۸ پاسخ

این متنی ک نوشتی دقیقا منم با دخترم زیاد هم نمیرم خونه مامانم فقط بخاطر کارای دخترم درصورتیکه توخونع بهترینه بیرون خره

یه مدت نرو حتی همون آخر هفته و بهش بگو تا زمانی که اینجور کنی جایی نمیریم اگه قول داد که دوباره برو اگه دیدی خوب شده که یه کادوی هم واسه خوب بودنش بخر اگه نه که دوباره بگو نمیریم تا زمانی که رو حرفت بمونی.
منم دخترام‌ همینن بخصوص بزرگه.البته من مشکلم اینه دختر خواهرم هم همسن دختر بزرگم هست و اینا وقتی میرسن به هم دیگه خیلی خراب کاری میکنن.

طبیعیه بچه ها از قانون های تو خونه خسته میشن و وقتی هم جایی حامی مثل مادربزرگ میبینن دیگه از خود بیخود میشن سعی کن تو خونه کمتر بکن و نکن کنی

دقیقا این وضع من با پسرمه

دختر من همه جا اذیت میکنه چه خونه چه بیرون تاپیک قبلم

منم دقیقاً همین شدم، چاره ای نیطت تا یکم بزرگترشن

بچه ی منم همینه هرروزم بیشترلج میکنه

معمولا تو خونه مادرا بیشتر دل به دلشون میدن هرکاری دلشون بخادمیکنن دیگه اونجا حرف گوش کن نیستن...

سوال های مرتبط

مامان حسین و سبحان مامان حسین و سبحان ۷ ماهگی
مامانا من دو تا بچه دارم یکی پنج سالشه یکی از چهار ماهشه هر روز تو خونه از صبح تا شب با بچه ها تنهام شوهرم ظهر میاد و باز می‌ره تا شب ساعت ۱۰ میاد دلم میخواد هر روز برم خونه مامانم پلی ناراحت میشن میگن بچه هات اذیت میکنند دیگه نمیرم هفته ای یکبار میرم و خونه مادر شوهر و خواهر شوهر هم کلا نه چون اصلا بهم رو نمی‌دن و بچه هامو اذیت میکنند فرق می‌زارم منم نمیرم کلا موندم تو خونه کاهی گریه میکنم از تنهایی کاش لااقل خونه ام ویلایی بود حیاطی چیزی داشتم البته آپارتمان حیاط داره ۴۰ متر ولی بازم تنهام الان باز گریه کردم از تنهایی دلم خیلی گرفته مادرم خیلی سنگ دره میگم بیام اونجا میگه نه بمون بچه هات بزرگ کن نمی‌خواد برا خواهرم فردا خاستکار میاد میگم مامان بزار الان بیام کمکت کنم مگه نمیگی کار دارم میگه نه نیا بمون بچه هات بزرگ کن یه خواهر هم دارم دو سال دیگه قراره کنکور بده به خاطر اون بابام و مامانم میگن زود زود نیا پسرت نمیزاره خواهرش درست بخونه خیلی دلم می‌شکنه از خرفاشون تو تنهایی گریه میکنم شما بگید من کجا برم خیلی تنها میمونم کاهی ماه ها میشه تو خونه میمونم میترسم افسرده شدم که فکر کنم شدم پسرمم خیلی شلوغه خیلی بیش از حد اذیتم می‌کنه