۱۲ پاسخ

مامان فقط اینو می‌دونم که هیچوقت کاری و که نمیتونی انجام بدی و بهش میگی و انجام نده و نگو .مثلا هیچوقت وقتی نمیتونی بیرون ببریش به دروغ نگو این کارو بکنی میریم ددر.
الان مثلا فسقلی متوجه شد تو بیرون نمیبریش و جدی نگرفت .
من حالا راه حل این کارو نمی‌دونم ،اما اگر این صحنه و ببینم ،هیچی نمی‌گم و بقلش میکنم و میبرمش یه قسمت دیگه خونه و کاری که دوست داره وبرای چند دقیقه انجام میدم مثلا رقصیدن .
چون تو این سن نمیشه با توضیح و هم قد شدن صحبت کرد درموردش .
و بعد یه چکاب میبرمش .
مولتی ویتامین هاشو به موقع بده مامان و میوه هم بده و حسابی غذا بخوره .
و من یه گربه داشتم دیوار میخورد من فلفل به اون قسمت دیوار زدم و جلو اون دیوار کمد گذاشتم .
و به مرور ترک کرد ،مولتی و آهن هم دادم

دخترمنم میخوره میگیرمش گریه هم میکنه ولی اهمیت نمیدم
اگ اون لحظه دادنزنیم قطعا به جنون میرسیم عزیزم
گریه نداره خب🥲

من اینجور موقع ها نفس عمیق میکشم و دنبال راه حلم و میگم راه حل چیه زیبا .
بعد اولش میگم بزار بغلش کن و از محل دور شم ،بعد میرم سرچ میکنم ببینم باید چیکار میکردم برای حلش

دختر منم با ناخونش یه گوشه ی کاغذ دیواری رو بلند میکنه و همشو میکنه و بعد میخواد بخوره،یعنی یه دیوارو کلا کاغذ دیواریشو کنده بعد گچ زیرشو میخواد بکنه و بخوره آخه چرااااا

چسب پنج سانتی بنداز رو دیوار

دختر منم همسن دختر تو میخوره😱😂😐

دقیقا پسر منم از دیروز گچ دیوار رو با ناخنش خراش میندازه گاهی وقتام میزنه ب دهنش هر چی حواسشو پرت میکنم باز می‌ره سراغش

دخترمنم امروز چسب ماتیکی رو برداشته بود میخواست بخوره ازش به زور گرفتم عذاب وجدان گرفتم🥲

شاید کم خون داره گچ میخوره پسرم همین طور بود میخورد آزمایش یه سالکی مشخص شد یکم کم خونی داره

عزیزم اون ب هیچ جاش نبوده پس عذاب وجدان نداشته باش😂

سلام دختر من میره میخوره 😑😑

سوراخ رو با خمیر دندون پر کن

سوال های مرتبط

مامان آریشا مامان آریشا ۱۷ ماهگی
امروز خیلی بد گذشت صب بیدار شدم شوهرم وایساد بهونه الکی گرفتن گند زد ب اعصابم ظهر پسرم ناهار نخورد ی پرت کرد بشقاب غذاش شکست دعواش کردم بلند شدم ی غذای دیگه براش درس کردم خابید بعد ک بیدار شد هر کارش کردم نخورد ی گوی داشتم اولین کادو شوهرم تو دوران نامزد بود خیلی دوسش داشتم دادم دستش تا سرگرم بشه پرتش کرد شکست فقط دعواش کردم بلند شدم مرغ پختم براش بهش دادم خورد دوس داشت رفت تو آشپزخونه از رو سر اوپن لیوان برداشت از دستش افتاد شکست شوهرمم نبود کلی دعواش کردم خیلی عصبی بودم زدمش باز دیدم خیلی اعصابم خورده باز زدمش خیلی ترسیده بود خیلی گریه کرد بعد داشتیم شام می‌خوردیم ی بشقاب سرویسم ک برا مهمون گذاشتم و تازه خریدم با قاشق زد داخلش شکست باز دعواش کردم الانم خابیده همینجور اعصابم خورده حس میکنم کنترلش از دستم در رفته همه چی با گریه میگیره خراب کاری میکنه دختر خالش ک ۳ ماه ازش کوچیکتره کتک میزنه تلوزیون خراب کرده کنترل خراب شارژ خراب همه چی پرت میکنه موهام میکشه واقعا موندم چیکار کنم البته الانم داره ی دندون درمیاره همش دستش تو دهنشه