مامانا پسرم خیلی بد عادت شده و من نمیتونم کنترلش کنم 😬💔
عادتش شده هر روز کلی از سوپری خرید کنه
اگه چیزی بخواد و براش نخرم چنان قشقری به پا میکنه که از مغازه های بغل میان ببینن چی شده اینجا
یعنی اینقدر صداش بلنده و واویلا میکنه
باباش به من گفت مهریه ات رو ببخش من همه خرج های بچه رو میدم
اگه بچه برات مهمه
لباس و اسباب بازی و همه چی می‌خرم
ماهی ده تومن میزنم برا خوراکی
منم چهار ماه بود بچم رو ندیده بودم و تنها چیزی که برام مهم بود پسرم بود
رفتم همه چی رو بخشیدم
الان
از وقتی هوا سرد شده گفتم برا بچه لباس بگیر
انگار نه انگار
همین ده تومنه رو هم با کلی تاخیر زده پریروز
رفتم براش کاپشن و لباس و کفش گرفتم
چون دیدم هر چی میگم اون نمیخره
هفت تومنش همون روز اول خرج شد
الان نمیدونم با سه تومن و خرج های پسرم قراره چیکار کنم
دیروز که از خرید برگشتم کلی گریه کردم
منم تو این گرونی و بازار خراب اگه بتونم از پس هزینه های خودم بر بیام
خیلی زرنگم دیگه نمیرسم بخوام خرج پسرمم بدم
تو این چندین ماهی که جدا شدم
هیچوقت از ببخشش مهریه پشیمون نشدم
گفتم به آرامشم میارزه
ولی دیروز اینقدر بهم فشار اومد که واقعا اگه حقی داشتم
شوهرمو حلال نمیکنم
چون توان پرداخت مهریه رو داشت
ولی از سر زرنگ بازی اومد همچنین حرکتی زد
من چندین سال زنش بودم و براش بچه آوردم و واقعا هیچ بدی ای در حقش نکردم
خودش زندگی مشترک رو هم خراب کرد

۱۵ پاسخ

بنظرم یه هفته ایی نبرش بیرون بزار گریه کنه بگو چون وقتی میریم مغازه اصلا به حرفم گوش نمیدی واسه همین دیگه نمیبرمت...اینجوری از سرش میفته

دیگه عزیزم الان که مهریه ات بخشیدی خرجی بچت بایدبده هروقت دادپس اندازکن من الان چیزی میخرم به قیمت مناسب برای خودم کم بیش پس اندازمیکنم

عزیزم گریه کنه بهتره تااین که نتونی زندگیت بچرخونی منم بچم بابای خودم عادت به مغازه اش داده شوهرم که اصلا مغازه نمی بره خودمم گهگاهی براش میخرم وگرنه زیادنمیخرم

شکایت کن که نفقه بچه رو طبق قراری که گذاشته نمیده

درقبال ببخشش مهریه چی گرفتی؟

چرا مهریه رو بخشیدی اخه

پسرمنم ازابن کارا میکرد حالا فک کن من چادری هم هستم خواهر چادر همچیو زدم بغل کولش کردم پیاده هم بودم اوردمش خونه دیگ از این کار ها نکرد در برابرش تسلیم نشو عزیزم

اشکال نداره قشقرق بپا کنخ جیغو داد بزنه گریه کنه اون یاد گرفته دیگ اونطوری ب خاستش برسه اهمیت نده توجه نکن همیشه بیرون نبرش قرار نیس هر چ بخاد بخری باهاش حرف بزن باید بتونی کنترلش کنی

بببین عزیزم‌مشکلت مشکل کمی نیست تو این زمونه سعی کن پس اندازم داشته باشی واسه چنین وقتایی الان میگی ماهی ده تومن میزنه فکر کنم اگه نزنه میتونی شکایت‌کنی دیگا این لباسایی که خریدی تا چند ماهه جوابه ماه بعد که زد سعی‌کن پس انداز کنی

باید به حرفش گوش ندی با خودت نبرش مغازه اصلا خودت براش خوراکی بگیر سعی کن خوراکی مغازه بهش ندی به این چیزها عادتش نده اگه عادت کرده کم کم ترکش کن بعد اینقد حساس نباش رو لباس اونام بچه ست کم خرید کن براش چون اگه زیاد براش بخری باباش عادت میکنه دیگه چیزی براش نمیخوره یه مدت هیچی نخر که اگه اومد دنبالش ببیندش خودش به فکر بیوفته بخره

ببین گلم انشالله درست میشه خداکمکت کنه ولی خب چون پشتوانه نداری وکسی کمکت نمیکنه خیلی سخت قراربشه میتونی یابری پیش خانواده ات تایه مدت پول جمع گنی خونه کرایه کنی پسرتم نگهه میدارن سرکاررفتنی این بهتره ولی اگه نمی خواهی بری اولم سعی کن آنلاین سفارش بدی خوردوخوراک وتاپسرت نره سوپری بدعادتش ندی چون خوراکی های مغازه مضرهست واینکه زیادهم لباس نخردرحدنیازبچه ات تادست وبالت بازبشه اسباب بازی هم لازم نیست تندتندبخری اونم لازم نیست میدونم می خواهی بگی اینجوری مادربهتری بشم وبه بچم برسم نه اینجوری فقط خودت اذیت میشی هروقت وضعت بهترشدبیشترمیخری

نباید مهریتو میبخشدی حداقل ماهی ۲۰تومن میداد خوب بود۱۰تومن با یه بچه به ۴روز اولم نمیرسه
با بچه کوچیکم هم سخته بری سرکار

درکت میکنم سخته خرج گرونه خیلی وقتهاادم خوشی نداره من ازدیشب تاالان دلم درددارم نگرانم

خانومی خودتونم سرکار میرید؟ منظورم اینه منبع درآمد یا خونه ای چیزی دارید ؟ چون اگه اینا هم نباشه با یه بچه خیلی سخت میشه . از طرف خانواده خودتون ساپورت میشید؟

مشکلتون چی بود که جداشدین عزیزم

سوال های مرتبط

مامان رایبد💙 مامان رایبد💙 ۳ سالگی
امروز ده روز که رایبد از پوشک گرفتم باید عرض کنم من همیشه قبل از هر چالش و موقعیتی اینقدر که استرس قبلش از پا درآوردتم خود اون موقعیت سخت و جانفرسا نبوده😂
مثلاً از شیر گرفتن، واکسن زدن، تایم های بیماری و مریضی و در نهایت همین پوشک گرفتن...
اینقدر ترک پوشک برام شده بود کابوس که اصلا دلم نمی‌خواست وارد این پروسه بشم خصوصاً که هر روز کلی مامان مستاصل اینجا میدیدم که راجع به قضیه پوشک گیری مینالیدن😥
اما خداروشکر این مرحله هم خیلی راحتتر از اون چیزی که تصور من بود سپری شد، و رایبد بخوبی با این قضیه کنار اومد و همکاری کرد...
اینم بگم تا الان خیلی مواخذه شدم که چرا بچه رو از پوشک نمی‌گیری و دیر شد اما من از اول زمان مورد نظرم سه سال بود که بچه به آمادگی کافی برسه، خیلی ها مسخره‌ام کردن، خیلی ها بهم طعنه زدن و فکر کردن بخاطر تنبلی و راحتی خودم این کارو تاخیر میندازم اما برام مهم نبود، مهم این بود که تو این مسیر بچه ام آسیبی نبینه و هر دو اذیت نشیم، که خداروشکر همینم شد😍
شما هم کاری به اظهار نظر اطرافیان نداشته باشین، هر مادری شناخت بهتری از بچه اش داره👌
مامان پرهام مامان پرهام ۳ سالگی