۵ پاسخ

وایی چقد سختی کشیدی عزیزم

منم دو هفته بعد زایمانم سنگ صفرا گرفتم عمل کردم 😅

نگو ک چشاش رنگیههههه

چ همه دردسررر🤦‍♀️

ننهههه چرا لباس انقد خوشگلو سرخهههه دورش بگردم

سوال های مرتبط

مامان آرن مامان آرن ۳ ماهگی
ایمان سزارین
پارت ۴





دیگه رفتم اتاق ارنو اوردن من شیر بدم
نه سینم نوک داشت نه شیر داشتممم
واااای نگم از اون حال بچه من تا ساعت ۱شب تو اون وضع بوووود من شیر نداشتم سینم نوک نداشت خودم حالممن بدددد بچه جییییغ میزنه پرستارا نمیزاشتم شیر خشک بدم
دیگه ۱شب رفتیم خریدیم شیر دادیم بچه دادیم همونو خوابیدددد
یعنی دلم براش کباااااابه کباااب یادم نمیره جیغ زدناسو و اون پرستارارو مه هر چی خواستن گفتن
میومد میگفت تو مادر نیستی نمیخوای به بچت شیر بدیییی دیگه فرداش دکتر اطفال اومد و گفت بچه افت قند کرده شیر خشک بدین مام نان خریدیم و دادیم ولی همچنان تلاش داریم من شیر بدم
بعد طهرش یه از خدا به خبر اومد گفت باید شیر بدی یه قاشق برداشت افتاد به جون من
منم تا اون لحظه هیچ تکونی نخورده بودم که عوارض عمل برام یخت نباشه
چشمتون روز بد نبینه جوووووری سینمو فشار داد و پیچیدم به خودم که یادم رفت شکمم پارست یهو کل بدنم گرفت من دیگه نتونستم نفس بکشم😶رفتن کلی دستگاه اوردن اکسیژن و این داستانا و من هر دو ساعت کل بدنم میگرفت و فقططط جیغ میزدم پدرم در اومده بود از یه طرفم چون مسمومیت بودم هر ۴ساعت یه آمپول کوفتی داشتم که درد وحشتناک داشت و تمااام اینارو کار آموز ها میزدنننننننن که بعدا فهمیدم باید اون اآمپولارو با بیحسی میزد که نزده بود
کار آموزام در این حد بود که هر سری یادش میرفت جای آمپول زدنو 😭من بهش میگفتم
دیگه من خودم دو روز به خاط این مسمومیت کوفتی بستری بودمو دو روزم سوند داشتم بعدش که خواستیم مرخص بشیم ارن زردی داشت و من مستقیم از طبقه ۲رفتم طبقه ۳