ن که ما تو بارداری هرروز مثل ملکه ها بودیم تااخرین لحظه کار کردیم واخلاق شوهر که هیچی نگم زندگیت عادیه همه جا همینه نگران نباش
من تو بارداریم یه روزای دلم واقعا غذای خونگی مامانمو میخواست.گشنم میشد نمیتونستم یه غذا درست کنم.خدا خیرش بده یه همسایه دارم گاهی وقتا برام غذا میفرستاد.شهر غریبم خیلی سخته
عزیزم منم تا این هفته که گذشت میرفتم سرکار جمعه دیگه هم زایمانم هست اصلا عذاب وجدان نداشته باش
منم تا ۴ ماهگی معده درد و ویار شدید داشتم خودمم تمام کارامو میکردم نظافت خونه و رسیدگی به اون بچم و دکتر رفتن و سرکار رفتن و...
مگه مادرای قدیم که همش تا روز زایمان کار میکردن نون پختن و قالی و... ماها چه اتفاقی برامون افتاد..
نگراننباش چیزی نیست
من دوستم همش استراحت مطلق بود بچش ۳۲ هفته دنیا اومد دلیل نمیشه چون استراحت نداشتی بچه زود دنیا بیاد
عزیزم زندگی نرمال و عادی داشتی من ماه آخر عذا دار فوت پدر جوونم شدم. ماه ۸ اساس کشی کردم. مدام راه رفتم کار کردم درو دیوار دستمال کشیدم بازدید خونه میامدن. حوصله غذا نداشتم. ذهنم درگیر خیانت بود با اینکه اینجوری نشده بود کسی گوشی اش شکسته با گوشی شوهرم زنگ زده. زنه پیام داده بود یک ماه پیگیری کردم تا ته داستان فهمیدم خشم و نفرت و عذاب و خستگی و درس بچه ام امتحانش موند چی بگم بهت مدل دیگه مصیبت بود که بکشم.درد تنهایی مادرم و دوری و بی کسی واقعا تعجب میکنم اینقدر مصیبت کشیدم
۲هفته دیگ بیشتر نداری استراحت کن حتما منم خیلی استرس داشتم ولی بموقع بدنیا اومد خداروشکر
عذاب وجدان نداشته باش ماشالا دوهفته هم بگذره بچه سالم به دنیا میاد
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.