۵ پاسخ

وایی چقد سختی کشیدی عزیزم

منم دو هفته بعد زایمانم سنگ صفرا گرفتم عمل کردم 😅

نگو ک چشاش رنگیههههه

چ همه دردسررر🤦‍♀️

ننهههه چرا لباس انقد خوشگلو سرخهههه دورش بگردم

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
بعد از اون هم دوباره وقتی منو میخواستن از ریکاوری منتقل کنن به بخش اون خانمی که داشت منو می برد یک بارم اون انجام داد یک بارم داخل اتاق که اومدم ماساژ دادن تقریبا فکر می کنم شش بار شکم منو فشار دادن که دردش وحشتناک بود حتی با اینکه بی حسیم نرفته بود و پمپ درد داشتم باز اون دردا خیلی وحشتناک بود برای من بعد از اون هم تقریبا تا هشت ساعت بهم گفتن چیزی نخور بعد از هشت ساعت مایعات تونستم بخورم و بهم گفتن پاشو راه برو و از اونجا که هم پمپ درد داشتم و مرتب شیاف استفاده می شد دردی رو حس نکردم و اگر باز برگردم عقب سزارین رو انتخاب می کنم بیمارستانی هم که رفتم بیمارستان عرفان نیایش تهران بود هزینه عملم شد چهل و هشت تومن و من فوق العاده راضی بودم از بیمارستان از دکترم و از عملم صد دفعه هم برگردم عقب باز سزارین رو انتخاب می کنم از پرسنل بیمارستانم فوق العاده راضی بودم جوری بود که حتی نمیذاشتن ما خودمون جای بچه رو عوض کنیم خودشون میومدن عوض می کردن من سرویس می خواستم برم خودشون میومدن میبردن اجازه نمیدادن همراه ببره می گفتن وظیفه ماست در کل بخوام بگم بهت ین روزی بود که تجربه کرده بودم فردای عملم هم مرخص شدم درد هم داشتم تا یه هفته بلند شدن نشستن برام سخت بود ولی با شیاف میشد تحمل کرد
مامان آرن مامان آرن ۹ ماهگی
ایمان سزارین
پارت ۴





دیگه رفتم اتاق ارنو اوردن من شیر بدم
نه سینم نوک داشت نه شیر داشتممم
واااای نگم از اون حال بچه من تا ساعت ۱شب تو اون وضع بوووود من شیر نداشتم سینم نوک نداشت خودم حالممن بدددد بچه جییییغ میزنه پرستارا نمیزاشتم شیر خشک بدم
دیگه ۱شب رفتیم خریدیم شیر دادیم بچه دادیم همونو خوابیدددد
یعنی دلم براش کباااااابه کباااب یادم نمیره جیغ زدناسو و اون پرستارارو مه هر چی خواستن گفتن
میومد میگفت تو مادر نیستی نمیخوای به بچت شیر بدیییی دیگه فرداش دکتر اطفال اومد و گفت بچه افت قند کرده شیر خشک بدین مام نان خریدیم و دادیم ولی همچنان تلاش داریم من شیر بدم
بعد طهرش یه از خدا به خبر اومد گفت باید شیر بدی یه قاشق برداشت افتاد به جون من
منم تا اون لحظه هیچ تکونی نخورده بودم که عوارض عمل برام یخت نباشه
چشمتون روز بد نبینه جوووووری سینمو فشار داد و پیچیدم به خودم که یادم رفت شکمم پارست یهو کل بدنم گرفت من دیگه نتونستم نفس بکشم😶رفتن کلی دستگاه اوردن اکسیژن و این داستانا و من هر دو ساعت کل بدنم میگرفت و فقططط جیغ میزدم پدرم در اومده بود از یه طرفم چون مسمومیت بودم هر ۴ساعت یه آمپول کوفتی داشتم که درد وحشتناک داشت و تمااام اینارو کار آموز ها میزدنننننننن که بعدا فهمیدم باید اون اآمپولارو با بیحسی میزد که نزده بود
کار آموزام در این حد بود که هر سری یادش میرفت جای آمپول زدنو 😭من بهش میگفتم
دیگه من خودم دو روز به خاط این مسمومیت کوفتی بستری بودمو دو روزم سوند داشتم بعدش که خواستیم مرخص بشیم ارن زردی داشت و من مستقیم از طبقه ۲رفتم طبقه ۳
مامان 😍آهو فسقلی😍 مامان 😍آهو فسقلی😍 ۷ ماهگی
مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی
#معرفی_کتاب برای نی‌نی ها
حساسیت من نسبت به آموزش آرن خیلی خیلی زیاده و فکر میکنم به این خاطره که پدر خودم همین حساسیت رو روی من داشت. به همین خاطر براش کلی کتاب فارسی و انگلیسی گرفتم که تصمیم دارم خوب هاش و اونایی که آرن دوست داشت رو به مرور بهتون معرفی کنم.
من این مجموعه رو وقتی باردار بودم خریدم و تا امروز بسته زرد رو با آرن کار میکردم و از فردا که آرن ۳ ماهش تموم میشه؛ میرم سراغ بسته سبز. هر بسته یک راهنمای استفاده هم توش داره که خیلی خوب والدین رو برای استفاده از کتاب ها راهنمایی میکنه. مثلا توی بسته زرد، ۳ تا کتاب سطح بندی شده (از ساده تا پیچیده) بود که کلی تصاویر سیاه و سفید جذاب داشت (فقط سیاه و سفید) و حسابی آرن رو سرگرم میکرد و آرن با بعضی از تصاویرش خیلی ذوق میکرد 😍 ادعای این ست کتاب ها اینه که هوش بچه رو افزایش میده. حتی من دیدم برای بعد از یک سالگی هم کتاب داره. فعلا محتوای بقیه بسته ها رو دقیق ندیدم ولی تجربه حدودا ۳ ماه استفاده من از بسته زرد، خوب بود و آرن دوستش داشت.