سخت مدام درگیربودم روزدوم بستری شدبعدم مشکل ورم کلیه داشت عمل شدمدام بستری....بازسرماخوردویروس اسهال استفراغ گرف☹️
ببببین سخت ی چیزه.من پاررررره شدم
از بارداری بهتره اذیت میکنه ولی کم نیاوردم با اینکع پر گریه ست
رو روال بوده...ولی گاهی روزا خیلی خسته میشم مخصوصا روزایی که باید اشپزی کنم.و یکیشم بخش خرید رفتن.....
معمولی بوده
سخت ولی شیرین
هم سخته هم شیرین بزرگ ترین چالش من با جانان تو این مدت یکی این بود که تا ۵ ماهگی شیر خودمو خورد پیر شدم سره شیر خوردنش اخر تسلیم شدم شیر خشک خورد
یکی ام سره خوابوندن از ۶ ماهگی به بعد خیلی سخت میخوابه
چند روزه خیلی خسته ام خیلیییی کم آوردم، فقط دلم میخواد چند ساعت تنها باشم
بچه داری واسه من از اقدام تا الان آسون بوده،،،اگه جایی کم اوردم یا از شوهرم ناراحت بودم یا مشکلات دیگه روحمو خراب کرده
خداروشکر ولی وقتی بی خواب میشم سخت میشه شیرم کم میشه
دوران بارداری بشدت سخت و وحشتناک ولی خداروشکر خود بچه داری آسون بوده خیلی اذیت نشدم خدا اینجارو دیگه بهم کمک میکرد
خوب وشیرین یه تجربه متفاوت..ولی خوب درکنارش سخت هم هست گاهی حتی خسته کننده
خوب بوده ولی بعضی روزا خیلی خسته میشم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.