۹ پاسخ

روز بیمارستان مامانتو دیدم خیلی مهربون بود عزیزم. بده ب مامانت خب

دمنوش و دارچین و زنجبیل که چه اشکالی داره

والا همه اینایی که میگی حساسیو منم به بچم میدم و واقعا معدش تقویت شده و رفلاکسش کمتر ،حساس نباش اینا مفیده که داده بهش ،بعدشم بچت دیگه ۱۰ ماهشه نگران نباش

آب جوش نبات ما از اول برا دل درد بچه میدیم دارچین هم از ۷ ماه فکر کنم مجازه حساس نباش که خودت خیلی عذاب میکشی یا نبر یا اگه بهشون احتیاج داری خودت اذیت نکن به نظرم به لیست بنویس چیزایی که براش مفید و چیزایی که مضر ببر بچسبون یه جا تو خونشون مثل رو یخچال بگو مامان اینا نوشتم که یه وقت فراموش میکنین چی براش بده ندین بهش شاید خوشش میاد بهش یه چیز بده بخوره مثلا مواد سوپ ببر اونجا براش سوپ بزار بگو بی ذحمت غذاش بهش میدین کار دارم اینجوری هی گیر بدی فکر میکنه میخوای بگی از اون بیشتر بلدی بیشتر باهات لج میکنه

اتفاقا منم تازه مچ مادرشوهرم رو گرفتم 😂 هردفعه میرفتیم خونش زنگ میزد بچه غذا داره یا نه ، اکثرا داشتم و میبردم بعد میدیدم وقتایی که نداشتم و مادرشوهرم میذاشته بچه چقدر با اشتهای بیشتر میخورده . یبار باقی غذای بچه رو گرفتم اوردم خونه بقیش رو بهش بدم دیدم بلههههه خانوم قشنگ ادویه ونمک رو خالی کرده توش🫠😁 حالا همیشه قبل غذا دادن میگفت هیچی نریختتما چون میدونه من حساسم که بچه نمک اینا نخوره

حالا زنجبیل و دارچین موردی نداره ولی نبات چرا البته کم اونم الان فک نکنم مشکلی باشه واسه من میان بهش کیک و شیرینی میدن🤣

عزیزم منم سر بچه اولم مثل شما خیلی نگران بودم اما بچه دومم میبینم اصلا اینا که میگی مفیدم هست، دختر دومم را روش blw غذا دادم، از روز اول غذاش ادویه داشت. دکترش این روش را پیشنهاد داد

وا مریضه؟
خب آب و نبات چه سودی واس بچه داره؟
زمان قدیم شیرخشک زیاد در دسترس نبود به بچه آب و نبات میدادن ته دلشو بگیره
الان شیرخشک هست بعدشم بچه ی شما غذاخوری شده دیگه نیازی به این چیزا نداره
دارچین هم که نگران نباش مجازه از بالای ۶ ماه
زردچوبه و دارچین مجازه
ولی زنجبیل نمیدونم
درکل خیلی از بچه ها نسبت به گرمیانه حساسیت دارن
نده بهتره
مادرشوهرا رو اعصاب ترین موجودات دنیات
امیدوارم من همچین ماددشوهری نشم🥲

چه کار اشتباهی 🤦🏻‍♀️
به نظرم برو ، بچه رو هم ببر ولی اصلا تنها نذار بچه رو

سوال های مرتبط

مامان 🍒عطرا🍒 مامان 🍒عطرا🍒 ۱۱ ماهگی
سلام خانما من چندروزه با شوهرم سر مسئله ای مشکل دارم و خواستم ببینم بقیه هم این مشکلات رو دارن یا فقط شوهر منه گیر بیخود میده!!
شوهر من روی بهداشت بچه و ...حساس نیست
مثلا غذایی که بچه داره میخوره یدفعه بریزه روی زمین همونو برمیداره مجدد میخواد بده بچه
یا مثلا پستونکش افتاده باشه روی زمین همونو میخواد بده بچه
مثلا بعضی وقتا میبینم دور از چشم من شیری که ته شیشه مونده و مثلا ۲،۳ ساعت ازش گذشته داره بهش میده و من چندین بار بهش تذکر دادم نده مریض میشه!

حالا قضیه از این قراره که چند شبه شوهرم از من ناراحت میشه که تو چرا فکرمیکنی خودت علامه دهری و همه چی بلدی و من نباید هیچ کاری با بچه داشته باشم!؟ میگم من نگفتم کاری به بچه نداشته باش من میگم بهداشت بچه رو رعایت کن یا
پریشب و دیشب دعوامون شده امشب هم مجدد دعوامون شده! میگه تو احترام به من نمیذاری میگم مگه چی گفتم میگه تو میخوای حرف حرف خودت باشه اصلا برو تنها بزرگش کن!!!!
پیش خودم میگم والا تا الانم تنهایی بزرگش کردم! دوماه اولی که بدنیا اومد یک شب هم پیش من و‌بچه نخوابید که خوابش به هم نریزه! وقتایی که بچه واکسن داشت اصلا نفهمید این بچه چجور بود و‌نبود! نه ماهه بدنیا اومده یک شب هم نگفته تو بخواب من بجات بیدار میشم حتی ایام تعطیلی!!
یه بار هم بچه رو عوض نکرده یا مثلا دوساعت باهاش بازی کنه من استراحت کنم
ساعت۶ونیم از سرکار میاد تا۸شب میشینه پای بازی کامپیوتری بعدم پای فیلم و‌گوشی ساعت۱۰ونیم۱۱ هم میخوابه! علنا هیچ کاری با بچه نداره!! بعدم که من میگم مثلا پستونک کثیف نده بهش برمیخوره!! حقیقتا امشب دیکه اینقدر کفری شدم ازش جای خوابم رو جدا کردم با بچه اومدیم تو پذیرایی
نگید برگردم سرجام واقعا از چشمم افتاده
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۱۴ ماهگی
واااای ک چقدر سختههه😫😫😫
دیشب گفتم بچم بیقرار بوده و تب دندون داشته. از ساعت ۲شب یهو تب شدید آورد هر نیم ساعت بیدار میشد و کلی گریه میکرد. تب پسرم اندازه گرفتم شوهرم خوند گفت ۳۷ونیم گفتم خب خوبه دیگه ولی برا اینکه هول نکنم دروغ گفته بود ۳۹ درجه بوده. دیگه دیدم با دارو و قطره کم نمیشه تبش براش شیاف گذاشتم تا ۶ صبح با من بود بعد دیگه بیهوش شدم از خستگی بچه رو سپردم به شوهرم ولی صداش تو گوشم مونده بود. صبح بردمش بیمارستان گفتن ویروسه
از بیمارستان رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهرم سرگرم بشه کلی بهونه گرفته. بعد اومدیم خونه یه ساعت خوابیده بااااز گریهههه رفتم خونه بابام. اونجا دوباره گریههههه برگشتم خونه گریههههه داروهام هیچ اثری ندارن انگار. باز رفتم خونه پدرشوهرم ک با برادرشوهر ۵ساله ام سرگرم بشه. اومدیم خونه باز گریههههه نیم ساعت خوابید که بدو بدو شام گرم کردم خوردم. باز الان گریهههههه دادمش دست شوهرم داره راهش میبره.
دیگه نمی‌دونم چیکار کنم بچم آب شد😭😭😭