سلام بچه ها یه سوال یکی از دوستای من رفته خونه مادرشوهرش بعد میگه هعی دستو پای بچه شو مادرشوهر و پدرشوهرش میکنن تو دهنشون حالا یا به بهانه بوس و گاز و مثلا یه چیزی مالیده شده تو دستشو میخوان بخورن یا بچه عقلش ک نمیرسه به چیزی میزنه به انگشتش هعی اصرار میکنن بده به من و دست بچه رو میک میزنن دوستم میگه چندین بار این مسئله پیش اومده و این رفته دستو پای بچه رو همونجا شسته ولی میگفت امروز اینکارو کردن بغل شوهرش بوده بچه دوستم گقته بیا ببریم دستاشو بشوریم با صدای بلند مادرشوهرشم شنیده گفته چرا دوستم گقته اخه شما زدی دهنت بچم دستشو میخوره به خاطره اون میگه مادرشوهر هم چیزی نگفته گقته ن نخوردم و فلان بعد میگفت بعداز اینکه اومدن خونه شوهر گفته اونجوری نباید میگفتی من ترسیدم برگرده یه چیزی بهت بگه دوس ندارم حرف بشنوی و فلان از من خواست اینو از شما بپرسم که آیا دوست من مقصر میگه خیلی ناراحت شدم که شوهرم اینجوری گفت

۹ پاسخ

مادرشوهر منم این کار رو میکرد منم بردم دست بچه رو شستم بهش با عصبانیت گفتم چه کار بدیه که میکنین اونم گفت خودش دستشو کرده تو دهنم خب زن حسابی بچه که عقل نداره خود تو که الان نزدیک شصت سالته چرا بی عقلی

بله دوست شما مقصره
واسه منم پیش اومده که پدرشوهرم با دست خودش بهش غذا میداد یا قاشقشو میزاشت دهنش من چندبار به شوهرم توضیح دادم و گفتم اگه جلوت اینکارو کردن بگو که بچه حساسه مریض میشه و توضیح بده چون از بچه خودشون ناراحت نمیشن
شوهرم هم چند بار پیش اومد بهشون گفت

مادرشوهر منم همینه همه بهم میگن تو حساسی
ولی من می‌دونم که اغلب تبخال میزنه و تبخال هم بیماری ویروسیه و منتقل میشه
دختر من مدام دستش تو دهنشه از بچگی دستشو میبوسه تا حالا شاید بیست بار شوهرم بهش گفته نکنه این کارو باز انجام میده
روزانه چند بار میاد خونمون و من هر بار تا مرز سکته میرم که نکنه دوباره انجام بده دیگه برام شده یه ترس بس که از بچگی دخترم حرص خوردم سر این موضوع
ببار دخترم که کوچیک تر بود حدود سه چهار ماهه همش می‌بوسید ینی هر دفعه میومد می‌بوسید بهم گفت که نذر کردم که این که روی لبمه خوب شه میترسم بجای لبم بودم حرکت کرده به یه سمت دیگه من نگاه کردم دیدم مثله تبخال روی لبشه ینی اون لحظه میخاستم از عصبانیت منفجر بشم
ولی تا الان چیزی نگفتم خودم چون به شده حساسه ولی به شوهرم گفتم که بهش بگه بازم گوش نمیده

کار پدر شوهر و مادر شوهر دوستت واقعا چندش اوره .....ولی ب این جور ادما هر چقد تذکر بدی لج میکنن فقط باید تن تن دست و دهن بچه رو بشوره تا اونا بدونن ک طرف بدش میاد ناراحته ب قول مامان من بچه از گل 💐 هم حساس تره نباید اینکارو کرد

وااای اصلا یه سریا این چیزا حالیشون نیست مادر شوهر منم یه هاله ای ازین کارا داره🤧 با دست کثیف که از بیرون اومده زبون بچمو میگیره😑 یا تو یه بار ماچ کردنش هشتاد تا ماچ پشت هم می‌کنه از نزدیک دهنش🤕🥴

خیلی خوب کاری کرده منم بودم همین کارو میکردم چون اصلا اینکارها درست نیست
حتی یک مادر نباید غذای دهنی شو به بچش بده
دیگه از مادر بالاتر داریم؟؟؟
ولی از حرف شوهرش نباید ناراحت بشه چون بنده خدا چیزی نگفته

این یه نوع ت ج ا‌ و‌ ز به حریم بچه هست و خیلی حرکت زشتی عه به نظرم من اجازه نمیدم کسی همچین کاری با بچه ام بکنه دست و پاشو بکنه تو دهن اش منم بودم میرفتم میشستم تا یارو بفهمه کارش اشتباهه

ن اتفاقا خوب تذکر داده چ معنی داره این کارا

شوهرش پشتش بوده نمیخواست بهش متلک بگن بخاطراین ک قرارنباشه جلو خانوادش هم وایسته دگ بحث کنن مادرشوهرمنم اینکارو میکنن با عمه هاش منم میشورم اون هرچی بگن من فقط کار خودم می کنم ب حرفشون توجهی نمیکتم

سوال های مرتبط

مامان محیا و تودلی مامان محیا و تودلی هفته دوازدهم بارداری
تا یادم نرفته اینو بزارم برای مامان هایی که مثل دختر من بدغذا هستن و به زور چیزی رو پسند میکنن🥴 این پنیر میهن برای کودکان عالیه محیا خیلی دوستش داره صبحانه خالی میخوره، امروزم باز گردو رو به منو صبحانه اش اضافه کردم و فهمید و نخورد تف کرد 😑اصلا لب به مغزیجات نمیزنه،حالا از اینور هم مامانم بهم استرس و فشار روحی میده که آرررره تو مادر خوبی نیستی به بچه خوب نمیرسی از اون گردو و بادام بده بچه بخوره جون بگیره و فلان هزاربار گفتم دوست نداره نمیخوره برگشته میگه نههههه تو از تنبلی نمیاری بدی دست بچه😒 آخه مادر من تو مگه هر روز خونه کنی که زحمات منو ببینی؟! چطور بچه نگه داشتن منو ببینی؟! فقط بلدی از پشت تلفن حرف بارم کنی من مادر این بچه هستم هیچکس هم اندازه من به این بچه نمیرسه بخدا ولی خب چیکار کنم بدغذاست بعضی چیزا رو لب نمیزنه، میگه نههه تو بلد نیستی قلق بچه ات رو بهش بدی بخوره😑 وگرنه خوروندن اونا به بچه که کاری نداره، حالا بیا حالیش کن نه این راه درستی نیست بچه از غذا زده میشه و اینا خلاصه حوصله بحث باهاش رو ندارم میگم آره تو راست میگی حق با شماست
مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
ادامه تاپیک مدیریت احساس خشم
خب حالا ما میایم محرک هارو پیدا می‌کنیم محرک ها برای اینه که نداریم بچه عصبانی بشه نه اینکه به بچم همش بگم باشه هرچی تو بگی و همه چیز رو بهش بدم که عصبانی نشه نه
محرک ها مثل همین ها که گفته شد
ما به محرک ها توجه میکنیم و توجه نمی‌کنیم
حالا به محرک ها توجه نمی‌کنیم مثلا یک نفر هست خیلی من رو ناراحت میکنه میتونیم کمتر ببینیمش یا اینکه اگر دیدیمش خودمون رو با یه چیزی سرگرم کنیم و اگر چیزی هم گفت میریم سراغ بحث تعبیر و تفسیر که گفته شد بهتون
برای اینکه اون خشم سنگینه نیاد
باورهای غلط بنیادین :
این باور های غلط هست که صبح تا شب داره مارو عصبانی میکنه
(جهان طبق انتظار من باشد )بچه من نباید اصلا کار بدی انجام بده
چنین چیزی در جهان وجود نداره که همه چیز طبق خواسته ما پیش برود و همه چیز قابل پیش بینی باشد و فقط خوبی اتفاق بیافتد جهان به این شکل نیست
من اگر مامان خوبی بودم بچم الان فحش نمی‌داد
یا اگر مامان خوبی بودم بچم راحت‌تر ازم جدا میشد
اگر فلان مشکل رو داره ممکنه مثل عموش بشه
بچه یه سری جاها تحرک زیاد داره ولی بجاش همون اول میگن این مشکل رو داره پس مثل اون میشه بعد حالتون بد میشه میگید حالا من چیکار کنم بعد از استرس زیاد رفتارتون کلا با بچه اشتباه میشه
دیگران نگاهم میکنن حتما بچه آن ها خوب هست و بچه من بد
مثلا بچه شما گریه می‌کند
هر بچه ای یه سری مسائل رو داره و شما مسائل کامل اون بچه رو نمیبینید
اون هم یک انسانه و ما باید روی مسائل بچه خودمون تمرکز کنیم که حلش کنیم و نمیشه بگی بچه کلا نباید مشکل داشته باشه چنین چیزی نیست
مامان نینی مامان نینی ۲ سالگی
بچم نمیتونه حرف بزنه گاهی جیغ می زنه که منظورشو بفهمونه
تا جیغ میزنه شوهرم داد میزنه که جیغ نزن و دستشو بلند میکنه که بزنش یبارم قبلا زدش
هر چی میگم این بچست نمیفهمه از پس خودخواهه
امروز ظهر از سرکار اومد تا بچم جیغ زد داد میزنه دستشو بلند میکنه که بزنش
گفتم نمیتونه حرف بزنه جیغ میزنه چته میگه اعصابم نمیکشه گفتم میموندی همونجا که بودی نیا اعصاب مارو هم به هم بریز بعد لباساشو پوشید رفت بچم همش میگه بابا بابا
قبلنم بحثم شده باهاش سر این موضوع میگه اعصابم نمیکشه گفتم برو دکتر آرامبخش بهت بده گفت روانی خودتی
چون خودم همیشه آروم و ساکت بودم هیچوقت این روی شوهرمو ندیدم
از خودم متنفرم که همچین پدری برای بچم انتخاب کردم
شرمنده بچمم که اینقدر باباشو دوست داره و اون اینقدر نفهمه
کارم همش شده گریه که چرا نمیفهمه این فقط یه بچه یکساله است
نه راه پس دارم نه راه پیش خدایا خودت به فریادم برس😭
این پدر چجوری میخواد تو تربیت بچه به من کمک کنه😭