۷ پاسخ

منم خیلی دلم گرفته مستجرم حتی ی اتاق هم بنام خودمون نی .یه روز دیر بشه اجاره مون صاحبخانه زنگ میزنه .انقد دلم گرفته .دلم میخاد خودمواز زندگی حذف کنم
اگرم جنگ بشه کار بار میخابه با این صاحب خانمون باید برم چادر بزنم

ناامیدچرا
تاوقتی نفس میکشی زنده ای یعنی به فرداوفرداهای بهترامیدهست
خودتون نبازیدماجنگ گذروندیم این روزهاهم میگذره ان شاالله

امیدتون رو هیچوقت از دست ندید
توکل بخدا کنید
قلباً ازش گشایش بخواید
مطمعن باشید کمک می‌کنه
من بارها تجربه کردم

این روزها میگذره بدترازینا گذشته
و مردم این سرزمین همیشه سربلند بودن و هستن
تاریخ نشون داده

اي گفتييي اي گفتي

ایشاالله که درست میشه🥺🥺🥺

الان وضعیت همه همینه خیلی روزای پریودم استرسی برای همه

منم همین طور افسرده شدیم بخدا

سوال های مرتبط

مامان اهورااااا مامان اهورااااا ۶ سالگی
میدونین من بیشترین ترسم از چیع ..از اینکه این بچه بقدری منو حرص میده بقدری منو عمدا اذیت میکنه هم منو هم باباشو هم میترسم از دسش سکته کنم بمیرم بمونه زیر دس اینو اون با این رفتاراش اذیتش کنن بخدا من کم اوردم واقعا نمیدونم چقد تحمل کنم چیکار دیگه باید انجام بدم تا این بچه دس از رفتارای نادرسش وردارع ..هر روز ک بیذار میشه تا لحظه خابیدن بقدری اذیت میکنه بقدری کارای عمدی میکنع ک منو باباشو ناراحت کنه ک فقط خدا میدونه چقد من هر لحظه هر ثانیه هر دیقه چقد استرس دارم ...روانیم میکنع بقدری ب کارای بدش ادامه میده بقدری ادامه میده هرچقد گوشمو کرمیکنم ک اخرش مجبور نشم نزنمش نمیشه دلم هم برا خوذش میسوزه هم برای خودم ک اینقد بدبختم من هیجی از بزرگ شدنشو قد کشیدنش نفهمیدم بقدری ک همیسع درگیر اذیت و آزارش بودم ...قرصاشم قط کردم چون فقط تاثیر موقت داشت درمان نشد ..هیج کس رامون نمیده خونش هیج کسم نمیاد خونمون بخاطر اذیتاش ..دلم برا تنهاییاش میسوزه ..