۹ پاسخ

اخی خواهر مثل من

تفریح و پارک میبریش هر روز؟
باهاش هر روز بازی میکنی؟
اگه بچه ها تفریح و شادی هر روزه نداشته باشن، بداخلاق میشن

خیلی حساس شدی روش، خوردن همین داردی خواب خودش بزرگترین مشکل ایجاد میکنه توی بدخلقی و عصبی شدن کودک. خوردن این همه مکمل و ویتامین واقعا نیاز نیست مگر اینکه دوی ازمایش خونش کمبود نشون داده بشه یه بچه کم غذاست، تقصیر خودش نیست.
بیشتر ببرش بیرون بزار انرژی بسوزونه گرسنه بشه، بدوئه، بازی کنه،حتی بخوره زمین
من خودم خیلی بچه ریز و کم خوراکی بود خیلیییا. ولی اونموقع مادرم منو برددکتر غدد. گفتن چیزطش نیست ژنش اینه مدلش اینه ولش کن 😂مهم مغز بچه ست

بازم چاره ای نیس بیشتر بچه ها همینن
اما من راضیم به رضای خدا و ممنون دار خدا هستم بخاطر بچم
ن خواب دارم،ن خوراک ،ن زندگی یه آدم ۵۰کیلویی ک جون و حوصله خودشم نداره
اما باید خوصله کرد
بچم هیچی نمیخوره ،ن میخوابه ،لاغرم هست،میزنه و چنگ میندازه،کوچیکتره خودش رو پرت میکنه،اسباب بازی کسی هم به خودشون نمیده اسباب بازی خودش ک جای خود داره،جیغ میزنه
اما باید شکر خدا کرد سالمه
بچس،بچه اذیت داره
خودمون خواستیم بیان به این دنیا ،حتما ک نباید طبق میل ما باشه زندگی
بخدا ناشکری خوب نیس سعی میکنم شکر کنم تا زندکی برام راحت بگذره

بچس دیگه روزی میبینی خوش اشتهاست روزی میبینی بد غذاست. بچه ها همه فضولن شیطونن کثیف کارن همشون. اونایی که میبینی تو عکس بچه هاشون تمیزن. همون موقع مامانشون مرتبشون میکنن. تو این سن بچه ها برای خوابیدن لج میکنن چرا بهش خواب اور میدی این خودش کلی عوارض بیحالی میاره. چی انتظار داری بچت اجازه بگیره مثلا بگه مامان این لیوان بشکونم. برای غذا خوردن هم اجبارش نکن دادوسروصدا نکن. ظرف عروسکی چیزی براش بگیر این مدتت خودتت تو دهنش غذا بذار موقع غذا خوردن باهاش بازی کن تا خوش اشتها باشه

خوب کردی حداقل دسشویی رو زود شروع کردی منکه بیچاره شدم علاوه ب اینایی ک میگی دسشویی هم همکاری نمیکنه

عزیزم درمورد لاغریش غصه نخور لاغری ب مرور درست میشه ولی این چاقیه ک درمان نداره النم ک مد و استایل بیشتر ب طرف لاغریه ولی درمورد غر زدناش دختر منم غر میزنه ولی بنظرم ب محبت احتیاج دارن بگیرش بغل ناز و نوازشش کن با مهربونی باهاش حرف بزن همه چی درست میشه

خودت لاغر نیستی؟خو شاید ژنتیکش اینه

دست شویی رو تو یک سالگی یاد گرفت واقعا ؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان محمدحسین🧸 مامان محمدحسین🧸 ۳ سالگی
صبح زود پاشدم رفتم ازمایشگاه، برای اینکه جون داشته باشم تا شب با این بچه سروکله بزنم یه گالن قهوه درست کردم بخورم و براش کتاب بخونم 🫠بعدازظهرا هم عادت ندارم بخوابم دیگه بدون کافی سرپا نیستم... داشتم با خودم فکر میکردم من سختیای زیادی تو زندگیم کشیدم،کمترینش این بود که تو ۲۰ سالگی سرطان تیرویید گرفتم و یکسال درگیر درمان بودم و هنوزم باید شش ماه یکبار چکاب برم که دوباره عود نکنه،ازمایش امروزمم همون بود،از یه طرف تک فرزندم و خیلی غریب و تنهام و چون از بچگی تنها بزرگ شدم همین برام مشکل ساز شده و الان اگه دورم شلوغ باشه اذیت میشم ،حتی تحمل شلوغ کاریای پسرمم ندارم،از شانس منم پسرم عجیب بچه ی وابسته ایه،یعنی تو خونه مدام به من چسبیده جوری که مثلا اگه نشسته روی مبل من بیام بشینم رو زمین بدو میاد پیش من میشینه،برا یک لحظه هم تنها نمیمونه،اصلا تنهایی بازی نمیکنه،تو خونه همش به من چسبیده، یعنی از وقتی به دنیا اومد هم همین بود اگه پنج دقیقه میزاشتیمش زمین و گریه میکرد و میخواست یکی کنارش باشه ،یا مثلا یکی دوماهگیش اگه یک لحظه از جلوی چشمش دور میشدم سریع گریه میکرد،الانم همونجوره و حتی بدترم شده،جدیدا وقتی تو خونه تنهاییم میگه هیچ کاری نکن فقط پیش من باش، امروز میگه ناهار نپز بیا پیش من،بابا که اومد برو ناهار بپز😶 و من خیلی اذیت و کلافه ام، چه راهکاری دارید که کمتر به من بچسبه، از تنهایی نترسه و خودش با خودش بازی کنه؟
مامان 🥰پفک نمکی🥰 مامان 🥰پفک نمکی🥰 ۳ سالگی