۱۷ پاسخ

وای خدا نکشتت یچی یادم افتاد خندم گرفت منی که همیشه وحشت داشتم از امپول بخاطر امپول دکتر نمیرفتم. تو ای وی اف خودم دورنافیامو میزدم عضلانیم نمیدیدم ک بزنم یبار دادم شوهرم بزنه گفتم کجا بزن امپولو هرچی فشار میداد نمیرفت اخر یذره رفت بعد شوهرم میگفت نمیره تو دلم نمیاد. مونده بود وسط میگفتم فشار بده گفت نه دلم نمیاد خودم گرفتم فشار دادم چقدبد بود انگار کند شده بود چقد عذاب کشیدم😂

سلام عزیزم من آمپول هامو خودم میزدم

میرفتم بیرون

من همسرم برام میزد
گاهی مادرم

من صبح انتقالم رفتم جای آمپول مونده بود شوهرم همونجا میزد😂😂😂😂

من قبل انتقالم همسرم برام میزنه حتی آنوکسارو. خودم دلشو ندارم بزنم

من مامانم یاد گرفت میزد برام

واسه من یکی میومد خونه میزد ..جاش هم‌کمی کبود میشد

من همسرم برام میزد

وای این تزریق ها خیلی بده سخته بعد انتقال که دیگه نگو

تزریقاش چیه عزیزم؟

بیرون کسی نبود برام بزنه

من خونه خودم میزدم

تا سه روز پرستار گرفتم اومد خونه زد بعدش دیگه آمپول پروژسترون نداشتم آمپول آنوکساپارین داشتم فقط گاهی شوهرم برام میزد گاهی هم خودم توی شکم

من تو شکمی رو خودم میزنم پروژسترونمم همسایه ام خدا خیرش بده هر روز میاد میزنه و میره

من میرم بیرون هر روز اسنپ میگیرم

من از فردای انتقالم رفتم سرکار روزی نیم ساعت پیاده روی داشتم

سوال های مرتبط