میگیرن چیکار میکنید ؟ مغزم دیگه درد میکنه از صدای اراد همش یچیزی برای گریه داره. مثلا بردمش پارک داره سرسره بازی میکنه بعد میره سمت وسیله بازی برقیا ک‌ خاموشه و گریه میکنه و جیغ میزنه ک میخوام درحالیکه تعطیله. یا مثلا ی چی میبینه تو خیابون میخواد و گریهههههه یا بیخود و بی جهت یهو وسط ی مهمونی میگه من ماشین صورتی میخوام بعد گریههههههه
یا مثلا هندوانه اوردم بعد کریههههه ک من انگور میخوام. یعنی یجوری شده ک استرس دارم بیدار شه به چی میخواد گیر بده و سر چی میخواد گریه کنه.
توروخدا بگید چکار کنم. خیلی عصبانی شدم از بعد مادر شدنم. اصلا رفتارامو دوست ندارم از صدای خودم ک‌مدام دارم نصیحت میکنم و آموزس میدم بهش بدم‌میاد وقت لحنم تند میشه واقعا بدم‌میاد از صدام. تکراری شده ک حرفامو لحنمو .... تکراری ک دوست داشتنی نیست برام‌
دلم میخواد مثل قبل از ته دل بخندم بیخیال دنیا باشمو لذتدببرم الاندهمش استرس همش یاد دادن اینکه چماری بکن و چ کازی نکنن ب بچه و....
مامان آوا مامان آوا ۲ سالگی
مامانا با بچه ای ک سه سال نمیخوره هیچجوره چیکار کنم روز بروز بدتر میشه اخلاقش مشاوره و هرجا بردم کی میخواد تموم شه دیشب رفتیم مهمونی ۵ ساعت اونجا بودیم بکوب گریه و جیغ و کتک خودشو انقد زد سرشو کوبید زمین و مبل الان پیشونیش سبزه اونا هم یدونه دختر داشتن اون هرچیو برمی‌داشت اینم فقط اونو میخواست اونم نمی‌داد اینم جیغ گریه و کتک ب خودش ساعت ها گریه و پرخاشگری هیچی نخورد اومدیم خونه شبم تا صب جیغ و گریه پاهاشو کوبید زمین تو طول روز عصبانی شه شبم خوابشو میبینه بخاطر دخترم هیچ جا نمیتونم برم همه رو اذیت همه چیو پرت و میشکنه شدید گریه میکنه شوهرم با دوستش بخاطر شغلشون میخوان برن جایی میگن شماهم بیاین یه مسافرت کوچیک شه ولی من بخاطر دخترم ک با دختر اون لج میکنه نمیخوام برم دیشب تو اون ۵ساعت انقدگریه و جیغ هیچی لب نزد اومدم یعنی چشام پر شده بود عصبی بودم حالا برم تو یه هفته دخترم کامل روانی میشه انقد خودشو کتک میزنه و چیزی نمیخوره نظر شما چیه برم یا ن شوهرم میگه کاش بیای