۱۳ پاسخ

مامان نورا یه سوال

عزیزم اسفند دود کن توش نمک بریز
براش تخمه مرغ بشکون و اینکه یه مشت نمک رو بریز دست راستت و کل خونه رو بگردون دور سر دختر بگردون دور سر خودت بعد ببر بدون اینکه به نمک نگاه کنی بریز دسشویی

واینکه سعی کن باهاش بیشتر تنها که شدی بازی کنی بغلش کن دالی دالی توپ بازی سعی کن رابطتتو باهاش بیشتر کنی ایت الکرسی هم بخون احتمالا چشم زدن
من دخترم خیلی دوسم داره تا کسی میبینه که بغلم هس و ... چشم میزنن اونجوری میشه سمتم نمیاد بهم بی توجهی میکنه

باهاش بازی میکنی یا شعر خوندن و خندیدن داری به اندازه کافی؟ به نیاز های عاطفیش توجه بیشتری کن این طور که معلومه دخترت عاشق بازی و حرف زدنه

ای ننه اشک چشمتو قربون🥲😍😍😍

درست میشه غصه نخور ، مطمعن باش قهر نیست چون بچه له هیچ وجه کنترل احساستشو نداره ، احتمالا یه حالت ناخودآگاه تو ذهنش اومده قصدی نیست ، کلی قربون صدقه اش برو و اصلا خودتو فاصله نده که مثلا اذیتش نکنی فلان ، بزار اتفاقا دوباره بهت خو بگیره ، ولی خب به چیزی هست که میگن بچه کلا مادرشو دیدنی گریه میکنه شاید همینه آخه تو بهت اونجوری اومده ، چون دختر منم گریه هاش و بره من میاره ، خنده ها و بازی هاش بره بقیه ، چون اینجوری که بچه مامانشو امن ترین آدم زندگیش میدونه پس تمام حس های بدش و میاره پیش مامانش تخلیه میکنه

بچه ها خیلی زود بزرگ میشن و دیگ ب ما احتیاج چندانی ندارن ولی کارای خونه هیییچ موقع تمومی ندارن ی مدت بیخیال تمیز کردن خونه وزندگی باش بیشتر بهش توجه کن بیشتر باهاش بازی کن حتی وقتی خوابه توم کنارش دراز بکش حضورتو احساس کنه بچه ها هممه چیزو متوجه میشن

وای خیلی سخته منم پسرم چندروزاینجوری بودولی شیرشومیخورد دلم میخواست خودموسرنگون کنم

سرش داد نزدی؟دعواش نکردی؟
تا میتونی بغلش کن نوازشش کن باهاش بازی کن بهش لبخند بزن هرچقدرم که باهات بد باشه

درسته کوچیکه ولی باهاش حرف بزن اون میفمه
انشاالله درست میشه

شما بودی موهاتو رنگ کرده بودی؟
تغییری چیزی نکردی جدیدا؟

سید دخترمون سید که لج 😅😅😅😅

باهاش بازی میکنی؟یا سرش داد نزدی یهو

عزیزدلم آخه بچه انقدی چه می‌دونه قهر ینی چی
شاید داره خودشو برات لوس می‌کنه
یا جاییش درد می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 مامان مـاهـلـیـن🌙🧿 ۱ سالگی
مامانا نمی‌دونم به چشم زخم اعتقاد دارید یا نه
اما من احساس میکنم دخترم چشم خورده
دختر من از ۶ ماهگی که غذاخور شد ، غذاشو به اندازه میخورد
یک بار خونه مامانم بودم برای دخترم موز له کرده بودم داشتم میدادم یه بنده خدایی اومد خونشون ، موز که تموم شد دخترم گریه کرد که دوباره میخواست ، پاشدم دوباره براش موز له کردم ریختم تو پیاله
بعد اون بنده خدا گفت خوب میخوره نوه ی من نمیخوره اصلا
از همون موقع به بعد دختر من دیگه لب به موز نزد
غذا هم که اصلا دیگه مثل قبل نمیخوره اصلااااا
با التماس شاید دو سه قاشق


حالا همه ی این قضایا به کنار


دیروزم یه بنده خدایی اومد خونم ، دخترم که اولش آنقدر شیرین کاری درآورد پیشش ، انقدر خندید و شیطنت کرد خسته شد بعدش دخترمو شیر دادم خوابید راحت

بعد از اینکه اون شخص از خونمون رفت ، دخترم بعدازظهر خواب بود یهو با گریه از خواب پرید دیگه نخوابید هرکار کردم
بعد اونم دیشبو تا خود صبح گریه کرده و نخوابیده اصلا
همش سه چهار دقیقه خوابیده باز با گریه بیدار شده
منم پا به پاش بیدار بودم

یعنی ممکنه چشم خورده باشه ؟!
یا نگاه اون طرف سنگین بوده باشه

نمیدونم خدایا اصلا کلا همه ی قلق های دخترم به هم ریخته

اینم بگم دندونش درومده دوتا پایین دوتا بالا
بخاطر دندون نیست این رفتاراش